Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
این دستبند‌های رنگی نیکوکاری
موضوع: اجتماعی

Bands Multi Silicon Wristbandsاین دستبندهای رنگی رو خیلی‌ها دیدیم توی دست ملت. همیشه برای خودم این سؤال مطرح بود که این‌ها چی هستن. یه چیزهای هم جسته و گریخته شنیده بودم که هر کدوم از این دستبندهای رنگی برای حمایت از گروه یا سازمانی ساخته شدن و هر رنگشون یک معنی داره و از این جور چیزها. پنجشنبه که رفته بودم تجریش و توی پاساژهای مختلف گشت می‌زدم، دیدم که اکثر مغازه‌ها انواع و اقسامش رو دارن. روش یک سری جملاتی حک و روی یک سری دیگه مارک‌ها و برندهای مختلف چاپ شده بود. از طرف دیگه از نظر کیفیت با هم متفاوت بودن. تصمیم گرفتم ته و توی قضیه رو در بیارم که شد اینی که می‌خونید.
با کمی گشت و گذار متوجه شدم که این دستبندها از جنس سلیکون و به نام Silicone wristband یا دستبندهای سلیکون معروف هستند. حالا داستان بچه معرویف‌ترین این دستنبدها که زرد رنگ هم هست چیه؟

لانس آرمسترانگ، قهرمان افسانه‌ای دوچرخه‌سواری وقتی که متوجه شد به سرطان پروستات مبتلا شده، تصمیم گرفت که تسلیم بیماریش نشه. لانس توی زندگینامه خودش نوشته: «به بیماری سرطانم گفتم آدم اشتباهی را انتخاب کرده‌ای. به او گفتم وقتی به دنبال کالبدی می‌گشتی تا در آن خانه کنی، راه به خطا رفته‌ای.» لانس آرمسترانگ سرطان رو با نیروی اراده و صبر پشت سر گذاشت تا با قدرت هر چه تمام‌تر، دوباره به عرصه رقابت‌ها بیاد. در آمریکا، رقابت‌های تور دو فرانس به صورت مستقم از شبکه OLN پخش می‌شد. در آخرین روز این رقابت‌ها، هر کس با پیراهن طلایی لانس به رستوران‌هایی که این مسابقات رو پخش می‌کردن، می‌اومد، می‌تونست از تخفیف ویژه برخوردار بشه. [+]
لانس آرمسترانگ پس از این که موفق شد سرطان رو پشت سر بذاره، در سال 1997 اقدام به تأسیس بنیادی برای کمک به بیماران سرطانی کرد. اون می‌خواست به بیماران سرطانی یاد بده تا بدون ترس و نگرانی به بیماری خودشون غلبه کنن. لانس دستبند زرد رنگی رو با این شعار به دست می‌بست: Live Strong یعنی قوی زندگی کنید. این دستبندها در تولید انبوه به فروش رفت تا درآمد حاصله از اون صرف بیماران سرطانی بشه.
سال 2004 شرکت نایکی هم در حمایت از این طرح، با اهدای یک ‌میلیون‌ دلار پشتیبان ساخته‌ شدن‌ 5 میلیون دستبند برای‌ افرادی‌ شد که‌ توی زندگی‌ قوی هستند. علاقمندان‌ با پرداخت‌ 1 دلار صاحب‌ این دستبند می‌شدند. در مدت کوتاهی‌ این دستبندها در سراسر جهان‌ شناخته شد و طرفداران‌ زیادی‌ پیدا کرد. حتی‌ بعضی‌ از افراد حاضر به‌ پرداخت‌ 20 دلار برای‌ خرید این دستبندها بودند. طبق آخرین آمار‌ 51 میلیون نفر در جهان‌ صاحب‌ این دستبند هستند که‌ سمبل‌ مبارزه با بیماری‌ سرطانه. استقبال از این حرکت باعث شد که بنیادها و سازمان‌های دیگه از این ایده الگوبرداری کنن تا دستبندهایی با عناوین و رنگ‌های دیگه تولید و به فروش برسند. به خاطر همینه که این دستبندها رو با رنگ‌های متفاوتش می‌بینید. البته همه‌شون تک‌رنگ نیستند و دستبندهایی با رنگ‌های ترکیبی وجود داره.
چیزهای جالب دیگه‌ای هم در این زمینه پیدا کردم. از جمله یک سات که شما می‌تونید اون‌جا دستبند اختصاصی خودتون رو با رنگ و شعار خاص خودتون طراحی کنید و سفارش بدید و یک مقاله هم درباره این که این دستبندهای نیکوکاری حاوی پیام‌های پنهانی خاصی هستند! این هم یک لینک برای این که بدونید هر رنگی چه معنایی داره. یه نکته دیگه هم این که این‌ها فقط دستبند نیستن و بعضی‌ها به پا هم می‌ندازنش. به عبارت دیگه پابند هم می‌شن.
وضعیت این دستبندها توی ایران یه جور دیگه‌ست البته. بیشتر جنبه مد پیدا کرده. یعنی خیلی‌ها بدون این که بدونن معنی این‌ها و رنگ‌هاشون چیه، فقط به خاطر جور بودن رنگش با لباس‌ها انتخابشون می‌کنن و یا اصولاً اون‌هایی که دوست دارن زلم زیمبوی زیادی از دست و گردنشون آویزون باشه، چند تاش رو می‌ندازن دستشون و هکذا.

