<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="en">
<title type="text">عصيان</title>
<subtitle type="text">دست‌نوشته‌های نيما اکبرپور</subtitle>
<id>http://www.osyan.net/</id>
<link rel="alternate" type="appliccation/xhtml+xml" href="http://www.osyan.net/" />
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.osyan.net/draft.atom"/>
<author>
<name>عصیان .. نیما اکبرپور</name>
<uri>http://www.osyan.net</uri>
<email>niimaa@gmail.com</email>
</author>
<rights>Creative Commons Attribution 2.5</rights>
<generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/" version="3.35">Movable Type</generator>
<icon>http://www.osyan.net/favicon.ico</icon>
<logo>http://www.osyan.net/images/header-1-b.gif</logo>
<updated>1387-06-08T08:19:13Z</updated>
<entry>
<title type="text">«بیداری‌خانه نسوان»، نمایشی برای فمنیست‌ها</title>
<summary type="text">دیروز آزاده یه بیلت میهمان برام جور کرد. هفته گذشته پشت صحنه تئاتر «بیداری‌خانه نسوان» رو دیده بودم و دیشب هم خودش رو در سالن چارسو از مجموعه تئاتر شهر. داستانی که در این تئاتر روایت می‌شه مربوطه به دهه...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><a href="http://www.theater.ir/files/bidarkhaneh1456.jpg"><img src="http://osyan.net/contentimages/bidarkhaneh.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Bidarkhanehye Zanan Theater"></a>دیروز آزاده یه بیلت میهمان برام جور کرد. هفته گذشته پشت صحنه تئاتر «بیداری‌خانه نسوان» رو دیده بودم و دیشب هم خودش رو در سالن چارسو از مجموعه تئاتر شهر.<br />
داستانی که در این تئاتر روایت می‌شه مربوطه به دهه بیست در حکومت رضاخانی که از فرنگ برگشته‌ها سعی دارند تا تجدد رو وارد فرهنگ ایران بکنند. بحبوحه ثبت جمعیت‌های مختلف هست و از این جمله دختریه که از فرانسه میاد تا جمعیت بیداری‌خانه نسوان رو تشکیل بده و در اون به زنان پیشرو ایرانی درام‌نویسی آموزش بده. در این بین مشکلات زیادی از سوی مردم و به ویژه خانواده‌هاشون سر راهشون قرار می‌گیره.<br />
مدت این تئاتر چیزی حدود دو ساعته و البته سالن بسیار شلوغ. طنز تلخی در اون هست که با بازی بازیگزانش دو چندان می‌شه. هر چند آدم رو می‌خندونه اما ته دلت از این همه بی‌فرهنگی در فشار و ناراحتی خواهی بود.<br />
نویسنده و کارگردان این تئاتر حسین کیانی و بازیگرانش افسانه ماهیان، آیدا کیخایی، آزاده صمدی، پونه عبدالکریم‌زاده، رویا میرعلمی، شهرام حقیقت‌دوست، امیررضا دلاوری و حمیدرضا آذرنگ هستند.<br />
در کنار همه این‌ها در میان پرده‌های نمایش موسیقی و صدای آواز کسانی چون هانا کامکار رو خواهید شنید.</p>]]><![CDATA[<p>در همین زمینه:<br />
- <a href="http://www.theater.ir/article.aspx?id=16362">نگاهی به نمایش «‌بیداری‌خانه نسوان»</a>، سایت ایران تئاتر<br />
- <a href="http://www.theater.ir/album.aspx?id=1339">آلبوم عکس های نمایش</a>، سایت ایران تئاتر</p>]]></div></content>
<category term="//" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/06/post_1244.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/06/post_1244.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-06-08T07:32:35Z</published>
<updated>1387-06-08T08:19:13Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">اخلاق رسانه‌ای را رعایت کنیم</title>
<summary type="text">یکی از مباحثی که در ایران و در حوزه رسانه به ویژه از نوع آنلاینش مغفول مانده، بخش‌هایی از اخلاق روزنامه‌نگاری‌ست. برای این‌که این مسأله چندان پیچیده نشود، موضوع را با یک مثال شرح می‌دهم. گاهی در سایت‌های خبری یا...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/hand.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Alert For Clicking">یکی از مباحثی که در ایران و در حوزه رسانه به ویژه از نوع آنلاینش مغفول مانده، بخش‌هایی از اخلاق روزنامه‌نگاری‌ست. برای این‌که این مسأله چندان پیچیده نشود، موضوع را با یک مثال شرح می‌دهم. گاهی در سایت‌های خبری یا سایت‌های اشتراک لینک مثل <a href="http://www.balatarin.com">بالاترین</a> یا انواع سایت‌های وب 2 مثل <a href="http://friendfeed.com/">فرندفید</a>، پیوندهایی وجود دارد که حاوی عکس یا ویدئوی دلخراشی است.<br />
متأسفانه کمتر پیش آمده تا هنگام انتشار و اضافه کردن مطالب یا پیوندها برچسبی در کنار این نوع لینک‌ها مبنی بر هشدار افزوده شود. بنابراین مخاطب با کلیک روی لینک و ورود به صفحه مقصد، ناگهان با محتوایی دلخراش مواجه می‌شود.<br />
برخلاف تصور، این یک تأثیرگذاری مثبت بر مخاطب نیست. وقتی مطلبی را منتشر می‌کنیم، باید بپذیریم که محتوای آن از حوزه اختیار ما خارج شده و وارد حریم شخصی مخاطب شده است. وارد کردن شوک به مخاطب می‌تواند اثری معکوس به دنبال داشته باشد و مخاطب پس از آن به طور ناخودآگاه پیگیر مطالبی مشابه نباشد. برای مثال مطلب «<a href="http://www.shahrzadnews.com//article.php5?id=997">ختنه زنان در کردستان همان است که بود</a>» (<strong>هشدار</strong>: ممکن است حاوی عکس‌های دلخراش باشد) در سایت شهرزاد نیوز با آن‌که متنی قابل تأمل دارد، با عکس‌هایی از ختنه زنان همراه شده، که مشاهده آن برای برخی از مخاطبان قابل تحمل نیست. لینک این مطلب وقتی در سایت فرندفید به اشتراک گذاشته شد، واکنش‌های منفی‌ای چون این مورد را به دنبال داشت: «اه... لعنتی.. یه جوری شدم. توصیه اکید می‌کنم روش کلیک نکنید». چنین تأثیرهایی ممکن است باعث شود تا پس از این، مخاطب روی لینک‌هایی با مضمون مشابه کلیک نکند و به تدریج چنین اخباری که گاه از فجایع اجتماعی هستند، بیش از پیش مهجور باقی بمانند.</p>]]><![CDATA[<p>بنابراین شایسته است که هنگام به اشتراک گذاشت این مطالب، برچسبی به وضوح در کنارش نوشته شود با این مفهوم که: «این لینک ممکن است حاوی صحنه‌های دلخراش باشد». علاوه بر این، عکس‌ها باید به گونه‌ای در صفحه قرار داده شوند تا لینکی مستقیم نداشته باشند و خارج از سایت نتوان به آنها لینک مستقیم داد.<br />
این شیوه کم‌وبیش در وب‌سایت بالاترین رعایت می‌شود اما هنوز راه طولانی‌ای برای فرهنگ‌سازی آن داریم. این یکی از موارد احترام به حریم خصوصی مخاطبان است. در واقع مخاطب باید بتواند آزادنه تصمیم بگیرد و محتوا را برای مشاهده انتخاب کند. منظور اعطای حق آزادی مخاطب برای «مشاهده» است نه «دیدن».</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/06/post_1243.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/06/post_1243.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-06-03T21:30:24Z</published>
<updated>1387-06-03T21:33:16Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">شکنجه در اتوبوس سیروسفر</title>
<summary type="text">سفر دو روزه‌ام به لاهیجان تموم شد. شاید به این زودی‌ها نتونم به زادگاهم سری بزنم. گرچه طول سفرم زیاد نبود اما تا تونستم عرضش رو زیاد کردم. یک سر سُک‌سُکانه به فک و فامیل‌ها زدم و بعدش هم دنیا...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/seirosafar.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Seir o Safar">سفر دو روزه‌ام به لاهیجان تموم شد. شاید به این زودی‌ها نتونم به زادگاهم سری بزنم. گرچه طول سفرم زیاد نبود اما تا تونستم عرضش رو زیاد کردم. یک سر سُک‌سُکانه به فک و فامیل‌ها زدم و بعدش هم <a href="http://maasoo.blogspot.com/2008/08/blog-post_9617.html">دنیا رو دیدم</a>. الان هم می‌تونم ادعا کنم که آدم دنیادیده‌ای هستم!<br />
دیدن یکی که مدت‌هاست آنلاینش رو می‌شناسی و اتفاقاً آدم‌های مشترک زندگیتون خیلی بیشتر از اونی هست که فکر می‌کنی، کمی تا قسمتی هیجانش بیشتر از یک نوشته وبلاگیه. خلاصه خوش گذشت گشت‌وگذار توی کو‌ه‌ها و جاده‌های پیچ در پیچ اطراف لاهیجان.<br />
