<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="http://niimaa.googlepages.com/rss.css" ?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>عصيان</title>
      <link>http://www.osyan.net/</link>
      <description>دست‌نوشته‌های نيما اکبرپور</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 1389</copyright>
      <lastBuildDate>شنبه, 23 بهمنماه 1389 01:31:47 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.35</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>مقایسه آماری ویدئوهای اعتراضات ایران و مصر در یوتیوب</title>
         <description><![CDATA[<p>یوتیوب مقایسه‌ای انجام داده میان ویدئوهایی که در هفده روز اعتراضات امسال مصر (در سال ۲۰۱۱) و ویدئوهایی که در اعتراضات به نتایج انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاست جمهوری اسلامی ایران منتشر شدند.<br />
نگاهی به داده‌های یوتیوب در مورد عبارات «ایران» و «مصر» و تحلیلش، نتایج جالبی را آشکار می‌کند. جست‌وجوی ویدئوها در هر دو مورد در دوران تظاهرات بالاترین بالاترین میزان را داشتند. این مقدار در هفته‌ای که در ۲۱ ژوئن شروع شد در ایران بیشتر بود و این مقدار در هفته گذشته برای مصر به بیشترین مقدار رسید. اما وقتی دو نمودار را به طور مستقیم با هم مقایسه می‌کنیم، میزان جست‌وجو برای کلمه ایران دو برابر میزان جست‌وجو برای کلمه مصر بود.<br />
این نمودار میزان جست‌وجو این دو کلمه را در آمریکا نشان می‌دهد. رنگ قرمز نشان ایران و رنگ آبی نشان مصر است:<br />
<center><img src="http://osyan.net/contentimages/iranegyptyoutube.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Iran Egypt Youtube Graph"></center><br />
علت این اختلاف را در دو چیز می‌توان دانست. اولین مورد این است که رسانه‌ها و به ویژه تلویزیون در سال ۲۰۱۱ برای پوشش وقایع مصر، مانعی نداشتند و اخبار از راه‌های مختلف و متنوع منتشر می‌کردند. نکته دوم <a href="http://www.citizentube.com/2010/02/neda-video-breaks-new-ground-in.html">برنده شدن</a> ویدئوی کشته‌شدن ندا آقاسلطان در «جایزه پولک» بود.<br />
کلمه ندا بیشترین کلمه مورد جست‌وجو همراه با کلمه ایران در طول آن تظاهرات بود. در حالی که برای وقایع مصر در طول ماه‌های فوریه و ژانویه هیچ کلمه مهمی به عنوان کلمه دوم دیده نمی‌شد.<br />
قطعاً ویدئوهای زیادی از خشونت پلیس مصر در طول دو هفته گذشته در سراسر وب پخش شده است و بیننده‌های زیادی هم داشته. برای مثال مقاومت این معترض مصری در مقابل ماشین آب‌پاش پلیس<a href="http://www.youtube.com/watch?v=FgxH93oSGn0"> یکی از این ویدئوها</a> است.<br />
وقتی به موتور جست‌وجوی گوگل هم نگاه کنید، همان تغییرات در نمودار آن دیده می‌شود:<br />
<center><img src="http://osyan.net/contentimages/iranegyptgoogle.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Iran Egypt Google Graph"></center><br />
دنبال کردن اخبار این روزها از طریق سایت‌های همکار یوتیوب از قبیل <a href="http://www.citizentube.com/">سیتیزن تیوب</a> و <a href="http://www.storyful.com/">استوری فول</a> میسر است.</p>

<p>توضیح: این پست ترجمه آزادی است از <a href="http://youtube-trends.blogspot.com/2011/02/searches-higher-for-iran-in-2009-than.html">این نوشته</a> وبلاگ یوتیوب ترندز</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/11/post_1531.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/11/post_1531.php</guid>
         <category>گوگل</category>
         <pubDate>شنبه, 23 بهمنماه 1389 01:31:47 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>نقش جرج اورول در تبلیغات شرکت‌ها</title>
         <description><![CDATA[<p>به نظرم وقتی که یک ایده تبلیغاتی بارها کپی بشه، دیگه تأثیر خودش رو از دست می‌ده. امروز دیدم که علیرضا مجیدی <a href="http://1pezeshk.com/archives/2011/02/%C2%AB%D8%B2%D9%88%D9%85%C2%BB%E2%80%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-1984-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%AF%D8%A7.html">اشاره‌ای</a> کرده به آگهی ویدئویی تبلت زوم و طعنه‌ای که <a href="http://www.motorola.com/">شرکت موتورولا</a> به <a href="http://www.apple.com/">شرکت اپل</a> زده. در واقع از <a href="http://www.george-orwell.org/1984">داستان ۱۹۸۴</a> جرج اورول و سکانس معروفی از فیلمش استفاده کردن برای این که فن‌بوی‌های اپل و مسخ شدنشون رو زیر سؤال ببرن. این آگهی رو می‌تونید از <a href="http://www.youtube.com/watch?v=FgOX9mb7V4o">اینجا</a> ببینید:<br />
<center><iframe title="YouTube video player" width="350" height="283" src="http://www.youtube.com/embed/FgOX9mb7V4o" frameborder="0" allowfullscreen></iframe></center>اما پیش‌تر هم از این ایده استفاده شده بود. شرکت اپل قبلاً از همین ایده برای طعنه زدن به <a href="http://www.microsoft.com/">مایکروسافت</a> استفاده کرده بود و پارسال هم شرکت <a href="http://www.doubletwist.com/">دابل توییست</a> همین طعنه رو به سمت اپل برگردوند و الان می‌بینیم که موتورولا این کار رو تکرار کرده. پارسال <a href="http://www.osyan.net/1388/07/_1984.php">مطلبی</a> در این باره نوشتم و می‌تونید ویدئوهاش رو از <a href="http://www.osyan.net/1388/07/_1984.php">اینجا</a> ببینید.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/11/post_1530.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/11/post_1530.php</guid>
