در زندگی وبلاگ‌هایی هست که...

وبلاگ و سايت > وبلاگ1 آذر 1387 ساعت 3:00

با توجه به شرایطی که پیش اومده من به این نتیجه رسیدم که باید به این مسابقه وبلاگی بیشتر توجه کنم. خیلی از دوستان عزیز شرکت‌کننده این چند وقت فعل خواستن رو صرف کردن (اسمایلی بهرام شفیع) و الان که 27، 28، 29 و 30 ثانیه از شروع بازی می‌گذره، من تصمیم گرفتم که جای چند تا از وبلاگ‌ها رو توی این مسابقات خالی کنم. این روزها مهم‌ترین بخش وبگردی من رو این وبلاگ‌ها تشکیل می‌دن و هر روز به جون سایه که ویروس این وبلاگ‌ها رو به جونم انداخت لعنت و در عین حال دعا می‌کنم.
خلاصه این که فکر می‌کنم تا وقتی که وبلاگ‌هایی مثل روزانه‌های من و علیرضا، یه دختر 20 ساله، عاشقانه‌های من و عسلیم و عاشقانه‌های همسرانه هستن، من شِکَر بخورم توی همچین رقابتی ادعا کنم.
در زندگی وبلاگ‌هایی هست كه مثل خوره روح را می‌جود، قورت می‌دهد و از مراحل بلع و هضم، جذب و دفع می‌گذرد. بنابراین من این رأی‌گیری را با این شرکت‌کنندگان از جمله خودم، تحریم می‌کنم.

یوهاهاهاها
خنده بدجنسانه ظفرمندانه کسی که بقیه رو به ویروس مبتلا می‌کنه!


اوهههههههههههههههههه. آخر دنیا بود این وبلاگ‌ها. بازم دم تو گرم آدرس دادی. کتی خسیس که هیچی آدرس نداده. :))


الحق که صادق قشنگ حرف می‌زد ...


نیما با اینکه به وبلاگ توکای مقدس رأی داده‌ام اما از اینکه رأی آوردی بسیار خوشحالم، چون بعضی دیگر رو نه که بخوام بی‌احترامی کنم اما علی‌رغم محبوبیت نزد دوستانشون به نظر من در سطحی نیستن که مقام برتر رو احراز کنن ...


یعنی تو این وبلاگ‌ها رو می‌خونی و دوسِشون داری؟! واقعن در حیرتم کجای این وبلاگ‌ها ممکنه برای تو جذاب بوده باشه ... !
نکنه خریدهاشون ... ؟! :دی
البته قابل تحسینن برای مثلن صداقتی که دارن ...
خب هر کی یه سلیقه ‌ای داره دیگه...

نیما: واقعاً تو منظور من رو از این نوشته نگرفتی؟ من هم در حیرتم از باور کردن تو!


من الان از این وبلاگایی که گفتی الهام گرفتم واسه پیشرفت خودم D:


اصلا فکر نمی‌کردم تو این چرت و پرت‌ها رو بخونی! شاید ما رو گرفتی.
چندتا بچه دهه شصتی با یه مشت حرفای خاله زنکی

نیما: خوب شد بهم توضیح دادی پرستو جان! من واضح بود منظورم!


هاااااا ویروس واینا =))))))
باور کن نیما خودم هم از این آی کیو بالام در حیرتم... :دی
اصن یکی از این بلاگ‌ها واقعن (از اون لحاظ) ویروسیه‌ها ... اِیو یرام آلارم داد آخه ...


ببین نیما جان من جداً خواننده‌ی نجیب و کم‌آزاری بودم آسته میامدم آسته می‌رفتم پستم رو می‌خوندم دیگه نظر کی از خودم در می‌کردم تند تند؟ هی تو باعث شدی هی تو بانی این کار شدی. ببین نیما جان این نظر دادن هم جدا فقط برای ادای دینه واسه اینه که بدونی این همه به من لطف می‌کنی و مطالب خوب خوب می‌دی باید یه جوری تشکر کنم دیگه نه؟
خب از موقعی که این لینکای نازنین و دادی و سلیقه وبلاگی منو دگرگون کردی من تازه فهمیدم وبلاگ چی هستش اصلا! و خب می‌دونی یکم باعث شد توقعم ازت زیاد بشه. عزیزم دوست دارم یک از عسلیت بگی برامون. راستی چرا تو اصلا از این شکلکا استفاده نمی‌کنی؟
نیما جان لطفا بگو در وبلاگ‌نویسی چرا بعضی کلمات اییییییین طوووووریییی نوشششششته می شششن؟ لطفا تحقیق کن برام.
دیگه اینکه چه خوب بود جو عوض کنی و یکم موسیقی بذاری؟ در کل خیلی ممنون.
گفتم من خواننده نجیبی بودم من کجا و نظرات طولانی کجا؟
ببین با راهنمایی‌های تو به همین زودی از ایننن وبلاگاااااای توپ تو ادبیاتم تاثیر گرفتم.
مرسی جدا مرسی!!! D:



If you want to write English, press Ctrl+G.