تنها نکته‌های منفی، هوای شرجی این روزها بود که باعث شد همیشه لباسم به پشتم چسبیده باشه و سفر برگشتم با اتوبوس‌های ویژه <a href="http://seirosafar.org/">سیروسفر</a>. اتوبوس ساعت 12 شب به مقصد تهرون رو که خریدم، با خودم فکر کردم چند ساعتی رو توی راه می‌خوابم و صبح زود هم یک‌سره می‌رم جایی که کار دارم. غافل از این‌که کولر اتوبوس با دو روش قصد داره دهنم رو آسفالت کنه. یکی اون که راننده به هیچ وجه قصد نداشت خاموشش کنه تا ما در حالت فریز و یخ‌زده، سالم و تر و تازه برسیم به مقصد و دیگه اون‌که دریچه کولر بالای سرم چکه می‌کرد. بله طبق محاسباتم دقیقاً در یک پریود زمانی 30 ثانیه‌ای یک چکه آب تگری رو کله و لای یقه من می‌چکید تا من خوابم نبره. البته استحضار دارید که این یکی از روش‌های شکنجه بود که توسط موساد ابداع شد. در این روش شخص رو محکم به صندلی می‌بندن و جلوی پاش يه ظرف فلزی قرار میدن. از شیر آبی که روی سقف تنظیم شده، آب قطره قطره می‌چکه توی ظرف. بعد از حدود یک ساعت، فشار عصبی در شخص به قدری بالا می‌ره که صدای چکیدن هر قطره آب مثل یه پتک تو سرش صدا می‌کنه. روش ابداعی اتوبوس سیروسفر ما البته این بود که قطره‌ها در کاسه سرم سقوط کنن و الی آخر. اعتراض هم نتیجه نمی‌داد چرا که راننده ادعا می‌کرد من یه کم سوسول تشریف دارم و دو قطره آب در دقیقه که چیزی نیست و حاصل بخار بازدم و فعل و انفعالات کولریه و عادی. منم که دیدم نمی‌تونم این شکنجه رو تحمل کنم اومدم نشستم روی زمین. و تموم شش ساعت باقیمونده سفرم رو یا سرپا وایسادم یا نشستم روی صندلی و با ننه سرما لاس زدم. جاتون خالی!<br />
حالا هم می‌خوام برم ازشون شکایت کنم.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/06/post_1242.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/06/post_1242.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-06-03T14:55:00Z</published>
<updated>1387-06-03T16:57:07Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">هفته‌نامه شهروند امروز آنلاین شد</title>
<summary type="text">هفته‌نامه شهروند امروز یکی از خواندنی‌ترین نشریه‌هایی است که در سال‌های اخیر دیده‌ام. محتوای خوب، نویسندگان برجسته تحریریه و میهمان باعث شده تا مجموعه‌ای از خواندنی‌ترین مطالب در این نشریه گرد هم آمده و هر هفته عرضه شود. برای کسانی...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><a href="http://www.shahrvandemrouz.com/"><img src="http://osyan.net/contentimages/shahrvand.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Shahrvand Magazine"></a>هفته‌نامه شهروند امروز یکی از خواندنی‌ترین نشریه‌هایی است که در سال‌های اخیر دیده‌ام. محتوای خوب، نویسندگان برجسته تحریریه و میهمان باعث شده تا مجموعه‌ای از خواندنی‌ترین مطالب در این نشریه گرد هم آمده و هر هفته عرضه شود.<br />
برای کسانی که به تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی علاقمندند یا دوست دارند تا برگ‌هایی از تاریخ معاصر را ورق بزنند، این مجله ارزش بیشتری دارد. حاشیه قرمزرنگ شهروند امروز بیش از هر چیز دیگری ظاهر این هفته‌نامه از جلد تا صفحه‌آرایی را شبیه هفته‌نامه تایم کرده است. البته این روزها روی دکه‌ها مجلات مشابه دیگری چون بازتاب (با همان سبک و سیاق و حتی لوگوی <a href="http://baztab.com">سایت بازتاب</a>) و میهن را می‌بینیم.<br />
شهروند امروز تا امروز سال سوم و شماره 59 را بر جلدش شماره‌گذاری کرده است اما تنها ضعفی که می‌توانستیم برایش در نظر بگیریم، آنلاین نبودن محتوایش بود. تنها بخشی از مقالات هر هفته در <a href="http://shahrvandemroz.blogfa.com">وبلاگی در بلاگفا</a> روی اینترنت منتشر می‌شد.<br />
اما امروز این هفته‌نامه <a href="http://www.shahrvandemrouz.com">یک سایت مستقل</a> دارد و مطالب را با یک شماره تأخیر منتشر می‌کند.<br />
این سایت بر خلاف وبلاگ قبلی، هنوز <a href="http://www.osyan.net/1386/10/post_1086.php">خبرمایه</a> (Feed) ندارد. تنها <a href="http://www.telna.ir/RSS/Default.aspx">خوراکی</a> که روی سایت جدید مشاهده می‌شود، مربوط به یک سایت خبری به نام <a href="http://www.telna.ir/">تلنا</a> است که محتوایش هیچ ربطی به محتوای شهروند امروز ندارد و توسط <a href="http://www.pooyasoft.com/">شرکت پویاسافت</a> طراحی شده است (قابل توجه <a href="http://blog.ata-khalighi.com/">عطا خلیقی</a>).<br />
به هر حال خبری از خبرمایه شهروند امروز در این سایت نیست و این موضوع به همراه در دسترس نبودن بایگانی این هفته‌نامه و بخش‌هایی مثل جست‌وجو از ضعف‌هایی است که امیدوارم به زودی رفع شود. شهروند امروز اگر می‌خواهد در حد مجله تایم یک نشریه حرفه‌ای باشد، بهتر است <a href="http://www.time.com">سایت نشریه تایم</a> را هم برای سایت خود الگو قرار دهد.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/06/post_1241.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/06/post_1241.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-06-01T05:35:26Z</published>
<updated>1387-06-01T06:13:18Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">تاریخ‌نگاری و آسیب‌شناسی مافیای وبلاگستان</title>
<summary type="text">باز هم یک بحثی داغ شده است توی بلاگستان مبنی بر وجود مافیای وبلاگی و یک چیزهایی شبیه به فراماسون‌ها که فقط به هم لینک می‌دهند و هوای هم را دارند. یک مقداری جلوی خودم را گرفتم که اظهار نظری...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/blogger-mafia.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Mafia in Persian Blogosphere">باز هم یک بحثی داغ شده است توی بلاگستان مبنی بر وجود مافیای وبلاگی و یک چیزهایی شبیه به فراماسون‌ها که فقط به هم لینک می‌دهند و هوای هم را دارند. یک مقداری جلوی خودم را گرفتم که اظهار نظری نکنم اما صرفاً به خاطر این‌که از خفگی نمیرم یک چیزهایی از خودم متبادر خواهم کرد:<br />
می‌گویند تاریخ تکرار می‌شود. حالا هم این جریانی که در وبلاگستان به نام مافیای وبلاگی معروف شده یک جد بزرگ‌تر دارد که مربوط است به نسل اول وبلاگ‌های فارسی (تقریباً دوران کرتاسه وبلاگی بود اگر اشتباه نکنم).<br />
به هر حال حلقه‌های وبلاگی زیادی در همان دوران اول تشکیل شد و دوستان بلاگر خارج از این حلقه‌ها همیشه مدعی وجود یک مافیا بودند. آن زمان <a href="http://blog.looliyan.com/">لیلی نیکونظر</a> در شماره 30 چلچراغ میزگردی را منتشر کرد در حضور جمعی از بلاگرها (خورشید خانم، ایستاده در برابر باد، نیمانیا و خاطرات مشبک) با این عنوان: «خودشان می‌گویند، اینها هم مافیا دارند!»<br />
آن گزارش البته با انتقادهایی هم روبه‌رو شد. از جمله <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/000575.php">این نوشته خورشید خانوم</a> که در آذر ماه 1381 می‌نویسه:<br />
«خدا رو شکر که از اينترنت آزادتر فعلاً جايی نداريم. تو دنيای وبلاگ‌ها هم هيچکس نيومده وبلاگ ديگه‌ای رو بايکوت کنه. هر گروه از وبلاگرها، به خاطر تشابهاتی که در افکار و آرا و سلايقشون هست با هم بيشتر جور می‌شن، همون‌طوری که تو دنيای بيرون هم شما معمولاً با کسی دوست می‌شين که باهاتون بيشتر تناسب داشته باشه. اگه با همه 70 ميليون نفر ملت ايران صميمی نيستين دليلش اين نيست که با دوستاتون مافيا تشکيل دادين. اصلاً به لحاظ کميت امکانش هم وجود نداره که آدم بتونه با همه صميمی باشه. اين وسط هم هر وبلاگری بنابر سليقه‌اش يه عده رو دوست داره و يه عده رو دوست نداره. شايد انتقادات شديد هم بکنه از اون کسی که دوسش نداره، ولی بايکوت، مافيا...<br />
دوستان، ما اينجا با فکر، احساس، نوشتن، مسائل فنی و علمی و جينگول بازی سرو کار داريم. تو رو خدا مناسبات مزخرف دنياهای ديگه رو به ما نچسبونين».</p>]]><![CDATA[<p>اگه بخواهم از جنجال مافیای وبلاگستان در سال 81 چیزی بنویسم، قاعدتاً باید یک کتابچه تاریخ بشود. از نوشته تا کاریکاتورهای وبلاگی با عنوان <a href="http://bonbast.hamidreza.com/">بن‌بست</a> که توسط حمیدرضا منتشر می‌شد. خودتان برای مثال می‌توانید بازخوردهای آن جنجال را از بخش اول پاورقی این نوشته بخوانید.<br />
حالا این زخم انگار دوباره سر باز کرده و این‌بار دامن وبلاگ‌های آی‌تی را گرفته. برای مثال <a href="http://www.matroud.net/2008/08/post_757.php">مطرود عقیده دارد</a> که:<br />
«این روزها وبلاگستان فارسی، «بیمار» مافیای تازه به‌دوران‌رسیده‏هاست، مافیایی که نه ارزش‏های دنیایی که به آن هجوم آورده است را می‏فهمد و نه حتی از خودش حرفی مفید برای ارائه نشان می‏دهد. خدا لعنت کند شرکت یاهو را که «چت‌روم‏هایش» را بست و این تحفه‏ها را ناگهان به کیسه‏ی وبلاگستان ریخت».</p>

