منم یه زرد رنگش را دارم که توی یه بازارچه ی خیریه دادن دستم و گفتن بخر!! و روی بسته اش نوشته بود برای کدوم بنیاده و حمایت از بیماران سرطانی.. ولی روی دستبند نوشته BELIEVE
نوشتهشده توسط: دنیا در 17, 2006 12:10
اينبار هم مثل هميشه ما ايرانيها کارهاي پرمحتوا و منطقي غربيان را با مد اشتباه گرفتيم و خرابش کردهايم!
نوشتهشده توسط: صادق جم در 17, 2006 02:59
آدم زرنگهای وطنی از اين نوشته شما درس خوبی خواهند گرفت. اگر فردا دستبندهای ايرانی با هدفهای ملی اومد بازار بايد بری و ازشون کميسيون بگيری.
:)
نيما: چه کنيم ديگه عرق ملی اجازه نمیده پورسانت بگيريم. اگه نه کی از پول بدش مياد؟
نوشتهشده توسط: پرويز در 17, 2006 04:13
تو کنسرتهای لایو 8 هم توزیع شدند.
جالبه که تو ایران بیشتر با این دستبندها به عنوان یه چیز تزیینی برخورد میکنند. از محل فروششون هم این مسأله مشخصه. خود فروشندههاشون هم چیزی در این مورد نمیدونند.
یه سؤال: پول حاصل از فروش این دستبندها در ایران به کجا میرسه؟ آیا صرف همین اهداف نیکوکارانه میشه؟
نيما: تا جايی که من میدونم، اگه اين دستبندها اصل باشن، همون خريدار اول، پولش رو برای مؤسسات خيريه پرداخت کرده و اگه اون رو مجدداً بفروشه در حقيقت با واسطه پول به همون بنگاههای خيريه رسيده. البته اگه دستبندش اصل باشه اين موضوع صدق میکنه. توی ايران خيلی از اين دستبندها تزئينی هستن و اصلاً ربطی به بنگاههای خيريه ندارند.
نوشتهشده توسط: insomniac در 18, 2006 03:04
دوست داشتم خوب بود ،می دونستم یه حرکت خیر خواهانه است ولی ازجزییاتش باخبر نبودم ، خوب بود ....
نوشتهشده توسط: لیلی در 18, 2006 01:26
درباره مطالب وبلاگ هم باید بگم ، همه زمینه ها خوبه ، ولی واقعا الان ممکنه یه اشکال خیلی کوچولو وقتی ادم داره از صبح تا شب با اینترنت کار می کنه اعصابش را به هم بریزه ، مثلا اسپم ها را من از تو یاد گرفتم ، می دونی از این مسائل که در عین تخصصی بودن عامه پسند هم هست ... ممکنه از نظر کسانی که it می دونند ساده باشه ولی واقعا بعضی ها مشکل دارند از جمله خود من ...
نوشتهشده توسط: لیلی در 18, 2006 01:37
من تو کف بودم اينا چيه. خوب شد فهميدم. مرسی
نوشتهشده توسط: mina در 18, 2006 02:56
من لپ تاپش رو دارم! HP مدل L2000 رو با همین عنوان زده که لپ تاپ منم همینه.
نوشتهشده توسط: علیاصغر هنرمند در 30, 2006 07:51
سلام مطلب جالبی بود . با اجازه به مطلبت لینک دادم . سلامت و شاد باشی :)
نوشتهشده توسط: دریا در 30, 2006 09:51
حدود 20 سال پیش دچار سرطان استخوانی از نوع بدخیم بودم که با اراده قوی در حالی که 13 سال بیشتر نداشتم بر این بیماری غلبه کردم و هم اکنون بدون هیچ مشکلی مشغول کار و زندگی هستم. به تمام مبتلایان به این بیماری توصیه میکنم هرگز تسلیم نشوند و هرگز خنده را از لبان خود دور نکنند. چون خنده بر هر درد بیدرمان دواست.
نيما: پس بايد به شما هم تبريک گفت.
نوشتهشده توسط: محمد حسین اظهری در 1, 2006 08:27
ولي مردم ما برای مد اين کار رو میکنند ، اين يک نمونهاش که مردم ندونسته به دستشون میبندند و يا...
نوشتهشده توسط: پرهام در 4, 2006 01:32
:)
نوشتهشده توسط: NaZaNiN در 18, 2006 03:30
خيلي جالب بود
نوشتهشده توسط: azadeh akbari در 19, 2006 04:01
امیدوارم همیشه صحیح و سالم بوده و به ادامه کارهایتان بپردازید.
نوشتهشده توسط: amir reza nili در 11, 2006 09:46