         <category>تبلیغات</category>
         <pubDate>۲ شنبه, 18 بهمنماه 1389 17:52:19 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>فیلم «زندگی از ساندنس» آماده شد</title>
         <description><![CDATA[<p>اگه یادتون باشه <a href="http://www.osyan.net/1389/05/post_1492.php">نوشتم</a> که <a href="http://www.youtube.com/lifeinaday">«زندگی در طول یک روز</a>» یا Life in a day، یک تجربه جهانی تاریخی برای تولید یک فیلم کاربرساخت یا user-generated بود که قرار شد در یک روز ساخته بشه. مردم در بیست و چهارم جولای گذشته در طی ۲۴ ساعت، بخش از زندگی خودشون رو جلوی دوربین بردند و برای ساخت فیلمی به تهیه‌کنندگی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%AA">ریدلی اسکات</a> و کارگردانی <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Kevin_McDonald">کوین مک‌دونالد</a> ارسال کردند. حالا این فیلم از بین هشتاد هزار ویدئوی ارسالی و چهارهزار و پانصد ساعت ویدئو ساخته شده.<br />
حالا در <a href="http://www.youtube.com/lifeinaday">صفحه ویژه این فیلم</a> در یوتیوب فیمی هست به طول یک ساعت و سی و پنج دقیقه که می‌تونید از <a href="http://www.youtube.com/lifeinaday">اینجا</a> ببینید.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/11/post_1529.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/11/post_1529.php</guid>
         <category>فيلم</category>
         <pubDate>جمعه, 08 بهمنماه 1389 05:39:53 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>همه مردان شاه روی آی‌پد</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://itunes.apple.com/us/app/operation-ajax/id408086365"><img src="http://osyan.net/contentimages/ajax.png" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Viber iPhone App"></a><a href="http://itunes.apple.com/us/app/operation-ajax/id408086365">این اپلیکیشن</a> مخصوص آی‌پد، یک بازگویی گرافیکی از کودتای ۱۳۳۲ هست که با حمایت سازمان سیا که در ایران اتفاق افتاد. نام رمزی عملیات سازمان سیا، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA_%D8%A2%DA%98%D8%A7%DA%A9%D8%B3">عملیات آژاکس</a> بود. این اپلیکیشن بهتون اجازه می‌ده تا در تاریخ فرو برید و با استفاده از تصاویر جذاب گرافیکی، تجربه دلچسبی از خواندن کتاب «تمام مردان شاه» به دست بیارید.<br />
کتاب «همه مردان شاه»، به نوعی روزشمار وقایع قبل و بعد از این کودتا هست (<a href="http://1pezeshk.com/archives/2006/01/post_158.html">بیشتر</a>). این کتاب که به زبان انگلیسی نوشته شده، برای اولین بار جامعه آمریکا رو با دخالت‌های سازمان سیا در دولت دکتر مصدق آشنا کرد و واقعاً تأثیرگذار بود. به شیوه‌ای که حتی<a href="http://www.osyan.net/1383/10/post_1527.php"> نمایشنامه اپرایی</a> هم توسط مایکل مین نوشته شد و در شهرهای مختلف آمریکا به روی صحنه رفت.<br />
<center><img src="http://osyan.net/contentimages/operation-ajax3.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Operation Ajax App"></center><br />
این اپلیکیشن پر از جلوه‌های بصریه و باعث می‌شه که به جای مطالعه یک کتاب متنی، با تصاویر کارتونی و به نوعی کمیک استریپ مواجه بشید.<br />
متآسفانه نسخه‌ای از این اپلیکیشن برای آیفون موجود نیست و البته قیمتش هم ۹۹ سنت یا همون یک دلاره. بهتون توصیه می‌کنم <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/world/2011/01/110120_l42_vid_us_embassy_hostages.shtml">گزارش جالب بهمن کلباسی</a> رو درباره این اپلیکیشن ببینید.</p>

<center><img src="http://osyan.net/contentimages/operation-ajax1.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Operation Ajax App"><img src="http://osyan.net/contentimages/operation-ajax2.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Operation Ajax App"></center>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/11/post_1528.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/11/post_1528.php</guid>
         <category>اپل</category>
         <pubDate>جمعه, 01 بهمنماه 1389 04:24:32 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>وقتی یک خواننده توییت‌های خواننده‌ای دیگر را آهنگ می‌کند</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D8%B4_%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%86">جاش گروبن</a> یک خواننده، ترانه‌سرا، پیانیست، درامر و بازیگر آمریکایی متولد لس‌آنجلسه که صدای واقعاً بمی داره. اولین بار به طور اتفاقی صداش رو از مجموعه‌ای که پنج سال پیش از روی اینترنت دانلود می‌کردم، شنیدم. راستش تا همین چند وقت پیش اصلاً نمی‌دونستم که تا این حد معروفه. سبکی که جاش توی آهنگ‌هاش دنبال می‌کنه یه بازه از موسیقی کلاسیک تا پاپ رو در بر می‌گیره. شاید شما هم صداش رو در تیتراژ پایانی <a href="http://www.imdb.com/title/tt0332452/">فیلم تروآ</a> شنیده باشید. این رو داشته باشید تا برم سراغ یک نفر دیگه.<br />