<p>از آن طرف <a href="http://www.zahra-hb.com/1387/05/28/this-isnt-about-it/">زهرا چند نکته را می‌گوید</a>. از جمله این‌که:<br />
«کی گفته تعریف آی‌تی‌نویسی و آی‌تی‌نویس یعنی همینی که توی وبلاگستان فارسی هست؟! یعنی همین معرفی ۴ تا سرویس و بعد پز دادن به شماره فیدهاشون و محبوب نامیدن خودشون؟! کدوم یک از اینا واقعا سعی کردن آی‌تی در ایران رو بشناسن و آسیب‌شناسیش کنن و مشکلات رو در زمینه‌های مختلف اعم از نیازمندی‌ها، طراحی، معماری، پیاده‌سازی، نگهداری، امنیت، رمزنگاری، بی‌سیم و … بگن؟! چند تا پست این‌طوری توی وبلاگستان دیدین؟»</p>

<p>این نوشته‌ها هم مخالفانی داشت که نظرشان را در بخش دوم پاورقی می‌توانید دنبال کنید. اما از تمام این حرف‌ها گذشته، من فکر می‌کنم هر دو طرف این ماجرا پربیراه نمی‌گویند و هر کدام تا اندازه‌ای حق دارند. این مسأله که محتوای کلی وبلاگستان آی‌تی تا اندازه زیادی به ترجمه کشیده شده، حرف درستی است اما نباید فراموش کرد که بسیاری از گیک‌ها یا خوره‌های آی‌تی از همین ترجمه‌ها به عنوان منبع استفاده می‌کنند. بسیاری از سرویس‌های محبوب این دسته از علاقمندان توسط همین وبلاگ‌ها معرفی شده است. اما اشکال کار کجاست؟<br />
تصور من این است که دوستان آی‌تی‌نویس باید بیشتر به سوی ترجمه و تألیف رو بیاورند. به عبارت دیگر هر نوشته‌ای برای وبلاگستان فارسی نمی‌تواند مفید واقع شود. این هوش نویسنده است که تشخیص می‌دهد کدام مطلب فلان مجله یا فلان وبلاگ خارجی به درد مخاطب فارسی‌زبان خواهد خورد. بنابراین قبل از هر گونه ترجمه باید این را مد نظر قرار داد که این سرویس یا سایت واقعاً برای اینترنت ایرانی یا فارسی مخاطب خواهد داشت؟ از طرف دیگر حجم زیاد ترجمه‌ها و معرفی سرویس‌های جدید، مجال بررسی و تست آنها را می‌گیرد. مخاطب قبل از آن‌که با یک سرویس خو بگیرد، توسط سرویس‌های دیگر بمباران می‌شود. این است که هنوز توییتر در محیط فارسی جا نیفتاده که سر و کله سرویس‌های مشابهش پیدا می‌شود. مخاطب هنوز به بلوغ کاربری یک سرویس نرسیده که به سمت سرویس‌های دیگر شوت می‌شود.<br />
اما چه باید کرد؟ به نظر من در کنار این نوع تولید محتوا باید به فکر تألیف و تجربه‌های شخصی و به اشتراک‌گذاری انها هم بود. بهترین نوشته از دید من نوشته‌ای است که حاصل مکاشفه نویسنده آن وبلاگ باشد. تجربه‌ای که هم‌اکنون برای مخاطب به اشتراک گذاشته می‌شود، خواندنی‌تر از هر ترجمه‌ای است. متأسفانه این نوع تولید محتوا در وبلاگ‌های آی‌تی بیشتر محدود شده است به کدنویسی که مورد علاقه بسیاری نیست و جایگاهش بیشتر در انجمن (فوروم)های تخصصی است تا وبلاگ. از طرف دیگر تنوع نوشتاری بسیار مهم است. خواننده یک وبلاگ دوست دارد گاهی یک تجربه درباره فیلم یا داستان، سفر یا هر چیز متفاوت را در وبلاگ آی‌تی بخواند و گاهی عکس‌ها و فیلم‌های بلاگر را ببیند. محصول تولیدشده بهتر است گاهی صدا باشد یا فیلم یا نمودار یا حتی اینفوگرافیک.<br />
وبلاگستان ما این گوشه‌اش کمی می‌لنگد.<br />
و اما درباره وجود مافیا در وبلاگستان. نظر من این است: توهم توطئه! مثل خیلی دیگر از توهماتی که من و شما داریم.</p>

