Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
Offline For Ever
موضوع: روزنوشت

Eyeهمه چز از یک لعنتی کوچک شروع شد. یک لعنتی کوچک که توی رگ‌هایت می‌دود. یک لعنتی کوچک که از خونت می‌نوشید و بزرگ‌تر می‌شد و قلمروی بیشتری می‌خواست. و تو با زبانی که دورگه بود به من نگفتی که سلول‌هایت میهمان دارند. آن وقت‌ها من هنوز عاشقت نبودم. تو به سفر رفته بودی که لعنتی کوچک درونت را کشف کردند و ماندگار شدی همان‌جا و دیگر نیامدی. چشمانت را که بستی، تنها رنگ سبز اتاقت هم پَر کشد. ویَن یا کُلن نمی‌دانم عاقبت کدام یک میزبانت شدند. با همه لعنتی‌های کوچک درونت و یک جفت چشم که توی خاک جوانه زدند. دلم برات تنگ شده بود. نوشتم که بدانی.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/879
'
Ê
Â
š
)
  1 2006 ساعت 9:45
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






لعنتی‌ها -- عاشقشونم -- کوچيک يا بزرگ -- فقط لعنتی‌ها دوست داشتنين

نوشته‌شده توسط: شهرزاد در 1, 2006 11:19

هر چی جوونه‌ست اون طرف پنجره‌ست. اون‌جايی که باد مياد. تو و دلتنگی‌ها پشت پنجره. دلمو سپردم دست باد... گونه جوونه‌ها رو سرخ کنه.

نوشته‌شده توسط: شهره در 2, 2006 11:48

و نیما قاشق می‌شود :D
آخی

نوشته‌شده توسط: عاليجناب منتقد در 2, 2006 02:20

سلام آدرس رو تو خوابگرد ديدم. با آرزوی موفقيت.
-محمدرضا (پسر دايی)

نوشته‌شده توسط: محمدرضا در 2, 2006 03:00

روحش شاد ...
چجور سرطانی گرفته بود؟
ایدز؟!
آقا به من چه اصلاً!
بیخیال
حتماً حالش خوبه الان ... سلام دارن خدمتتون..

نوشته‌شده توسط: Lord در 3, 2006 01:40
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):