آره زمان خیلی وقته وایساده!! وایساده که این زندگی بیخود ادامه داشته باشه. وایساده که از این بیشتر کثیف شیم که زجر بکشیم و به این نتیجه برسیم که مگه چی کار کردیم که باید این قدر زندگی کنیم!!
نوشتهشده توسط: ساغر در 16, 2006 03:33
آقای نیما اکبرپور عزیز...من اعتراض دارم! هم به چراغهای راهنمایی که اصلا تکلیفشان با آدم مشخص نیست و همیشه با اون شمارش معکوس بیمنطقش میخواد سر آدم رو گول بماله و هم به حرفی که تو زدی! (البته اینجاس که خودم میگم که هنوز بچهام) ولی .....اوف! ولش کن. در کل این که کوله و محتویاتش الزاماً در مورد آدمهایی نیست که وقتی باید جدی باشن... خوبه دیگه! منظورم رو گفتم. راستی خوبی؟
نيما: خوبم!
نوشتهشده توسط: مریم مهتدی در 16, 2006 10:27
کودکی ماندگار و ساندویچ نیمخورده؟ متناقضه. یه بار دیگه چک کن. فقط کاغذ ساندویچ باید مونده باشه.
نيما: چک کردم. بارها. مطمئنم که پارادکسی نيست. درسته.
نوشتهشده توسط: آ.ن در 16, 2006 01:30
بلاگرولینگ فیلتر شده ؟
نيما: آره يه جاهايی انگار فيلترش کردن.
نوشتهشده توسط: سروش در 16, 2006 03:13
نه. من مخالفم. حیف که حوصله ندارم توضیح بدم چرا.
نيما: قانع شدم!
نوشتهشده توسط: عاطفه در 16, 2006 08:27