<p>در همین زمینه:</p>

<p><strong>مافیای قدیم</strong><br />
» <a href="http://weblog.ehsanix.com/2003/01/post-238.html">مافیا لو رفت</a>- من، خودم و احسان<br />
» <a href="http://weblog.parastood.ir/archives/000120.php">ببخشيد اگه من يه سری...</a> - زن‌نوشت<br />
<a href="http://weblog.ehsanix.com/2002/12/post-236.html">» نمی‌دونم چرا می‌گن مافیا</a>- من، خودم و احسان</p>

<p><strong>مافیای جدید</strong><br />
» <a href="http://daily.kamangir.net/?p=377">مرهمی به نام مافیا</a>- آرش کمانگیر<br />
» <a href="http://1fathi.com/1387/05/27/338/">بیاییم آی‌تی‌نویسان و تازه شروع کرده‌های وبلاگستان را دوست داشته باشیم!</a> یک فتحی<br />
» <a href="http://imilad.com/?p=473">احترام به مخاطب، اصل اول وبلاگ‌نویسی</a>- روزنوشت‌های میلاد<br />
» <a href="http://mhmazidi2.wordpress.com/2008/08/16/new-blogging/">از فحش شنیدن لذت ببریم</a>- وب 2</p>]]></div></content>
<category term="/_" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1240.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1240.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-28T21:00:27Z</published>
<updated>1387-05-31T10:11:40Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">قابلیت‌های متنوع زندگی مجازی</title>
<summary type="text">پیش گفتار: این مطلب توسط نویسنده وبلاگ یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است که با توافق به عمل آمده در وبلاگ نیمای گرامی برای اولین بار منتشر می‌شود. امیدوارم که خوانندگان خوب این وبلاگ از این مطلب استفاده کافی...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/secondlife.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;"  alt="Second Life">پیش گفتار: این مطلب توسط نویسنده وبلاگ <a href="http://www.cyberpejman.com/">یه وجب خاک اینترنت</a> نوشته شده است که با توافق به عمل آمده در وبلاگ نیمای گرامی برای اولین بار منتشر می‌شود. امیدوارم که خوانندگان خوب این وبلاگ از این مطلب استفاده کافی ببرند.</p>

<p>دنیای مجازی، سرزمینی دیجیتال است که شما با یک آواتار (کاراکتر دیجیتالی) خودتان در آن زندگی می‌کنید، شما می‌توانید کار کنید، زمین بخرید و خانه بسازید، با دوستان جدید آشنا شوید، به مهمانی بروید و هرآنچه که در دنیای واقعی انجام می‌دهید. شما ممکن است در زندگی روزمره یک مهندس کامپیوتر باشید ولی در زندگی مجازی خود یک موزیسین و یا یک ورزشکار. آنچه که باعث شده مطلبی در این باره بنویسم آن است که سال 2008، سال توجه سرمایه‌گذارها به شرکت‌هایی است که بر روی دنیاهای مجازی کار می‌کنند. این در حالی‌ست که تا ماه ژوئیه امسال، سیصد و چهل و پنج میلیون دلار سرمایه‌گذاری شده است. اما به راستی چرا؟ اصلاً دنیای مجازی به چه درد می‌خورد؟</p>]]><![CDATA[<p>مسخره‌بازی‌ست آقا جان. ایده دنیای مجازی شاید برای بسیاری ایده مسخره‌ای باشد و یا حتی در وهله اول با دید بسیار منفی و وقت تلف کنی به آن نگاه کنند اما در حقیقت یک دنیای مجازی دارای پتانسیل‌هایی است که باعث پیشرفت یک شخص و بهبود زندگی او هم می‌تواند باشد تا صرف یک بازی در دنیایی به ظاهر غیرحقیقی!<br />
دنیاهای مجازی را از نظر پلتفرم به دو دسته می‌شود تقسیم کرد. آنهایی که توسط نرم‌افزار نصب شده بر روی کامپیوترتان مورد استفاده قرار می‌گیرند و آنهایی که در مرورگرها قابل استفاده هستند. مهم‌ترین و معروف‌ترین و بزرگ‌ترین دنیای مجازی که توسط نرم‌افزار بر روی کامپیوتر نصب می‌شود را حتماً شنیده‌اید که نامش سایت <a href="http://secondlife.com/">سکند لایف</a> (زندگی دوم) است. از دنیاهای مجازی تحت مرورگر می‌توان به دنیای مجازی جدید گوگل به نام <a href="http://www.lively.com/">Lively</a> نام برد که از ژوئیه امسال راه‌اندازی شده است. طبیعتاً استفاده از هر دو نوع زندگی مجازی نیازمند اینترنت پرسرعت است.<br />
اما به راستی زندگی مجازی به چه دردی می‌خورد؟ بگذارید چند مثال بزنم. تصور کنید که من یک مهندس کامپیوتر هستم. در دنیای مجازی یک کنفرانسی در رابطه با کار من، قرار است فردا برقرار شود. متأسفانه من در زمان این کنفرانس مجازی سر کار هستم و نمی‌توانم در این کنفرانس در زندگی دوم شرکت کنم، پس چاره چیست؟ خب نیازی نیست که من نگران باشم. کافی‌ست که در کنفرانس ثبت‌نام کنم حتی می‌توانم اگر سؤال پیش‌فرضی دارم راجع به کنفرانس را در اختیار آواتارم قرار بدهم. حالا وقتی فردا شد، آواتار من در دنیای مجازی به جای من در کنفرانس شرکت خواهد کرد و حتی سؤالش را نیز خواهد پرسید. من در همان زمان در حال کار در شرکتم در دنیای حقیقی هستم. پس از کار در شرکت و اتمام وقت اداری به خانه می‌آیم و وارد دنیای مجازی خود می‌شوم و فیلم ضبط‌شده کنفرانس را می‌بینم. چون قبلاً پولش را داده بودم و دسترسی به آرشیو دارم. همچنین می‌توانم ببینم که جواب سؤال من را سخنران چگونه داده است.<br />
مثالی دیگر بزنم. تصور کنید من یک فعال اجتماعی هستم و در رابطه با موضوعی بین‌المللی شکایت دارم. بسیاری از دوستان دیگرم در اقصی نقاط دنیا هم شاکی هستند و می‌خواهیم تظاهراتی راه بیندازیم. مشکل اینجاست که هر کدام از ما در یک کشور هستیم و امکان جمع شدنمان نیست. تصور کنید تمام دوستان من و خودم یک آواتار در دنیای مجازی داریم. حال به سادگی می‌توانیم با هم قرار بگذاریم که فلان ساعت جلو فلان ساختمان (مثلاً سفارت یک کشور در دنیای مجازی البته اگر آن کشور در دنیای مجازی آن سفارت را ساخته باشد) جمع بشویم. سر ساعت مقرر می‌بینید که من و دوستانم در حالی که هر کدام در زندگی عادی مشغول انجام کاری هستیم و حتی یکی ممکن است خواب باشد، در زندگی مجازی در یک تظاهرات شرکت کرده‌ایم و صدای خودمان را به دیگران رسانده‌ایم.<br />
دنیای مجازی شگفت‌انگیز است و قابلیت‌های بسیاری دارد. هیچ‌گاه تصور نکنید که سرمایه‌گذاران خارجی از روی هوا چند صد میلیون دلار آن هم در یک بازه 6 ماهه روی پروژه‌ای سرمایه‌گذاری کنند. پنجره‌ای نوین رو به بشر ایجاد شده است. دنیای مجازی سؤالات بسیاری را هم با خود به می‌آورد. سؤالات جالبی مانند اینکه آیا ما می‌توانیم یک حضور بی‌نهایت و ابدی توسط خود در آواتارمان بسازیم؟ آیا می‌شود یک کسب و کار در دنیای مجازی به وجود آورد؟ در این رابطه بیشتر می‌‌نویسم.</p>

