سلام... گزارشها راجع به لبنان جالب بود و وسوسهبرانگیز(البته وسوسه خوب سفر) دلتنگی رو هم که باید سگ محل کرد، یا از رو میره و یا زبون باز میکنه و خودش میگه چه خبره! ;)
نوشتهشده توسط: Aries Pisces در 5, 2007 02:34
سلام
هر کسی رفته لبنان اینو ازش شنیدم... یکی از فرهنگای مختلف میگه... یکی از لب دریا!!! میگه. یکی از حزبالله.
یادمه یه دورهای خیلی دوست داشتم برم لبنان و حزبالله اما ایران از همه جا بهتره.
نوشتهشده توسط: م. در 6, 2007 07:00
سلام آقای اکبرپور عزیز رسیدن به خیر.
خوش به سعادتان که در دنیای بیخبری مدتی سیر کردید و حال میدانم چه سخت است بازگشت به دنیای کمی تا قسمتی بیروح اخبار.
من متأسفانه دیگر سعادت همکاری با شما را ندارم. راستش حال و روز خوبی ندارم آن قدر که قید کار را هم زدهام. یک چیز دیگر اینکه تحمل نابسامانیها و بیبرنامگیهای روزنامه با روحیه من سازگار نیست. در هر حال چون فکر کردم شاید دیگر از نزدیک نبینمتون و نتونم باهاتون خداحافظی کنم ترجیح دادم با این وسیله ارتباطی فوق مدرن هم از راهنماییها و کمکهایتان کمال تشکر را به عمل آورم و هم برایتان کلی چیزهای خوب از جمله خوشبختی، سلامت، موفقیت و از این جور چیزها آرزو کنم. خدا را چه دیدید شاید باز یه روز یه جا یه وری با هم همکار شدیم. از خداحافظی بیزارم پس به امید دیدار.
نوشتهشده توسط: 'گمشده در 6, 2007 10:11
سلام حاج میثم.
حالت طبیعیه. بعد یه سفر توپ به یه جای توپ، وقتی برگشتی دلت واسه چیزا و جاها و احیاناً کسایی که دیدی تنگ میشه.
دلت میخواد که همش تو این سفر بمونی و تموم نشه، ولی وقتی به اجبار باید برگردی یه جور ضدحاله.
منم که هیچ جا نرفتم ، فقط میشینم و عکسهای جاهای توپ زمین رو میبینم و ...
نوشتهشده توسط: grand Ceasare در 8, 2007 01:16