<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87_%D9%88%D8%B3%D8%AA">کانیه وست</a> یکی از معروف‌ترین رپرهای دنیاست. البته باز هم اعتراف می‌کنم که از کارهای این بابا چیزی نشنیدم.<br />
همه اینها رو گفتم تا برم سراغ این خبر. <strike>آلبوم</strike> شیرینکاری جدید جاش، چیزی نیست جز آوازی که بر <a href="http://twitter.com/kanyewest">توییت‌های کانیه</a> خونده. یعنی توییت‌های این بابا رو برداشته و روشون آهنگ گذاشته و خونده. حاصل کار هم طبیعتاً اون‌قدر کمدی شده که <a href="http://www.youtube.com/watch?v=0Axzxe1a78E">این ویدئو</a> که گوشه‌ای از این آهنگ‌ها رو نشون می‌ده بیشتر از دو میلیون بازدیدکننده در طول دو هفته پیدا کنه.<br />
<br><center><object width="350" height="283"><param name="movie" value="http://uk.youtube.com/v/0Axzxe1a78E&hl=en&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://uk.youtube.com/v/0Axzxe1a78E&hl=en&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="350" height="283"></embed></object></center></p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1526.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1526.php</guid>
         <category>موسيقی</category>
         <pubDate>۲ شنبه, 27 دیماه 1389 19:35:36 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>پیاده‌روی در کنار دیوار</title>
         <description><![CDATA[<p>اولین بار وقتی دیدمش که آمدم پشت پنجره اتاقم. دوشنبه شب بود. دوشنبه بودنش را یادم هست برای آن که دوشنبه‌ها تعطیلم و فردایش باید بروم سر کار. هفته‌های من سه‌شنبه آغاز می‌شود. هر کسی یک جور است. زندگی ما هم یک جور دیگر. به خاطر کارم یکشنبه‌ها و دوشنبه‌ها تعطیلم. اولین بار، وقتی دیدمش که آمدم کنار پنجره اتاقم. علتش هم سر و صدای آتش‌بازی بود که ساعت یازده شب بر پا شده بود. طبق معمول علتش هم نامعلوم بود. بچه که بودم هر وقت صدای هلیکوپتر یا هواپیما می‌شنیدم، می‌دویدم کنار پنجره تا نگاهش کنم. ما شهرستانی‌ها رفتارمان کمی متفاوت است با ساکنان شهرهای بزرگ. شهرهای بزرگ معمولاً یک فرودگاه دارند. از بچگی با سر و صدای هواپیما بزرگ می‌شوی. این جور چیزها هم برایت عادت که بشود، هیجانی نخواهد داشت. درست مثل کسی که صدای ساعت دیواری اتاق برایش عادی می‌شود. می‌شود پس‌زمینه صداهای دیگر. شب هم که می‌خوابد صدای تیک و تاک برایش فرقی با سکوت ندارد. برای همین است که تماشای هواپیما برای یک شهرستانی جذاب‌تر از یک پایتخت‌نشین است. این جور چیزهای ریز عادات ما را تشکیل می‌دهند. عادت‌هایی که نمی‌دانیم از کجا آمده‌اند. رفتارهایی که ریشه‌اش را باید در گذشته‌ها جست.<br />
یک روز بارانی در جای خشک و بی‌بارانی مثل تهران، چند نفری را می‌بینی که همیشه کنار دیوار حرکت می‌کنند. چنین کسی حتماً از یک شهر بارانی می‌آید. جایی که خانه‌هایش شیروانی‌اند و راه رفتن کنار دیوار، مترادف است با در پناه بودن از باران... این یعنی قدم زدن زیر یک سقف یک متری در طول مسیر. یک عادت می‌تواند همراهمان سفر کند. از شمال بیاید تا تهران و از آنجا برود دور دست‌ها تا لندن. هر چند هیچ سقفی، هیچ کجای دیگر، شیروانی نباشد. هر چند ارتفاع ساختمان‌ها آن قدر بالا رفته باشد که تأثیری در شیروانی بیرون‌زده فرضی هم نداشته باشد. برای همین است وقتی باران می‌بارد کنار دیوار راه می‌روم. برای همین است که سر و صدای آتش‌بازی را که می‌شنوم مثل یک آتش‌بازی‌ندیده می‌آیم لب پنجره. مثل یک آتش‌بازی‌ندیده؟ چرا مثلش؟ خود خودش.<br />
اولین بار که دیدمش کنار پنجره ایستاده بودم تا آتش‌بازی را ببینم. چشمم افتاد به پنجره زیرشیروانی خانه آن طرف خیابان. ایستاده بود بین پرده نیمه‌باز اتاقش. داشت رو به رو را نگاه می‌کرد. به گمانم او هم محو آتش‌بازی بود. اما آتش‌بازی که بالای خانه من نبود، سمت مخالف من بود. آن سو که من داشتم نگاه می‌کردم.<br />
ایستاده بود و زل زده بود به من. خیره نگاهم می‌کرد و سیگارش را می‌کشید. با یک تونیک سفید تا روی زانوهایش. این را وقتی فهمیدم که نشست روی لبه پنجره و تکیه داد به یک سویش و کف پایش را چسباند به سوی دیگر. آرنج دستش را گذاشته بود روی زانویش و هر از گاهی پکی به سیگار می‌زد و به من خیره می‌شد. سعی کردم خودم را بی‌تفاوت نشان دهم و به آتش‌بازی نگاه کنم. به خوشه‌های نورافشان رنگارنگ در هوا که معلوم نبود انفجار بعدیش کدام نقطه آسمان را روشن خواهد کرد.<br />
نگاهم ناخودآگاه سُر می‌خورد به پنجره اتاق زیرشیروانی رو به رو. دختری با موهای باز و نگاهی که می‌شد حدس زد خیره ماندن به آن یکی از سخت‌ترین کارهای ممکن است.<br />
چند روز بعد در سوپرمارکت یکدیگر را دیدیم. اسمش کارمِن بود و اسپانیایی. دوست شدیم و چند ماه بعد نزدیک‌تر از دوست. یک شب در اتاق زیرشیروانی رو به رو خوابیده بودم. صدای نفس‌های آرام کارمن تنها صدایی بود که نمی‌شد مانند تیک و تاک ساعت در سکوت حلش کرد.<br />
صدای آتش‌بازی کشاندم به کنار پنجره. آتش‌بازی در سمت دیگر این خانه بود. همان جای قبلی. امکان دیدنش نبود جز با تماشای انعکاسش روی پنجره خانه من. داخل اتاقم را نمی‌شد دید. فقط انعکاس بود. نشستم روی لبه پنجره و سیگاری گیراندم و به تماشای انعکاس آتش‌بازی نشستم. دستی از پشت دور گردنم حلقه شد و آبشاری از مو بود که پاشید روی گردنم.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1524.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1524.php</guid>