<p>در همین زمینه:<br />
- <a href="http://www.osyan.net/1386/07/post_1051.php">همسر سکندلایفی بهتر از همسر واقعی!</a><br />
- <a href="http://www.osyan.net/1385/12/post_923.php">تظاهرات ضدجنگ روی خط صفر و یک</a><br />
- <a href="http://www.osyan.net/1385/11/post_917.php">ادیسه مجازی</a></p>]]></div></content>
<category term="/_/_" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1239.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1239.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-28T09:23:58Z</published>
<updated>1387-05-28T09:37:05Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">نقشه‌های قدیمی ایران در کتابخانه کنگره آمریکا</title>
<summary type="text">یکی از دوستانم، افشین صادقی‌زاده به نقشه‌های قدیمی علاقه زیادی دارد. البته علاقه او به هر چیز قدیمی و آنتیک و به اصطلاح عتیقه زبانزد دوستان مشترکمان است. همین مسأله باعث شده تا تمام جمعه‌های 5-6 سال اخیرش را در...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Image:1154_world_map_by_Moroccan_cartographer_al-Idrisi_for_king_Roger_of_Sicily.jpg"><img src="http://osyan.net/contentimages/lahijan-oldmap.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="The Idrisi map of 1145 AD."></a>یکی از دوستانم، افشین صادقی‌زاده به نقشه‌های قدیمی علاقه زیادی دارد. البته علاقه او به هر چیز قدیمی و آنتیک و به اصطلاح عتیقه زبانزد دوستان مشترکمان است. همین مسأله باعث شده تا تمام جمعه‌های 5-6 سال اخیرش را در جمعه بازار تهران بگذارند. یکی از آن سرگرمی‌هایی که گاهی من را هم در جمعه بازار گیر می‌اندازد.<br />
چندی پیش در حال بررسی برگه لاهیجان در ویکی‌پدیا بودم که برخوردم به <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1:1154_world_map_by_Moroccan_cartographer_al-Idrisi_for_king_Roger_of_Sicily.jpg">نام لاهیجان در نقشه ادریسی که در سال ۱۱۵۴ میلادی (۵۳۲ هجری شمسی)</a> رسم شده بود (<a href="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/4/47/1154_world_map_by_Moroccan_cartographer_al-Idrisi_for_king_Roger_of_Sicily.jpg">اندازه بزرگ‌تر</a>). نکته جالب در این است که برخلاف نقشه‌های مرسوم فعلی جنوب نقشه به سمت بالاست. در ضمن اسامی اماکنی چون بلغار، افرنسیه (فرانسه)، جرمانیه (آلمان)، الصین (چین)، سلسله جبال واق واق و یأجوج و مأجوج است. دیگر آن‌که دور تا دور دنیای آن‌روز از نظر رسم‌کنندگان این نقشه رشته کوه قرار دارد. لابد برای آن‌که آب از دایره زمین بیرون نریزد!<br />
تمام این مقدمه برای این است که بگویم وقتی که امروز در وبگردی‌هایم به <a href="http://www.loc.gov//">سایت کتابخانه کنگره آمریکا</a> رسیدم، یک <a href="http://memory.loc.gov/ammem/browse/ListSome.php?category=Maps">بخش مخصوص نقشه‌های قدیمی</a> پیدا کردم که بلافاصله من را به یاد افشین انداخت.<br />
در این بخش شما نقشه‌های بسیار جالبی پیدا می‌کنید که می‌تواند ساعت‌ها شما را سرگرم کند.<br />
برای مثال وقتی با کلمه Persia در بانک نقشه‌ها جست‌وجو می‌کنید، به 22 مورد می‌رسید که همه‌شان با کیفیت بالا قابل دانلود هستند.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1238.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1238.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-25T08:53:52Z</published>
<updated>1387-05-25T09:26:02Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">گفت‌وگو با علیرضا شیرازی درباره انتقال محتوای بلاگفا به وردپرس</title>
<summary type="text">شاید در جریان باشید که تیم وردپرس فارسی امکان جدیدی را اضافه کرد تا کاربران بلاگفا بتوانند به سرویس وبلاگی وردپرس‌فارسی منتقل شوند. علیرضا شیرازی، مدیر سایت بلاگفا هم در دو مرحله جلوی کدهای مربوط به این پروسه را مسدود...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/blogfa-wordpress.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="Blogfa & Wordpress">شاید در جریان باشید که تیم <a href="http://wp-persian.com/">وردپرس فارسی</a> امکان جدیدی را اضافه کرد تا کاربران <a href="http://www.blogfa.com/">بلاگفا</a> بتوانند به سرویس وبلاگی وردپرس‌فارسی منتقل شوند. علیرضا شیرازی، مدیر سایت بلاگفا هم در دو مرحله جلوی کدهای مربوط به این پروسه را مسدود کرد. حرف و حدیث‌های زیادی در وبلاگستان فارسی شکل گرفت و بسیاری معترض این کار علیرضا شیرازی شدند و تعدادی هم به حمایت از او پرداختند.<br />
برای روشن‌شدن بیشتر قضیه با علیرضا شیرازی تماس گرفتم تا گفت‌وگویی را انجام دهم. حاصل کار یک گفت‌وگوی 10 دقیقه‌ای تلفنی است که در قالب پادکست منتشر می‌شود. برای دریافت <a href="http://zigzagmag.org/nima_akbarpoor/interview-with-shirazi.mp3">فایل پرحجم (4.6 مگابایت) اینجا</a> و <a href="http://zigzagmag.org/nima_akbarpoor/interview-with-shirazi-lq.mp3">فایل کم‌حجم (2.3 مگابایت) اینجا</a> کلیک کنید.<br />
در همین رابطه جوابیه رسمی تیم وردپرس فارسی رو در وبلاگ گناهکار بخونید:<a href="http://gonahkar.com/archives/2008/08/13/dialog/">رفتار حرفه‌ای٬ پاسخ‌گویی و مذاکره</a> و <a href="http://shirazi.blogfa.com/post-195.aspx">پاسخ دیگر</a> علیرضا شیرازی را.</p>]]><![CDATA[<p>در همین زمینه:<br />
- <a href="http://mhmazidi2.wordpress.com/2008/08/13/blogfa-prison-5/">باز یا بسته؟</a> وب 2<br />
- <a href="http://www.blognevesht.com/1387/05/22/censure-of-wppersian/">پس از جوالدوز به بلاگفاک یک سوزن به وردپرس</a>، بلاگنوشت</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1237.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1237.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-22T07:19:32Z</published>
<updated>1387-05-25T07:21:34Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">انتخابی که نیاز به کمک دارد</title>
<summary type="text">می‌دانی دوست عزیز؟ مشکل ما همیشه یک کد دارد. یک قفل. کلیدش را اما نمی‌توانیم پیدا کنیم. کلید این قفل لعنتی را که روی بزرگ‌ترین صندوق حاوی اسرار زمین است را نمی‌توانیم پیدا کنیم. نه آن‌که کلیدش دم دستمان نباشد....</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p>می‌دانی دوست عزیز؟ مشکل ما همیشه یک کد دارد. یک قفل. کلیدش را اما نمی‌توانیم پیدا کنیم. کلید این قفل لعنتی را که روی بزرگ‌ترین صندوق حاوی اسرار زمین است را نمی‌توانیم پیدا کنیم. نه آن‌که کلیدش دم دستمان نباشد. هست اما توی یک دسته‌کلید بزرگ گم شده. این دسته‌کلید را همان اول‌ها که پایمان را گذاشتیم توی این خرابخانه دادند دستمان. با هر مشکلی که توی این زندگی دیدیم، یک کلید به آن اضافه شد.<br />
چطور بگویم؟ اجازه بده این فکر مغشوشم را جمع کنم و قالب‌بندی‌اش کنم تا بتوانم بچینمش روی این میز. خب. گوش بده. ببین. ما از همان اول. از همان وقتی که به دنیا آمدیم که قانونمند نبودیم. وقتی از قانون صحبت می‌کنم، منظورم چیزهایی است که از آن تعجب نمی‌کنیم. مثلاً اگر کسی یک‌هوا روی سقف راه برود، ما باید تعجب کنیم. اما اگر از همان اول دیده بودیم که آدم‌ها دیوار راست را می‌روند بالا، این دیگر می‌شد قانونمان. حالا که نمی‌شود برویم آن بالا، یک مشکل یعنی یک کلید انداخته شده توی همان دسته‌کلید. اما بگذار بگویم. فکر می‌کنم که توانسته باشم آن کلید لعنتی را پیدا کنم. مشکل آن قفل بزرگ لعنتی در دست یکی از آن کلیدهای کوچک برنجی بود. این کد هم دی‌کد شد به قول فرنگی‌ها. رمزگشایی کردیمش به قول خودمان. تمام آن قفل لعنتی برای حفاظت یک مجموعه‌ای بود از آن چیزهایی که نمی‌خواستیم از دست بدهیم نه آن چیزهایی که می‌خواستیم در دستمان باقی بامند.<br />
دوست عزیز. می‌دانی چیست؟ این مسأله یک جورهایی فلسفیدن است. نشخوار کردن آن‌چیزهایی که دیده‌ایم. پس بگذار بازش کنم. متأسفم که باید بالا بیاورمش. تحمل کن.<br />
ببین. گوش بده به من. این انتخاب‌های لعنتی ما هستند مشکل دارند. ما همیشه عادت کرده‌ایم یک چیزی را انتخاب کنیم برای آن‌که چیزهای دیگر را نمی‌خواستیم انتخابشان کنیم. مثل رأی دادنمان. به یکی رأی می‌دهیم برای آن‌که نمی‌خواهیم به بقیه رأی دهیم. به آن اعتقاد نداریم اما به آن‌یکی‌ها کلاً اعتقاد نداریم.<br />