پ.ن: مرسی از علی‌اصغر هنرمند. بابت این که گفت HP هم لپ‌تاپ‌هایی با همین شعار زده با اسم L2000. گشتم لینکش رو پیدا کردم. اطلاعات بیشتر.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/917
'
Ê
Â
š
)
  17 2006 ساعت 10:25
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






منم یه زرد رنگش را دارم که توی یه بازارچه ی خیریه دادن دستم و گفتن بخر!! و روی بسته اش نوشته بود برای کدوم بنیاده و حمایت از بیماران سرطانی.. ولی روی دستبند نوشته BELIEVE

نوشته‌شده توسط: دنیا در 17, 2006 12:10

اينبار هم مثل هميشه ما ايراني‌ها کارهاي پرمحتوا و منطقي غربيان را با مد اشتباه گرفتيم و خرابش کرده‌ايم!

نوشته‌شده توسط: صادق جم در 17, 2006 02:59

آدم زرنگ‌های وطنی از اين نوشته شما درس خوبی خواهند گرفت. اگر فردا دستبندهای ايرانی با هدف‌های ملی اومد بازار بايد بری و ازشون کميسيون بگيری.
:)

نيما: چه کنيم ديگه عرق ملی اجازه نمی‌ده پورسانت بگيريم. اگه نه کی از پول بدش مياد؟

نوشته‌شده توسط: پرويز در 17, 2006 04:13

تو کنسرت‌های لایو 8 هم توزیع شدند.
جالبه که تو ایران بیشتر با این دستبندها به عنوان یه چیز تزیینی برخورد می‌کنند. از محل فروششون هم این مسأله مشخصه. خود فروشنده‌هاشون هم چیزی در این مورد نمی‌دونند.
یه سؤال: پول حاصل از فروش این دستبندها در ایران به کجا می‌رسه؟ آیا صرف همین اهداف نیکوکارانه می‌شه؟

نيما: تا جايی که من می‌دونم، اگه اين دستبندها اصل باشن، همون خريدار اول، پولش رو برای مؤسسات خيريه پرداخت کرده و اگه اون رو مجدداً بفروشه در حقيقت با واسطه پول به همون بنگاه‌های خيريه رسيده. البته اگه دستبندش اصل باشه اين موضوع صدق می‌کنه. توی ايران خيلی از اين دستبندها تزئينی هستن و اصلاً ربطی به بنگاه‌های خيريه ندارند.

نوشته‌شده توسط: insomniac در 18, 2006 03:04

دوست داشتم خوب بود ،می دونستم یه حرکت خیر خواهانه است ولی ازجزییاتش باخبر نبودم ، خوب بود ....

نوشته‌شده توسط: لیلی در 18, 2006 01:26

درباره مطالب وبلاگ هم باید بگم ، همه زمینه ها خوبه ، ولی واقعا الان ممکنه یه اشکال خیلی کوچولو وقتی ادم داره از صبح تا شب با اینترنت کار می کنه اعصابش را به هم بریزه ، مثلا اسپم ها را من از تو یاد گرفتم ، می دونی از این مسائل که در عین تخصصی بودن عامه پسند هم هست ... ممکنه از نظر کسانی که it می دونند ساده باشه ولی واقعا بعضی ها مشکل دارند از جمله خود من ...

نوشته‌شده توسط: لیلی در 18, 2006 01:37

من تو کف بودم اينا چيه. خوب شد فهميدم. مرسی

نوشته‌شده توسط: mina در 18, 2006 02:56

من لپ تاپش رو دارم! HP مدل L2000 رو با همین عنوان زده که لپ تاپ منم همینه.

نوشته‌شده توسط: علی‌اصغر هنرمند در 30, 2006 07:51

سلام مطلب جالبی بود . با اجازه به مطلبت لینک دادم . سلامت و شاد باشی :)

نوشته‌شده توسط: دریا در 30, 2006 09:51

حدود 20 سال پیش دچار سرطان استخوانی از نوع بدخیم بودم که با اراده قوی در حالی که 13 سال بیش‌تر نداشتم بر این بیماری غلبه کردم و هم اکنون بدون هیچ مشکلی مشغول کار و زندگی هستم. به تمام مبتلایان به این بیماری توصیه می‌کنم هرگز تسلیم نشوند و هرگز خنده را از لبان خود دور نکنند. چون خنده بر هر درد بی‌درمان دواست.

نيما: پس بايد به شما هم تبريک گفت.

نوشته‌شده توسط: محمد حسین اظهری در 1, 2006 08:27

ولي مردم ما برای مد اين کار رو می‌کنند ، اين يک نمونه‌اش که مردم ندونسته به دستشون می‌بندند و يا...

نوشته‌شده توسط: پرهام در 4, 2006 01:32

:)

نوشته‌شده توسط: NaZaNiN در 18, 2006 03:30

خيلي جالب بود

نوشته‌شده توسط: azadeh akbari در 19, 2006 04:01

امیدوارم همیشه صحیح و سالم بوده و به ادامه کارهایتان بپردازید.

نوشته‌شده توسط: amir reza nili در 11, 2006 09:46
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):