         <category>داستان</category>
         <pubDate>۳ شنبه, 21 دیماه 1389 02:49:49 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>سال نوی میلادی و آمار و ارقامی با استفاده از گوگل و توییتر و یوتیوب</title>
         <description><![CDATA[<p>سال ۲۰۱۰ هم تموم شد. بد نیست برای این که وقایع سال گذشته رو بررسی کنیم. بر اساس جست‌وجوهایی که مردم انجام دادن، اهمیت اخبار سال قبل رو متوجه بشیم. خب بذارین از یه ابزاری استفاده کنم که گوگل ارائه داده و می‌شه از این طریق متوجه شد که چه کلماتی بیشتر جست‌وجو شدن. پس اولش می‌ریم سراغ <a href="http://www.google.com/insights/search/">Google Insights for Search</a> و حالا لوکیشن رو می‌ذاریم ایران و تاریخ رو می‌بریم روی سال ۲۰۱۰، <a href="http://www.google.com/insights/search/#geo=IR&date=1%2F2010%2012m&cmpt=geo">بالاترین جست‌وجوها</a> به ترتیب این کلمات هستن: دانلود، ایران، عکس، دانشگاه آزاد، yahoo، فیلم، نرم‌افزار، فال، google، بازی.<br />
اما شاید جالب‌تر باشه که بدونیم چه کلماتی در سال گذشته میلادی در جست‌وجو بیشترین رشد رو داشتن. فهرستی که نشون می‌ده مردم بیشتر از همه دنبال این کلمات و ترکیبات تازه رفتن: اطلاعات خانوار، قهوه تلخ، یارانه، translate، آموزش و پرورش، آمار، وام ازدواج، facebook، لخت، نود.<br />
شاید با نگاهی به این کلمات بشه دغدغه‌های سال گذشته جست‌وجوگران اینترنت رو فهمید. با توجه به واژه‌های: اطلاعات خانوار، یارانه، وام ازدواج، می‌شه فهمید مردم، بیشتر دغدغه اقتصادی دارن و نگران مسائل مالی‌شون هستند. روی هر کدوم این کلمات اگه کلیک کنیم، اطلاعات بیشتری به دست میاریم.<br />
بذار یه چیز جالب دیگه هم نشونتون بدم و اون <a href="http://www.google.com/intl/en/press/zeitgeist2010/">روال</a> جست‌وجوی ۵ اتفاق مهم دنیا در سال گذشته هست که می‌شه اون رو از این صفحه دید. این قسمت گوگل به صورت یک خط زمانی نشون می‌ده که مردم به عنوان مثال برای جست‌وجوی اخبار جام جهانی و زلزله هاییتی، ماه به ماه چه رفتاری نشون دادن. می‌تونین یکی یا چند تا از این اتفاقات رو انتخاب کنین و دکمه پلی رو بزنین تا ببینین هر ماه روال جست‌وجو چطور بوده. چنین اطلاعاتی برای سال‌های قبل هم موجوده: <a href="http://www.google.com/intl/en/press/zeitgeist2007/">۲۰۰۷</a>، <a href="http://www.google.com/intl/en/press/zeitgeist2008/">۲۰۰۸</a>، <a href="http://www.google.com/intl/en/press/zeitgeist2009/">۲۰۰۹</a>.<br />
اما بریم سراغ توییتر. توییتر هم چنین جدولی رو منتشر کرده. در <a href="http://yearinreview.twitter.com/trends/">این صفحه</a> می‌تونین ده کلمه برتر رو ببینین و البته بر حسب موضوع هم جداگانه کلمات رو دسته‌بندی کرده و ده برچسب برتر رو هم نوشته:</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1523.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1523.php</guid>
         <category>شبکه‌های اجتماعی</category>
         <pubDate>شنبه, 11 دیماه 1389 21:01:47 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>وایبِر، اپلیکیشنی رایگان برای مکالمه رایگان</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://itunes.apple.com/app/viber-free-phone-calls/id382617920"><img src="http://osyan.net/contentimages/viber.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Viber iPhone App"></a>یکی از اپلیکیشن‌های خوبی که تازه برای آی‌پد، آی‌پاد و آیفون عرضه شده و به زودی برای پلت‌فرم اندروید (سه ماهه اول سال جاری میلادی) و بلک‌بری هم عرضه خواهد شد، اپلیکیشن <a href="http://www.viber.com/">وایبِر</a> <a href="http://www.viber.com/">viber</a> هست.<br />
با این اپلیکیشن می‌تونین مکالمه صوتی رایگان با کیفیت خوب داشته باشین. ممکنه بگین خب چرا باید <a href="http://www.skype.com/">اسکایپ</a> رو ول کنیم و بریم سراغ وایبر؟ علتش اینه که این اپلیکیشن چند تا برتری مهم نسبت به اسکایپ داره.<br />
اولیش اینه که وایبر علاوه بر وای‌فای با 3G هم کار می‌کنه. البته شنیده‌ها می‌گه که اپلیکیشن اسکایپ هم در نسخه بعدی خودش تری‌جی رو پشتیبانی خواهد کرد (این طور که دوستان می‌گن چند ماهه اسکایپ تری‌جی رو ساپورت می‌کنه).<br />
دومین مزیت اینه که برای اسکایپ باید شناسه کاربری دوستتون رو داشته باشین تا به مسنجر اسکایپتون اضافه کنین اما شناسه وایبر شماره تلفن هر فرده. وقتی که وایبر رو دانلود و نصب می‌کنین، خودش توی دفترچه تلفنتون می‌گرده و دوستانی رو که ویبر دارن پیدا می‌کنه. هر کسی هم که وایبر و نصب کنه، با یه پیام به دوستانش اطلاع داده می‌شه و آیکان وایبر کنار اسمش توی دفترچه تلفن شما ظاهر خواهد شد.<br />
اما مزیت دیگه. جهت استفاده از اسکایپ برای این که دوستانتون بدون هماهنگی با شما بهتون زنگ بزنن، باید <a href="http://www.skype.com/intl/en/get-skype/on-your-mobile/download/iphone-for-skype/">اپلیکیشن اسکایپتون</a> همیشه ران باشه. یعنی در پس‌زمینه آیفونتون مثلاً در حال اجرا باشه. این موضوع باتری موبایلتون رو زود تخلیه می‌کنه. اما وایبر حتی وقتی ران نباشه، در دسترسه. یعنی همین که کسی با وایبر به شما زنگ می‌زنه، وایبر اجرا خواهد شد.<br />