ببین. این موضوع سیاسی نیست اصلاً. درد جامعه ماست. یک کمی نشخوارش کن. مثل این می‌ماند که من بین بستنی و ژله و فالوده، فالوده را انتخابش کنم نه برای آن‌که دوستش دارم. برای آن‌که از ژله و بستنی بدم می‌آید. آن وقت همه‌چیزمان هم می‌شود الکی. انتخابمان که واقعی نباشد، آن‌وقت پدر پدرسوخته‌مان درمی‌آید برای آن‌که دلخواه غایی نیست برایمان. برای همین است که معلوم نیست چرا انتخاب می‌کنیم، انتخاب می‌شویم، یا هر ترکیب مزخرف دیگر. خودت افعال کمکی لازم را بچسبان ته انتخاب. این انتخاب هم از آن افعال مضحکی است که برای فهماندن و فهمیدن نیاز به یک فعلی زحمتکش کمکی دارد.<br />
حالا مانده‌ام که با این کلید کوچک چه کنم. آبروریزی است به خدا. آدم برای قفل به این بزرگی، کلید به این کوچکی پیدا کند. ان‌هم بعد از آن‌که همه این کلیدها را امتحان کرده است و کلی وقت پای این کار گذاشته.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1236.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1236.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-21T05:01:27Z</published>
<updated>1387-05-21T05:25:50Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">AdCamo، سایتی برای تبلیغات در پس‌زمینه سایت</title>
<summary type="text">دنیای تبلیغات آن‌قدر فضول است که به هر سوراخی سرک می‌کشد و از هر شیوه‌ای استفاده می‌کند تا آگهی‌های خود را به مخاطبان قالب کند و نشان بدهد. برای همین است که شیوه‌های تبلیغاتی کاملاً مبتنی بر ابتکار است. برای...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><a href="http://www.adcamo.com"><img src="http://osyan.net/contentimages/adcamo.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="AdCamohttp"></a>دنیای تبلیغات آن‌قدر فضول است که به هر سوراخی سرک می‌کشد و از هر شیوه‌ای استفاده می‌کند تا آگهی‌های خود را به مخاطبان قالب کند و نشان بدهد. برای همین است که شیوه‌های تبلیغاتی کاملاً مبتنی بر ابتکار است. برای همین است که آگهی‌دهندگان از کف زمین و پله‌های برقی هم نمی‌گذرند (رونوشت به <a href="http://oldestfashion.blogspot.com">آقای اولد فشن</a>).<br />
تبلیغات آنلاین که برای خودش حکایتی دیگر است. شرکت‌هایی مثل گوگل درصد بزرگ درآمدشان را از طریق آگهی‌های اینترنتی درمی‌آورند. انواع و اقسام تبلیغات اینترنتی هم از تبلیغ متنی تا بنرهای گرافیکی هم به دنبال کلیک بیشتر از جلوی چشمانمان رژه می‌روند و هر فضای تبلیغاتی جدید یعنی درآمدزایی بیشتر.<br />
این روزها یک سایت نوع جدیدی از تبلیغات را در فضای اینترنت عرضه می‌کند و آن مدیریت آگهی برای پس‌زمینه سایت‌هاست در واقع در همان بک‌گراند. واقعاً نمی‌دانم چرا تا حالا کسی به این فکر نیفتاده بود. از طرفی هم نمی‌توانم بگویم که این کار چقدر صفحات را سنگین می‌کند و چه تأثیری در زمان بارگذاری صفحات دارد. از طرفی به علت آنکه متوسط سرعت اینترنت روزبه‌روز در حال افزایش است، کم‌کم می‌توان به فکر آگهی‌های سنگین‌تر برای صفحات بود.<br />
به هر حال سایت <a href="http://www.adcamo.com/">AdCamo</a> این آگهی‌ها را در سه دسته عرضه می‌کند. کاشی، زمینه متحرک و زمینه ثابت. در هر یک از این حالت‌ها زمینه همراه با یک بنر در سایت شما قرار می‌گیرد و هر فردی با کلیک روی بنر یا زمینه به صفحه آگهی‌دهنده هدایت می‌شود (<a href="http://www.adcamo.com/livesamples.php">دمو را ببینید</a>).</p>]]></div></content>
<category term="/_/_" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/adcamo.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/adcamo.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-19T04:03:43Z</published>
<updated>1387-05-19T04:30:18Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">کتاب‌های Interchange همراه فایل‌های صوتی</title>
<summary type="text">برای آنهایی که زبان‌آموز انگلیسی هستند، یکی از متدهای آموزشی، متد اینترچنج Interchange است که چهار کتاب زرد، قرمز، آبی و سبز داره. امروز توی گشت و گذار برخوردم به بخشی از سایت انتشارات کمبریج که اختصاص به این کتاب‌ها...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/main.do"><img src="http://osyan.net/contentimages/interchange.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="Interchange"></a>برای آنهایی که زبان‌آموز انگلیسی هستند، یکی از متدهای آموزشی، متد اینترچنج Interchange است که چهار کتاب <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/listunits.do?level=0">زرد</a>، <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/listunits.do?level=1">قرمز</a>، <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/listunits.do?level=2">آبی</a> و <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/listunits.do?level=3">سبز</a> داره. امروز توی گشت و گذار برخوردم به <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/main.do">بخشی از سایت انتشارات کمبریج که اختصاص به این کتاب‌ها داره</a>. نکته جالب در این بخش اینه که کل تمرینات کتاب به همراه <a href="http://www2.cambridge.org/interchangearcade/downloads.do">فایل‌های صوتی</a> برای دانلود قرار داده شده. تمرینات رو می‌شه روی سایت انجام داد و جواب‌های درست رو چک کرد.<br />
یک سایت جالب دیگر هم هست که د<a href="http://www.1-language.com/audiocourse/index.htm">وره شنیداری آموزش زبان انگلیسی با لهجه آمریکایی</a> دارد. <br />
خوشبختانه تعداد وبلاگ‌های فارسی که به مسأله آموزش زبان می‌پردازند اصلاً کم نیست. خیلی‌هایشان هم مطالب آموزشی جالبی می‌نویسند که واقعاً به‌دربخور است. در عین حال فراموش نکنید <a href="http://www.openlearningcenter.com/">سایت OLC</a> شایان شلیله را که به طور تخصصی به آموزش آنلاین زبان می‌پردازد. این هم چند سایت دیگر: <a href="http://www.zabanamoozan.com/">زبان‌آموزان</a>،<a href="http://www.ezaban.com/"> آموزشگاه مجازی زبان</a>. <br />
در همین گشت‌وگذار به اینجا هم برخوردم که مجموعه‌ای است با فرمت پی‌دی‌اف که مختص <a href="http://yahood.net/ebri.htm">آموزش ربان عبری</a> است به زبان فارسی از <a href="http://yahood.net/">سایت علمی پژوهشی یهود</a>. همین.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1235.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1235.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-18T09:27:42Z</published>
<updated>1387-05-18T10:25:54Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">از نسل گوگل تا نسل مای‌پاد</title>
<summary type="text">دیروز با کاوه مشکات جایی بودیم و بحثی داشتیم درباره تقابل نسل‌ها. کاوه به صفحه‌ای در ویکی‌پدیا اشاره کرد که روی نسل‌ها بر اساس سال تولد نام‌گذاری کرده‌بودند. نکته جالب جدول نسل‌ها این است که بیشتر نام‌هایی که برای نسل...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/xgeneration.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="X Generation">دیروز با <a href="http://10-5.blogfa.com/">کاوه مشکات</a> جایی بودیم و بحثی داشتیم درباره تقابل نسل‌ها. کاوه به <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Generation#Generation_Table">صفحه‌ای در ویکی‌پدیا</a> اشاره کرد که روی نسل‌ها بر اساس سال تولد نام‌گذاری کرده‌بودند. نکته جالب جدول نسل‌ها این است که بیشتر نام‌هایی که برای نسل هزاره یا The Millennial Generation یعنی متولدان 1982 تا 2002 در نظر گرفته شده است، ماهیتی مرتبط با کامپیوتر و اینترنت دارند. نام‌هایی را که برای این نسل در نظر گرفته‌اند، ببینید (کامپیوتری‌هایش را جدا کرده‌ام):<br />
» نسل گوگل<br />
» نسل مای‌اسپیس<br />
» نسل MyPod<br />
» آی‌نسل یا iGeneration (مثل آی‌پاد، آی‌فون و محصولات دیگر مک که با آی نام‌گذاری می‌شوند)<br />
» نسل اتصال<br />
» نسل خوره بازی<br />
» نسل اینترنت<br />
» نسل ویستا</p>

