لازم نیست که داستان را از اول شروع کنم. همه کم و بیش از چند و چون آن باخبرید. پس بیمقدمه داستان مسدود بودن وبلاگها را ادامه میدهم و به بررسی آنچه اتفاق افتاده میپردازم.
در این هفته با مسدود شدن بلاگاسپات و اضافهشدن سایت بلاگر به فهرست سایتهای سیاه، دامنه اعتراضها چنان شدت گرفت که به صدور بیانیه و انعکاس در رسانههای رسمی و روزنامهها انجامید. عکسالعمل افراد، سازمانها و سایتها در این زمینه بسیار متفاوت و تأملبرانگیز بود. بسیاری علیرغم حمایت گفتاری، مقالاتی برخلاف جهت اعتراض نوشتند و گروهی نیز با جدیت تام دنبالهگیر این اعتراضات بودند. کار به آنجا کشیده شد که به صدور اطلاعیههای رسمی از سوی وزارت پست، تلگراف و تلفن مبنی بر عذرخواهی از کاربران، نویسندگان و روزنامهنّگاران اینترنتی و تقبل اشتباه فنی از سوی پارسآنلاین منتهی شد و حتی هدیهای هم از سوی این شرکت برای عذرخواهی در نظر گرفته شد. و اما بررسی دوباره در این مقوله نکاتی ریز، اما بسیار مهم را نمودار میسازد که در زیر به برخی از آنها اشاره میکنم:
اولین نکته، تناقض موجود در اطلاعیه پارسآنلاین و صحبتهای اولیه مدیرعامل آن است که حکایت از دستور مخابرات در این زمینه داشت. مسأله بعدی ادعای شرکتهای دیگر سرویسدهنده است که وجود نامه رسمی وزارتخانه مذکور را در این زمینه خاطرنشان میکنند. وزارت پست، تلگراف و تلفن از سویی ادعا میکند که این فیلتر تنها توسط شرکت پارسآنلاین صورت گرفته و ناشی از اشتباه فنی این شرکت بوده است. حال آن که مسدود شدن پرشینبلاگ حدوداً یک ماه قبل از مسدود شدن بلاگاسپات صورت پذیرفت و هنوز این سؤال باقی است که ISPهای دیگر چرا و با چه مجوزی هنوز وبلاها را در محدودیت نگهداشتهاند؟ اگر این موضوع اشتباه فنی بوده، چگونه ممکن است که این اشتباه بطور همزمان و توسط چندین ICP و ISP صورت بگیرد و آیا کاربرانی که از شهرستانهای دیگر در دسترسی به وبلاگها دچار مشکل شدهاند هم از خطوط پارسآنلاین استفاده میکنند؟
مجید صدری، رئیس امور مشترکین دیتا میگوید که مسدود نگهداشتن «بلاگ اسپات» تخلف است و در ادامه تأکید میکند که این سایتها از سوی مخابرات مسدود نیست و اقدام به مسدود کردن آن از سوی هر بخشی تخلف شناخته میشود. مخابرات تنها ضوابط شورای عالی انقلاب فرهنگی را جهت اجرا در اختیار ICPها و ISPها میگذارد (به نقل از هفتهنامه عصر ارتباط).
به سراغ شورای عالی انقلاب فرهنگی میرویم. حداد عادل عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در سخنانی که در تاریخ 25/2/82 درباره بستن برخی پایگاههای خبری و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد قانونمند کردن فعالیت این پایگاهها گفت: اقدامات اخیر در مورد پایگاههای اینترنتی، میتواند از آسیبهای امنیتی و اخلاقی افراد و نظام جلوگیری کند و وزارت پست، تلگراف و تلفن امروز، مجری سیاستهای شورای عالی انقلاب فرهنگی است.
به نظر میرسد که با برائت وزارت پس و تلگراف و تلفن و ادامه فیلترینگ از سوی سرویسدهندهها، تنها نهادی که باید پاسخگوی نهایی باشد این شوراست که همچنان سکوت اختیار کرده و هیچگونه توضیحی در این زمینه ارائه نمیدهد.
در این میان استعفای قریبالوقوع نصرالله جهانگرد، معاون برنامهریزی و توسعه وزارتخانه مذکور نیز در خور توجه است. هر چند برخی احتمال ارتباط میان استعفای وی را با شرایط اخیر پیشآمده برای سایتها و وبلاگها دور از ذهن نمیدانند (ایمان بیگ، سردبیر هفتهنامه عصر ارتباط) و البته تحلیل محمود اروجزاده، مدیر مسؤول دنیای کامپیوتر و ارتباطات هم در این زمینه خواندنی است.
نکته آخر و قابل توجه بعدی مقایسه ظریفیست میان مجالس دو کشور. انگلیس و ایران. در حالی که بلاگرها با حضور در مجلس عوام انگلیس، سیاستمداران را به ابراز احساسات و علایقشان در محیط وب تشویق میکنند و حتی یکی از نمایندگان پارلمان انگلیس در حمایت از اعتراض بر ضد فیلترینگ سایتها و وبلاگهای ایرانی، آن را امضا میکند (امضای شماره 569) و در وبلاگش مطلبی در این مقوله مینویسد، در ایران نیز، موضوع مسدود شدن وبلاگهای اینترنتی در کمیته مخابرات مجلس شورای اسلامی بررسی میشود.
این اتفاق نیز از ابعادی دیگر جالب توجه بوده و حکایت از اهمیت وبلاگ و وبلاگنویسی در مسایل جاری و تحولاتی حتی در لایههای بالای قدرت دارد.
آن چه مسلم است هنوز داستان سانسور و فیلترینگ روی وبلاگهای فارسی ادامه دارد و این که دنباله آن چند قسمت به طول خواهد انجامید، سؤالی است که ذهن بسیاری از ما را روزهاست که مشغول ساخته است. و جوابش... همچنان نامعلوم!
دنبالک:http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/12