<center><img src="http://osyan.net/contentimages/viber1.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Viber iPhone App"><img src="http://osyan.net/contentimages/viber2.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="Viber iPhone App"></center><br />
بین همه این مسائل فکر کنم بتونین دلیل کافی برای <a href="http://itunes.apple.com/app/viber-free-phone-calls/id382617920">نصب وایبر</a> پیدا کنین.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1522.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1522.php</guid>
         <category>آیفون</category>
         <pubDate>جمعه, 10 دیماه 1389 20:07:03 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>فصلی خواهم نبشت در باب فیض‌بوق و آداب آن</title>
         <description><![CDATA[<p>کتاب‌های زیادی درباره آداب اجتماعی نوشته شده. این که چطور می‌توان با دیگران به طرز شایسته‌ای رفتار کرد. شاید من چیز زیادی درباره اونها ندونم اما توی شبکه‌های اجتماعی بعضی از آداب‌ندانی‌ها باعث می‌شه که یک چیزهایی بره روی اعصابم و حسابی اذیتم کنه. این درد مشترک خیلی‌هاست و بعضی‌هاش جداً به یه معضل تبدیل شده. حداقل کاری که می‌تونم بکنم اینه که اونها رو این پایین فهرست کنم و طبیعتاً درخواست کنم که نکن آقا جان، نکن خانوم عزیز... القصه:</p>

<p>- ببین دوست گلم. می‌دونم که من هم از نظر تو خیلی گلم. اما عاجزانه درخواست می‌کنم من رو همراه صد و بیست چهار هزار دوست و آشنا روی اون سبد گل گلایل بنفش تگ نکن. تصور کن اگه بقیه رفقا بخوان من رو روی عکس‌هایی از ته‌دیگ ماکارونی دیشبشون و دیزی قهوه‌خونه نصرت خان و آنتن ماهواره خونه مامان‌بزرگ دوست‌دخترشون تگ کنن و بعدش هم همه رفقا بخوان زیرش هی کامنت بذارن، چه عصمتی از خاندان آدم به باد می‌ره.<br />
- طبیعیه که اگه من بخوام عضو گروه «حمایت از گربه‌های بی‌خانمان مقیم مرکز» بشم، می‌رم و گروهش رو روی فیس‌بوک پیدا می‌کنم و با یک لایک ساده، عضوش می‌شم. بنابراین اگر شما مؤسس یا عضو گروه «<a href="http://www.facebook.com/group.php?gid=84277271397">من سر قلنبه نون بربری رو خیلی دوس دارم</a>» در فیس‌بوک هستین یا به فکر تأسیس گروه «حامیان مداحی حاج <a href="http://imilad.com/">میلاد احرامپوش</a> در استخر آقایان»، من به عنوان کسی که هیچ علاقمندی به این مسائل ندارم، چطور باید ازتون درخواست کنم که من رو به زور عضو گروهتون نکنین؟ عصمت چیزی نیست که فقط با تگ کردن روی عکس بر باد بره. می‌دونین که خیلی چیزای ساده می‌تونه فیلان...<br />
- مورد بالا درباره گروه رو می‌تونین به یادداشت‌های گودری و ویدئو هم تعمیم بدین. چرا که در دنیا به تعداد انسان‌ها راه برای بر باد دادن عصمت آنها وجود دارد.<br />
- شما بازی‌های فیس‌بوکی رو دوست دارین. کلی با فارم‌ویل و مافیا حال می‌کنین. بیاین با هم رو راست باشیم. برای این که امتیازتون رو بالا ببرین باید همسایه و دوست و رفیق و همکار داشته باشین. بنابراین فهرست دوستانتون رو باز می‌کنین و فله‌ای همه‌شون رو به بازی دعوت می‌کنین. بی‌خیال... لازمه باز هم درباره عصمت حرف بزنم؟<br />
- شما شبیه کدوم بازیگر سریال قهوه تلخ هستین؟ سنگ ماه شما چیه؟ چقدر سکسی هستین؟ چند درصد گیلانی هستین؟ واقعاً اگه عقیده دارید که این کوئیزها جواب درست رو بهتون می‌ده، اشکال نداره اما از وقتی که یه کوئیز دیدم که قرار بود مشخص کنه که شبیه کدوم یکی از مجریان بی‌بی‌سی فارسی هستم و من رو شبیه فرناز معرفی کرد، کلاً ایمان خودم رو به کوئیز فیس‌بوکی از دست دادم و مرتد شدم. پس ارسال کوئیز به عنوان پیشنهاد، همچنان حساس‌ترین نقاط عصمتم رو مورد توجه قرار می‌ده و من هم که به شدت ناموس‌پرست!<br />
- اپلیکیشن‌های فیس‌بوکی هم برای من حکم ادویه‌جاتی رو دارن که ریخته باشین روی بشقاب خالی بدون این که هیچ غذایی برای خوردن موجود باشه. سر جدتون بی‌عصمتمون نکنین.</p>

<p>آقا جان این خطوط رو ده بیست خط دیگه می‌تونم ادامه بدم اما عصمتم دیگه خیلی جریحه‌دار می‌شه تا ای-‌تیکت بعدی مراقب عصمتتون باشید.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1521.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1521.php</guid>
         <category>شبکه‌های اجتماعی</category>
         <pubDate>۱ شنبه, 05 دیماه 1389 22:42:01 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>ابزار آنلاین ویرایش نوشته‌های فارسی و فارسی‌نویسی درست</title>
         <description><![CDATA[<p>گاهی وقت‌ها آدم فقط یک نوشته وبلاگی می‌نویسد برای این که چیز به درد بخوری را به بقیه معرفی کند. یکی از مشکلات رسم‌الخط فارسی این است که هر کسی ساز خودش را می‌زند. یک نفر با نیم‌فاصله و یک نفر با دو تا فاصله کارش را می‌برد جلو. اما <a href="http://virasbaz.persianlanguage.ir">ویراسباز</a> کلید حل این مشکلات است. ابزار آنلاینی که خودش را این طور معرفی می‌کند:<br />
ویراسباز یک ویراستار رایگان، برخط (آنلاین) و متن‌باز فارسی است. نسخهٔ کنونی یک نسخهٔ آزمایشی است و هنوز در ابتدای راه قرار دارد. ویراسباز متن‌ها را از نظر دستور خط فارسی و اصول تایپ فارسی ویرایش می‌کند. در نسخهٔ کنونی توانایی یافتن غلط‌های املایی وجود ندارد اما در آینده این امکان نیز به ویراسباز افزوده خواهد شد. برخی از توانایی‌های ویراسباز در نسخهٔ کنونی در زیر آمده است:</p>

<p>- ویرایش از نظر اصول فاصله و نیم‌فاصله‌گذاری تایپ فارسی<br />
- فارسی‌سازی عددهای عربی و انگلیسی<br />