<p>در همین زمینه بد نیست اگر برگه‌های <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Generation_X">نسل X</a> و <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Generation_Y">نسل Y</a> را هم در ویکی‌پدیا بخوانید. راستی چقدر جای برگه‌های فارسی این نوع صفحات در ویکی‌پدیا خالی است. بیشتر برگه‌های ویکی‌پدیای فارسی هنوز در حد تاریخ و جغرافیا و سیاست و شخصیت‌هاست. هنوز خیلی مانده تا این نوع صفحات ترجمه شود.</p>]]></div></content>
<category term="/_" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1234.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1234.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-17T05:12:08Z</published>
<updated>1387-05-17T05:53:26Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">جایزه پا در دهان</title>
<summary type="text">خیلی وقت پیش‌ها یعنی چیزی حول و حوش 3 سال پیش یک جایزه‌ای را روی اینترنت پیدا کردم که در نوع خودش منحصر به فرد بود. «جایزه پا در دهان» یا Foot in Mouth که گویا مفهومی معادل ضایع شدن...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/footinmouth.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="Foot In Mouth Award">خیلی وقت پیش‌ها یعنی چیزی حول و حوش 3 سال پیش یک جایزه‌ای را روی اینترنت پیدا کردم که در نوع خودش منحصر به فرد بود. «<a href="http://www.plainenglish.co.uk/footinmouth.htm">جایزه پا در دهان</a>» یا <a href="http://www.plainenglish.co.uk/footinmouth.htm">Foot in Mouth</a> که گویا <a href="http://www.goenglish.com/1911.asp">مفهومی معادل ضایع شدن دارد</a>، هر سال به مسخره‌ترین اظهار نظر یک شخصیت معروف اعطا می‌شود.<br />
گاهی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم اگر بنیاد اعطاکننده این جایزه دفتر فعال‌تری داشت، این امکان وجود داشت تا هر روز یک برنده آبرومند برای این جایزه اعطا معرفی شود به‌نحوی که برنده‌های این روزهای جهان تا سال‌های سال برندگان سال‌های قبل را بفرستند لای باقالی‌ها که سماق بمکند.<br />
زیاد هم سخت نیست. کافی است هر روز سرکی به مطبوعات و خبرگزاری‌ها بکشید. فقط عناوین خبرها را بخوانید تا این مسأله را تأیید کنید. مسأله درست مانند این است که یک عده احمق تکیه زده‌اند بر اریکه قدرت و بر مردم حکمرانی می‌کنند. دقیقاً به همین علت است که دنیا را جنگ فرا گرفته. چشمانمان را اگر باز کنیم به راحتی می‌بینیم که هر روز چه تعداد کثیری به خاطر ندانم‌کاری‌های چند احمق کشته می‌شوند. چند کودک ناقص می‌شوند و به چند زن تجاوز می‌شود. آن‌وقت اظهارنظرهای احمقانه‌ای را خواهید دید که هر روز و هر شب از بلندگوهای تبلیغاتیشان پخش می‌شود. انگار به سیرک آمده‌اید تا دلقک‌هایی را ببینید که نمایش می‌دهند. در بروز رفتارهای مضحک با هم کل‌کل می‌کنند. همه چیز مانند یک سیرک برنامه‌ریزی شده است با این تفاوت که در یک سیرک واقعی با توپ و آتش، بازی می‌کنند و در جهان با جان مردم.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1233.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1233.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-15T21:42:45Z</published>
<updated>1387-05-15T22:18:06Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">برای ثبت در تاریخ</title>
<summary type="text">بچرخی توی 360ت بی‌محابا یا آن‌که توی فرندفید وقتت را بگذرانی به خواندن گفت‌وگوهای بدون ته و خودت را لایک کنی یا نه. توی توییترت بنویسی که مزخرفی یا مزخرف بود یا مزخرف شد. همه جا را بکاوی توی گودرت...</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p>بچرخی توی 360ت بی‌محابا یا آن‌که توی فرندفید وقتت را بگذرانی به خواندن گفت‌وگوهای بدون ته و خودت را لایک کنی یا نه. توی توییترت بنویسی که مزخرفی یا مزخرف بود یا مزخرف شد. همه جا را بکاوی توی گودرت یا مثلاً واکوپایت که ببینی کسی برنامه جدیدی را امتحان کرده یا نه. می‌خواهی بروی لغت‌های چند صدتایی را که گوشه کتاب‌ها یا دفترچه‌ها یادداشت کرده‌ای، فیش‌نویسی کنی بلکه فرو برود توی مخت. پنج تا ایستک خورده‌ای. انار، گلابی، گلابی، گلابی، هلو. این ترتیب اگر مقدمه فلسفه زندگی‌ات نباشد، به درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورد. اولش سخت است مثل خوردن انار، خیلی راحتش می‌شود آبلمبو کردن که آن‌هم ممکن است وسط کار تلنگش در برود و بپاچد روی لباست. می‌دانی؟ فکر می‌کنم که این بپاچد خیلی مفهومی عمیق‌تری باید داشته باشد نسبت به برادر ش‌دارش. تکرار سه‌گانه گلابی توی مخت آن‌چنان انعکاس پیدا می‌کند که انگار داری به خودت توی آینه فحش می‌دهی. فحش که نه مسخره می‌کنی خودت را. آخرش هم مثل هلو باید باشد. راحت. خلاص.<br />
همه این‌کارها را می‌کنی بلکه برود از ذهنت بیرون. از بالای سرت آن ابرها و بالون‌های افکار پلید پرتاب بشود به ناکجا. می‌شود آیا؟<br />
بی‌خیال...<br />
برادر من. دوست عزیزم. سرور گرامی. به استحضار می‌رسانم که خیلی چیزها یعنی پشم. در بهترین حالت هم می‌توانی آنرا با چند من کشک معاوضه کنی. پایاپای.<br />
نازک... نارنجی. کلفت... قهوه‌ای. مثل الاکلنگ است. ترکیبش با لبانت بازی می‌کند. تقصیری ندارد. یعنی فی‌الواقع طاقتش را ندارد. آدم نمی‌داند خوشحال باشد یا ناراحت؟ خوشحالیش به خاطر کم‌طاقتی‌اش است. نمی‌تواند دوری‌ات را تحمل کند. الحمدالله. شکر. خوش‌خیالی‌ها... اینها همه‌اش از خودخواهی آدم‌هاست. خودخواه است که نمی‌خواهد تحمل کند. خودخواهی که می‌خواهی بماند.<br />
برادر جان همه ما از یک خمیره‌ایم دیگر... گه.</p>]]></div></content>
<category term="/" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1232.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1232.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-12T19:41:53Z</published>
<updated>1387-05-13T18:43:45Z</updated>
</entry>
<entry>
<title type="text">راه‌اندازی ترکیبی از بالاترین و گودر در سایت کلوب</title>
<summary type="text">در حال تست یک سرویس وب دویی هستم که سایت کلوب به زودی لانچ می‌کنه. بر طبق محاسبات سایت الکسا، کلوب در حال حاضر هفتمین سایت پربیننده در ایران و دومین سایت ایرانی در این فهرست بعد از بلاگفا هست....</summary>
<content type="html"><div style="direction: rtl; font-family: tahoma; font-size: 10pt"><![CDATA[<p><img src="http://osyan.net/contentimages/cloob100logo.jpg" border="0" style="float:left; margin:0 10px 10px 0;" alt="100 Degree Cloob">در حال تست یک سرویس وب دویی هستم که <a href="http://cloob.com">سایت کلوب</a> به زودی لانچ می‌کنه. بر طبق محاسبات سایت الکسا، کلوب در حال حاضر هفتمین <a href="http://www.alexa.com/site/ds/top_sites?cc=IR&ts_mode=country&lang=none">سایت پربیننده در ایران</a> و دومین سایت ایرانی در این فهرست بعد از <a href="http://blogfa.com">بلاگفا</a> هست. این سایت که مشهورترین شبکه اجتماعی ایرانی هست تا به حال سرویس‌های متعددی رو اضافه کرده تا امکانات بیشتری در اختیار کاربرانش قرار بده. یکی از این سرویس‌ها سرویس 100 درجه هست که ترکیبی هست از سایت‌های اشتراک لینک و خبرخوان.<br />
سعی می‌کنم تعریفی کلی از این سرویس و تصاویری از محیطش رو ارائه بدم تا قبل از انتشار رسمی باهاش آشنا بشید.</p>

