نالهای میشنوم کز اثرش میسوزم
گویا در قفسی مرغ گرفتاری هست
سپاس
دستانتان پرتوان
نوشتهشده توسط: elham در 15, 2008 12:22
1. یک عده آدم جمع شدید و در نهایت این را ساختید؟ :دی حتماً کلی هم زمان برده است!
2. ولی بامزه شده.
3. میدانید چیزی که در همه عکسهای شما خیلی به چشم میآید چیست؟ انگشترتان!
4. ما لاکپشتسواری دوست نداریم، پس نمیآییم در تیمتان ولی پایه میل کردن لاکپشت هستیم، معرف حضور که هستیم! ماشاءا... اشتهایمان بسیار بسیار عالیست.
نیما: خدا حفظتان کند فرزند که پایه هستید. خوشحالم که دسته نیستید.
نوشتهشده توسط: سايه مي باشم ! در 15, 2008 12:31
اگه چلچراغی هستین اشکال نداره نمیشه خرده گرفت ازتون.
در غیر این صورت خدا شفاتون بده!
نیما: خدا باید نیمی از ملت را شفا دهد. از اینکه ما رو معاف کردید، خدا خیرتون بده!
نوشتهشده توسط: من در 15, 2008 09:48
:-) خیلی خوشگله لاک پشته نیما... نشکونیش اینجوری سواری میگیری ازش؟؟!! البته بعیده!! :دی
نوشتهشده توسط: نیلوفر الف در 15, 2008 02:46
یعنی شما خودتان تنهایی این لاکپشت را خوردید؟!
نیما: مربی که نباید از این کارها بکنه جانم!
نوشتهشده توسط: صادق در 15, 2008 03:13
با سلام
سایت بسیار پرمحتوایی دارید
ممنون میشوم اگر با من نیز تبادل لینک بفرمائید
کتابخانه آریا
نوشتهشده توسط: محمد در 27, 2008 03:05