- فارسی‌سازی نویسه‌های عربی<br />
- فارسی‌سازی نشانه‌های نگارشی (مانند علامت سوال، علامت نقل‌قول و…)<br />
- ویرایش نشانه‌‌گذاری‌ها (مانند علامت نقطه، ویرگول، علامت سوال، علامت نقل‌قول، پرانتز و…)<br />
- ویرایش نیم‌فاصله‌گذاری برخی از پیشوندها و پسوندهای رایج<br />
- حذف فاصله‌های اضافی متن<br />
می‌توانید برای آشنایی بیشتر با این که ویراسباز چه می‌کند، چند نمونهٔ ویرایش‌شده با ویراسباز را در <a href="http://virasbaz.persianlanguage.ir/samples">اینجا</a> ببینید.</p>

<p>اما یک خبر خوش این است که قرار است کد منبع این ابزار برخط نیز پس از طی نخستین دورهٔ آزمایشی و پایدار شدن کد در دسترس همگان قرار بگیرد. کاری که کمتر برنامه‌نویسی این روزها انجام می‌دهد.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/10/post_1520.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/10/post_1520.php</guid>
         <category>ادب و هنر</category>
         <pubDate>جمعه, 03 دیماه 1389 04:58:22 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>گوش کردن به رادیو بی‌بی‌سی با جی‌میل</title>
         <description><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/gtalk_bbc.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="gTalk BBC Radio Phone">شاید شما چیزکی درباره سرویس تازه بی‌بی‌سی فارسی شنیده باشید. منظورم گوش کردن به اخبار بی‌بی‌سی فارسی از طریق تلفن همراه و تماس با شماره ۷۱۲۴۳۲۶۵۸۳ در آمریکا است.<br />
خیلی وقت‌ها آدم توی اتوبوس یا مترو یا ماشین خودش نشسته و دسترسی به اینترنت هم ندارد تا بخواهد به این اخبار گوش کند. در چنین وقتی اگر در آمریکا باشید، این امکان برایتان فراهم شده تا بتوانید به آخرین اخبار گوش کنید. اطلاعات کامل را می‌توانید از <a href="http://bbcpersian.com/listenusa">این صفحه</a> به دست بیاورید. این هم <a href="http://www.youtube.com/watch?v=kvOV9rQGiDs">ویدئویی در یوتیوب</a> که ماجرا رو توضیح می‌دهد.<br />
اما از این امکان و امکان دیگری از گوگل به شیوه‌ای خاص می‌توان از همه جای دنیا بدون مشکل فیلتر به آخرین اخبار گوش داد. همان طور که می‌دانید می‌توان از بخش چت جی‌میل برای تماس با همه جا استفاده کرد. اما با نصب <a href="http://www.google.com/chat/voice/">این پلاگین</a> تماس تلفنی به آمریکا همیشه و از همه جا رایگان است.<br />
بنابراین می‌توانید پای کامپیوترتان بنشینید و با استفاده از جی‌میل به شماره تلفن بالا زنگ بزنید و به اخبار گوش کنید. با این کار مشکل فیلتر را هم نخواهید داشت.<br />
به طور خلاصه: بروید داخل جی‌میلتان، بالای فهرست دوستانتان در بخش چت، روی کال فون کلیک کنید، آمریکا را از توی لیست کشورها انتخاب کنید، شماره بالا را وارد کنید، روی دکمه کال کلیک کنید و به اخبار گوش دهید.</p>

<p>پ.ن: این طور که دوستانم در ایران می‌گن، متأسفانه گوگل اجازه نصباین پلاگین رو به آی‌پی‌های ایرانی نمی‌ده و حتمن باید با vpn نسبت به نصبش اقدام کنن. همین طور وقتی با آی‌پی ایرانی وارد جیمیل می‌شیم Call رو نشون نمی‌ده!</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/09/post_1519.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/09/post_1519.php</guid>
         <category>رسانه</category>
         <pubDate>۵ شنبه, 25 آذرماه 1389 21:13:18 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>لخت در آینه، نسل جدید کانال‌های یوتیوبی ایرانی</title>
         <description><![CDATA[<p>یک وقتی بود که توی یوتیوب فقط می‌شد کانال‌های پرطرفداری را پیدا کرد که خارجی بودند [<a href="http://www.osyan.net/1386/10/post_1101.php">+</a>]. یک وقتی هم بود که <a href="http://www.osyan.net/1387/11/post_1328.php">خوشحال شدم</a> از این که اردشیر پیدا شده تا ویدئوهای خانگی خودش را بگذارد روی یوتیوب. بعد که اردشیر کانالش پرطرفدار شد،<a href="http://www.osyan.net/1388/07/post_1406.php"> مجموعه‌ای</a> برای یک تلویزیون درست کرد. <br />
اما حالا سر و کله کانال‌هایی روی یوتیوب پیدا می‌شود که یک جورهایی تازیانه برداشته‌اند و گوشه‌های ناجور فرهنگ و جامعه ایرانی را به انتقاد می‌کشند. یک نمونه‌اش <a href="http://www.youtube.com/user/ranadepp">کانالی</a> است که دو دختر ایرانی با لحنی طنز چند ویدئو را در آن گذاشته‌اند و به ویژه یکی‌اش که <a href="http://www.youtube.com/watch?v=Qm63aNQkTB4">آموزش آرایش برای رفتن به کافی‌شاپ</a> است خیلی محبوب شده. یک کانال انتقادی-اجتماعی دیگر به نام <a href="http://www.youtube.com/user/DarAyneh">لخت در آینه</a> روی یوتیوب پیدا شده که طنز شلاقی‌‌اش را اختصاص داده به اشکالاتی که در فرهنگ و جامعه ما ایرانی‌ها رواج دارد. آنهایی که کتاب <a href="http://www.adinebook.com/gp/product/9649317031">جامعه‌شناسی خودمانی</a> حسن نراقی را خوانده‌اند می‌دانند که دقیقاً چه می‌گویم. دوره دوره ویدئوهای و برنامه‌سازی‌های خانگی و رسانه‌های فردی و خرد است و توصیه من به شما این است که این کانال‌ها را از دست ندهید.<br />
<br><center><object width="350" height="283"><param name="movie" value="http://uk.youtube.com/v/c3ZHToaRBnE&hl=en&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://uk.youtube.com/v/c3ZHToaRBnE&hl=en&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="350" height="283"></embed></object></center></p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/09/post_1518.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/09/post_1518.php</guid>