<p><strong>100 درجه چیست؟</strong><br />
کاربران می‌تونن با افزودن لینک جدید و به اشتراک گذاشتنشون آنها رو درجه به درجه داغ کنن تا با افزایش دما به بخش داغ‌ترین‌ها وارد بشه. به نظر می‌رسه که نام 100 درجه سانتی‌گراد به خاطر نقطه جوش آب انتخاب شده باشه. (تا اینجاش شبیه <a href="http://balatarin.com">بالاترین</a> بود)</p>

<p><strong>داغ کن</strong><br />
اصطلاح داغ کن برای به اشتراک گذاشتن یک لینک با دوستان کاربرد داره. داغ کردن یک لینک، ورودش به صفحه «لینک‌های 100 درجه» رو تسریع می‌کنه. (باز هم در راستای بالاترین بودن)</p>]]><![CDATA[<center><img src="http://osyan.net/contentimages/cloob100d-1.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="100 Degree Cloob"></center>

<p><strong>امکانات دیگه سرویس</strong><br />
به وسیله این سیستم می‌تونید با اضافه کردن وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها و... که از فرمت RSS و Atom پشتیبانی می‌کنند، کلیه مطالب منتشر شده اونها رو یک‌جا مطالعه کنین. (چیزی شبیه گودر یا گوگل‌ریدر). علاوه بر این شما با درج لینک و درج عنوان مطلب مورد نظر و همچنین در صورت نیاز با افزودن توضیحات به آن، می‌تونید یک لینک داغ فارغ از فید در سایت ایجاد کنید. لینک‌های داغ شما، در صفحه اصلی (خانه) دوستاتون، صفحه پروفایلتون و لیست «لینک‌های داغ من» قابل مشاهده‌ست. اگه موقع درج لینک داغ، وضعیت لینک رو نمایش برای دوستان تنظیم کنین، لینک در صفحه پروفایلتون فقط برای دوستاتونن قابل مشاهده‌ست. علاوه بر اینها امکان به اشتراک گذاشتن لینک‌ها هم موجوده. (باز هم شبیه امکان به اشتراک‌گذاری در گودر)</p>

<center><img src="http://osyan.net/contentimages/cloob100d-2.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="100 Degree Cloob"></center>

<p><strong>تغییر رنگ لینک‌ها به چه معناست؟</strong><br />
در سیستم 100 درجه تغییر رنگ لینک‌ها معنا داره. در بخش خبرگزاری‌های رسمی تغییر رنگ خبرمایه‌ها به رنگ زرد به این معنیه که مطالب جدیدی برای خوندن وجود داره که شما هنوز اونها رو ندیدین. در قسمت خبرخوان این تغییر رنگ به صورت رنگ زرشکی برای عنوان و خاکستری برای متن یک مطلب، به این معناست که شما متن کامل آن مطلب را قبلاً خوندین. به نظر من این یک امکان خوب و به درد بخوره.</p>

<center><img src="http://osyan.net/contentimages/cloob100d-3.jpg" border="0" style="margin:10px 10px 10px 10px;" alt="100 Degree Cloob"></center>

<p>در کل این سرویس جدید هنوز چند تا اشکال کوچیک داره که برای مدیر سایت کلوب گزارش کردم اما به نظرم با راه‌اندازی این سیستم تعداد افرادی که مطالب وبلاگ‌ها و خبرگزاری‌ها رو از طریق خبرمایه یا همون فید دنبال می‌کنن، به طرز چشمگیری افزایش پیدا می کنه. خیلی از کاربران سایت کلوب اصلاً با مقوله فید آشنایی ندارن و این می‌تونه جهش بزرگی باشه تا بخش دیگه‌ای از کاربران ایرانی اینترنت که از سایت کلوب استفاده می‌کنن، با امکانات وب 2 بیشتر آشنا بشن.</p>]]></div></content>
<category term="/_/_" scheme="http://www.osyan.net/" label="" />
<id>http://www.osyan.net/1387/05/post_1231.php</id>
<link rel="alternate" href="http://www.osyan.net/1387/05/post_1231.php" type="application/xhtml+xml" hreflang="en" />
<published>1387-05-11T19:30:00Z</published>
<updated>1387-05-11T20:15:25Z</updated>
</entry>

</feed>