Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
معمای شقایق قرمز
موضوع: سياسی

Remembrance Dayچند هفته‌ای است که هر کجای انگلیس سرت را می‌چرخانی می‌بینی که مردم روی کت و پالتو و هر لباسی که دم دستشان می‌رسد شقایق‌های کاغذی می‌چسبانند.
این گل‌ها حکایتی ندارد جز بزرگداشت کشته‌شدگان جنگ جهانی اول. روی یقه یا کنار جیب بسیاری از مردم از مجریان تلویزیونی تا دولت‌مردان می‌توانید آنها را ببینید.
روز اولی که این شقایق‌های کاغذی را توی یکی از غذاخوری‌های بی‌بی‌سی دیدم، راستش متوجه نشدم که چه جور گلی هستند. با خودم فکر کردم لابد یکی از صدها جشن خیریه‌ای است که برای نیازمندان ترتیب داده‌اند. به کاغذهای اطلاع‌رسانی کنارش هم یک نگاه سرسری انداختم و دیدم رویش نوشته شده اسم این گل‌ها Poppy است. اولین چیزی که به ذهنم رسید، پاپی به معنای توله‌سگ بود (که البته املایی متفاوت دارد). البته از این جماعت عجیب نیست چرا که توله‌سگ و بچه‌گربه‌های خیابانی و بدون صاحب را از طریق انجمن‌ها و مغازه‌هایی صاحب‌دار می‌کنند. اما بین این دو موضوع نمی‌توانستم رابطه‌ای منطقی پیدا کنم. مراجعه من به دیکشنری هم چیزی جز معنای خشخاش برای واژه پاپی نشان نمی‌داد. تا این که روز سوم سوار مترو بودم و داشتم به یکی از این بی‌شمار گل‌های روی یقه نگاه می‌کردم که انگار مکاشفه‌ای داشته باشم. با خودم گفتم: آره این گل شقایقه. بعدش هم دوباره رفتم سراغ دیکشنری و دیدم که به عنوان معنی سوم نوشته corn poppy یعنی شقایق سرخ و کمی آن‌ورترش نوشته poppy day روز یازدهم نوامبر یعنی همین امروز، یعنی روز یادبود. بقیه معما را هم ویکی‌پدیا برایم حل کرد. یازدهم نوامبر روز پایان جنگ جهانی اول است که در بسیاری از کشورها گرامی داشته می‌شود. همین.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1438
'
Ê
Â
š
)
  21 آبان 1387 ساعت 3:11
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






خدا خیرت بده نیما مدت‌هاست این شقایق رو که البته من هم نفهمیده بودم شقایقه روی لباس مجریای بعضی شبکه‌ها می‌دیدم بیشتر از همه مجریای اسکای نیوز و نمی‌دونستم این دیگه چه صیغه‌ایه که امروز به لطف تحقیقات تو به رازش پی بردم.
می‌گن خیلی خوبه آدم یه نفر رو خارج از کشور داشته باشه‌ها واسه همین چیزاس.

نوشته‌شده توسط: لیدی ام در 21 آبان 1387 9:12 قֽظֽ

ای نیما خداوند درهای بهشت را (جایی در سوهو احتمالا) بر روی تو باز کنه :)) منم مثل این رفیقمون اینقدر کنجکاو بودم که نگو.

نوشته‌شده توسط: یاسر در 21 آبان 1387 2:04 بֽظֽ

http://sam.malakut.org/archives/2008/09/post_126.html
آدم یه کم بلاگ همسایه‌ها رو هم بخونه بد نیس..
:دی

نیما: واقعاً بد نیست. راست می‌گی.

نوشته‌شده توسط: شهاب در 21 آبان 1387 2:06 بֽظֽ

از اینکه غالباً یک چیز نو در چنته داری و به مخاطبانت می‌افزایی ممنون.

نوشته‌شده توسط: ماهگون در 21 آبان 1387 2:13 بֽظֽ

توی داهاتِ ما هم شبیه به این‌ها رو می‌زنن به لباس‌شون!
مالِ ما این شکلیه:
http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Lest_we_forget.jpg
خوش می‌گذره اون‌جا؟!

نوشته‌شده توسط: نيما در 21 آبان 1387 5:33 بֽظֽ

اینم یه جور مکاشفه است. :دی

نوشته‌شده توسط: sara در 21 آبان 1387 6:04 بֽظֽ

سلام
آقای اکبرپور خبر دارید چلچراغ تعطیل شده؟؟؟
تو رو خدا اگه خبری دارید بگید ما هم بدونیم به خدا دلمون گرفته!!!

نوشته‌شده توسط: Soroush در 22 آبان 1387 11:43 قֽظֽ

چه جالب :) منم نمی‌دونستم

نوشته‌شده توسط: منیره در 22 آبان 1387 2:24 بֽظֽ

ای عاشقان چلچراغ...! (البته بنده یکی از سینه‌چاکان قدیم 40چراغ بودم :دی که الان نیستم)
برید اینجا و کامنت‌های این پست رو بخونید آقای روحبخش دبیر تحریریه چلچراغ توضیح دادن در این رابطه
http://bigsleep.wordpress.com/2008/11/09/assessment/
دبیر تحریریه و یا بقیه بر و بکس 40چراغ همگی در دسترس یه جورایی ;) نمی‌دونم چرا از نیما که اونور دنیاس می‌پرسید ... ;))
آهان... به من چه مربوط ؟!! راس می‌گین‌ها به من چه اصن :دی

نوشته‌شده توسط: نازلی ل.م در 23 آبان 1387 1:27 قֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):