         <category>راديو و تلويزيون</category>
         <pubDate>۳ شنبه, 23 آذرماه 1389 22:54:53 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>چگونه «ایران دیپلماتیک» کریسمس را دزدید؟</title>
         <description><![CDATA[<p>این روزها ماشالله هزار ماشالله به خاطر آزادی روزافزون در حوزه رسانه، البته رسانه‌هایی که فقط در جهت خاصی حرکت می‌کنند، مثل قارچ سایت‌های خبری و سیاسی و تحلیلی روی اینترنت سبز می‌شود. یک اسم پرطمطراق هم برایش انتخاب می‌کنند و شروع می‌کنند به بافتن آسمان و ریسمان به هم. تهمت و افترا و اخبار دروغ و ناروا هم تا زمانی که منتهی بشود به تخریب کسانی که در تیم خودشان نیست، هیچ اشکال که ندارد، مستحب مؤکد است لابد.<br />
نمونه‌اش سایت ایران دیپلماتیک است که یک اسم خوشرنگ برای خودش انتخاب کرده و <a href="http://www.irdiplomatic.com/view-2896-%D8%A8%DB%8C%20%D8%A8%DB%8C%20%D8%B3%DB%8C%20%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C.html">چنین خبری</a> را منتشر کرده است (در حال حاضر خبر از روی سایت برداشته شده اما می‌توانید آن را <a href="http://shia-online.ir/article.asp?id=15668&cat=1">در شیعه‌نیوز ببینید</a>). موضوع آن قدر بی‌ربط است که حتی از نوشتن این پاسخ برایش شرم دارم. گردانندگان محترم این سایت اگر نظارتی روی خبرنگاران و تولیداتشان داشته باشند، حداقل نتیجه‌ای که می‌گیرند این است که پیش خدایشان شرمنده نخواهند شد. بالای خبرشان نوشته‌اند:<br />
<blockquote>بی‌بی‌سی فارسی به مناسبت کریسمس جشنی را برای اعضای خود برگزار کرد که بسیاری از خبرنگاران و اعضای فنی این شبکه فارسی زبان در آن شرکت کردند. نیما اکبرپور، خبرنگاری که مجری برنامه کلیک تلویزیون بی‌بی‌سی هم هست در یادداشتی به توصیف جشن بی‌بی‌سی کرده است که خواندنش خالی از لطف نیست.</blockquote><br />
عرض کنم حضورتان که اولاً چنین مهمانی وجود خارجی نداشته. دوم این که من هنوز ازدواج نکردم که بچه‌ای داشته باشم که پیش عمویم بگذارمش و بروم مهمانی. سوم این که تا جایی که می‌دانم در هیچ بازه‌ای از زندگیم زن نبوده‌ام که به قول خبر نقل شده مادرم به من گیر بدهد که بروم دکترا بخوانم تا بشوم خانم دکتر!<br />
همین بس که این خبر عین به عین از وبلاگ شادی و <a href="http://measer-pear.blogspot.com/2010/12/blog-post.html">این مطلبش</a> کپی شده که اساساً به من هیچ ربطی ندارد.<br />
در صفحه <a href="http://www.irdiplomatic.com/about.html">درباره ما</a> نوشته شده: </p>

<blockquote>سایت خبری - تحلیلی ایران دیپلماتیک از هفده فروردین 1389 و پس از نزدیک به شش ماه کار مطالعاتی در عرصه دیپلماسی و بین‌الملل و بررسی نیازهای بخش رسانه‌ای در این زمینه فعالیت خود را آغاز کرد.
ایران‌دیپلماتیک سایتی قانونی و ثبت شده در وزارت ارشاد است و دست اندرکاران و خبرنگاران این مجموعه خبری خود را مقید به رعایت چارچوب اخلاقی و حرفه‌ای و قوانین جمهوری اسلامی ایران می‌دانند.</blockquote>

<p>به نظر شما توضیح این سایت چقدر با کاری که ادعا می‌کنند، شباهت دارد؟</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/09/post_1517.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/09/post_1517.php</guid>
         <category>رسانه</category>
         <pubDate>۳ شنبه, 23 آذرماه 1389 01:22:51 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>تمدید دامنه سایت حسین درخشان برای یک سال دیگر</title>
         <description><![CDATA[<p>اگه یادتون باشه، پارسال بحثی راه افتاده بود درباره تمدید دامنه وبلاگ حسین درخشان که داستانش رو کاملاً <a href="http://www.osyan.net/1388/08/post_1421.php">اینجا</a> نوشته بودم. خلاصه‌ش هم این بود که شرکت گوددی اعلام کرد که دامنه رو استثنائاً برای یک سال تمدید کرده.<br />
البته این احتمال هم وجود داشت که دامنه خودبه‌خود و به خاطر این که به حساب بانکی ثبت‌کننده متصل هست، تمدید شده باشه. از یک ماه پیش این موضوع رو داشتم چک می‌کردم که آیا امسال هم این اتفاق تکرار می‌شه یا نه. مراجعه هر روزه من و گرفتن هو ایز نشون می داد که این دامنه تمدید نشده. یعنی تا همین چند روز پیش آخرین تاریخ اکسپایر 25 نوامبر 2010 بود و تمدید نشده بود. البته همچنان مالک دامنه حسین درخشان بود تا این که امروز چک کردم و دیدم تا <a href="http://whois.domaintools.com/hoder.com">25 نوامبر 2011</a> تمدید شده. به نظر میاد که حسین توی <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/12/101209_l07_iran89_hossein_derakhshan_webloger.shtml">چند روز مرخصی</a> خودش، ترتیبی داده تا دامنه تمدید بشه و البته هم کار عاقلانه‌ای بوده. اما این تمدید فقط برای یک سال بیشتر انجام شده. ای کاش این اتفاق برای هوستش هم میفتاد و محتوا دوباره در دسترس قرار می‌گرفت.<br />
شاید هر کس دیگه‌ای بود با توجه به این که حکم دادگاه نزدیک به بیست سال بوده، زمان بیشتری رو تمدید می‌کرد. می‌شه گفت حسین اطلاعاتی رو که برای تمدید لازمه به یکی از نزدیکانش داده. به هر حال من ترجیح می‌دم خوشبین باشم و فکر کنم حسین قرار نیست بیشتر از یک سال توی زندان باقی بمونه. امیدوارم این طور باشه.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/09/post_1516.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/09/post_1516.php</guid>
         <category>دومين و هوست</category>
         <pubDate>۲ شنبه, 22 آذرماه 1389 07:47:33 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
            <item>
         <title>از کله‌پاچه تا حلزون خوراکی مراکشی</title>
         <description><![CDATA[<p><a href="http://twitpic.com/3cl9nu"><img src="http://osyan.net/contentimages/rabatwall.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Nima in Morocco"></a>امروز هم بعد از جلسه آخر و دور و بر عصر رفتم توی بازار قدیمی رباط و یکی دو ساعت گشت زدم. <a href="http://www.goldentulipfarahrabat.com/">هتل</a>ی که توش هستم در <a href="http://maps.google.co.uk/maps?q=rabat+golden+tulip+hotel+farah+Place+Sidi+Makhlouf,+Rabat+10000,+Morocc&hl=en&cd=1&ei=MHX5TLi_KIL7jAf7wrHvCA&sig2=SuMwINosdxZ_jwA52c-Wtw&sll=34.024174,-6.832888&sspn=0.021899,0.016291&ie=UTF8&view=map&cid=2369588995087658617&ved=0CD0QpQY&hq=rabat+golden+tulip+hotel+farah+Place+Sidi+Makhlouf,+Rabat+10000,+Morocc&hnear=&ll=34.025828,-6.839676&spn=0.00955,0.01929&z=16&iwloc=A">بخش مرکزی شهر</a> هست. جایی دور و بر مقبره پادشاهان قبلی که توی <a href="http://www.osyan.net/1389/09/post_1514.php">پست قبلم</a> توضیح دادم. یه محله اون‌ورتر خونه‌ها ویلایی هستن و طوری ساخته شدن که آدم رو یاد ویلاهای شمال می‌اندازه. از این نظر که من دور خونه‌ها دیوار کشیده شده. راستش این چند وقت که از ایران بیرون اومدم، چشمم به جمال چیزی به اسم دیوار حیاط که در ورودی داشته باشه، روشن نشده بود. بخش‌های قدیمی‌تر و معمولی شهر هم آدم رو شدیداً یاد فضای ایران می‌اندازه. قیافه مردم هم کم و بیش شبیه ایرانی‌هاست. بی‌خود نیست که مراکش رو به عنوان لوکیشن فیلم <a href="http://www.womenwithoutmenfilm.com/">زنان بدون مردان</a> انتخاب کرده بودن.<br />
در سطح شهر دو جور <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Taxicabs_of_Morocco">تاکسی</a> دیدم. یه نوعش که کوچیک‌تر بود، فیات‌های آبی‌رنگی بودن که بیشتر از سه نفر مسافر سوار نمی‌کنن. اما نوع دوم بنز‌های مدل دهه هشتاد هستن که سفید‌رنگن و پنج تا شش نفر مسافر می‌زنن. دو نفر جلو و سه تا چهار نفر عقب. عین ایران شش هفت سال پیش. چیز دیگه‌ای که توی بازار دیدم و برام جالب بود، گاری‌های دستی‌ای بودن که حلزون می‌فروختن. حلزون رو که هنوز داخل صدفش هست می‌پزن و یه پیاله پر از حلزون شناور در آب بهت می‌دن. مردم هم دونه دونه حلزون‌ها رو در میارن و با یه هورت محکم می‌کشن توی دهان و صدف رو می‌ندازن توی ظرف بزرگی که وسط چرخ‌دستیه. یه همچین غذایی رو گویا توی فرانسه هم می‌خورن (<a href="http://www.flickr.com/photos/walshetta/2540526037/">عکس یک</a>، <a href="http://www.flickr.com/photos/walshetta/2541347820/">عکس دو</a>). گاری‌های دیگه‌ای هم بودن که باقالای پخته و نخود پخته می‌فروختن. و کله‌پاچه هم بود و دستفروش‌های دیگه‌ای که نوعی میوه بلوط می‌فروشن که شبیهش توی شمال ایران هم هست. البته اونا که توی شمال هستن و ما بهش می‌گفتیم «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88">مازو</a>» خوردنی نیستن و تلخن.<br />
نمی‌دونم این چیزها به دردتون می‌خوره یا نه اما خب خدا رو چه دیدی، شاید گذارتون به اینجاها خورد. به هر حال اگر برای خرید به بازار می‌رید دو تا نکته رو مد نظر داشته باشید. اگه از چیزی خوشتون اومد، به روی خودتون نیارین. اگه با کسی رفتین خرید و تنها نیستین، یه کم فیلم بازی کردن کمکتون می‌کنه. باید با هم هماهنگ کنین که مثلاً نشون بدین از اون چیز حتی بدتون میاد. موقع خرید هم حتماً چونه بزنین. یهو دیدین یک سوم تا نصف قیمت رو کم کردن.<br />
اگه یادتون باشه، توی <a href="http://www.osyan.net/1388/12/_3_3.php">پستم راجع به دوبی</a> نوشته بودم که توی کشورهای عربی معمولاً مغازه‌های زنجیره‌ای رو که برندهای بین‌المللی دارن، با اسم‌های عربی‌شده خواهید دید. اینجا هم یک نمونه از ساندویچ‌های زنجیره‌ای <a href="http://www.subway.co.uk/">ساب وِی</a> رو که به شکل سندوِی تغییر اسم داده بود. حالا نمی‌دونم تحت لیسانس همون‌ها کار می‌کرد یا صرفاً شبیه‌سازی کرده بود (<a href="http://twitpic.com/3cl9hr">عکس</a>).<br />
فردا صبح باید برم فرودگاه که برگردم لندن. وقت نشد توی این دو روز زیاد بگردم و به خصوص خیلی دلم می‌خواست بتونم توی کازابلانکا هم گشت و گذار کنم. رباط <a href="http://www.flickr.com/photos/34122374@N05/3747325981/">ساحل</a> زیبایی داره که این طور که پیداست در فصل مناسب، خیلی هم به آدم خوش می‌گذره. متأسفانه هم برنامه‌م خیلی فشرده بود، هم هوا با من هماهنگی نکرده بود و به اندازه کافی گرم نشده بود که من هم ازش استفاده کنم. شاید سفر بعدی... شاید.</p>]]>



</description>
         <link>http://www.osyan.net/1389/09/post_1515.php</link>
         <guid>http://www.osyan.net/1389/09/post_1515.php</guid>
         <category>روزنوشت</category>
         <pubDate>شنبه, 13 آذرماه 1389 02:11:10 +0330</pubDate>
      </item>
</div></content>
      
   </channel>
</rss>
