Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
ملاقات با استیو وزنیاک

این که هر روز میام و اینجا یه چیزی می‌نویسم بیشتر برای اینه که یادگاری بمونه و بعداً بخونم و ببینم که چطوره. حالا بهتر شد. امروز میز و کامپیوتر خودم رو دارم و هر وقت که دفتر کار باشم، می‌تونم بیشتر چیز بنویسم.
دیروز رفتیم توی یک پاب و بخش‌های جدید برنامه کلیک فیلم‌برداری شد (کلیک معمولاً برنامه‌هاش رو توی یه پاب یا بار می‌سازه). امروز اما یه اتفاق جالب برام افتاد. اون هم این بود که قرار بود کلیک با «استیو وُزنیاک» یکی از بنیانگزاران شرکت اپل مصاحبه کنه. طبیعتاً من هم رفتم و خب آخر مصاحبه هم بهش معرفی شدم به عنوان یکی از اعضای ایرانی تیم و باهاش دست دادم. البته انتظار داشتم که همچین مرد بزرگی محکم‌تر دست بده که معلوم شد کلاً شل دست می‌ده.
یه موقعی بود که فکر می‌کردم آدم‌های معروف چقدر دور هستن از آدم. وقتی که شروع کردم به کار روزنامه‌نگاری، کم‌کم تونستم بهشون نزدیک شم و الان هم می‌بینم که آدم‌های مهم‌تری رو می‌تونم ببینم و خب این خیلی برام هیجان‌انگیزه. حتی خواستم باهاش عکس بگیرم که با خودم گفتم خیلی جوادبازیه و بی‌خیال شدم. البته اعتراف می‌کنم که «استیو جابز» برام موجود جالب‌تریه.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1415
'
Ê
Â
š
)
  10 مهر 1387 ساعت 9:06
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






نه چندان دور... یه ذره بیشتر نزدیک‌تر... حس مشترکمان فریاد می‌زند «من نیز هم»!!!

نوشته‌شده توسط: شهره در 11 مهر 1387 3:10 قֽظֽ

سلام نیما جان.
عیدت مبارک. ببین. توی این روزنوشت‌هات، حتماً بنویس که چقدر بهت خوش می‌گذره. آخه الان تو داری بیشتر از کاستی‌ها و ایرادات اونجا می‌نویسی و تو که انسان «دنیا»دیده‌ای هستی(!)، می‌دونی که باید همه جوانب رو کنار هم ترسیم کنی.
راستی، قیمت خونه و ماشین اونجا چطوره؟!

نیما: اون هم چشم. می‌نویسم.

نوشته‌شده توسط: رضا لیاقت ورز در 11 مهر 1387 3:12 قֽظֽ

من که فک نمی‌کنم آدم اگه دوس داشته باشه با یه آدم معروف، محبوب زندگیش عکس بندازه جوات‌بازی باشه... من اگه یه آدمی واسم اینقدر محبوب باشه؛ حرفای دیگران رو چیزم حساب نمی‌کنم...
دیگر اینکه خوش بگذره البته به کار... :دی و اینکه کرانچیپس‌های مقیم مشهد هم خــــــــــــیلی سلام دارن خدمتون ((؛

نوشته‌شده توسط: نازلی ل.م در 11 مهر 1387 3:35 قֽظֽ

اگر من بودم که بغلش می‌کردم عکس می‌نداختم.
بابا گفته‌های بقیه رو بی‌خیال - حااااااااالشو ببر. :))

نوشته‌شده توسط: آرش تبریزی در 11 مهر 1387 1:12 بֽظֽ

سلام آقا نیما خیلی وقت بود که دوست داشتم این صعود رو تبریک بگم.
می‌خواستم نظرتون رو در رابطه با ارتباط اطرافیان نسبت به شما و طرز برخورد و هنجارهای اونجا رو یه کمی بیشتر بگین. (خیلی گنده شد ها!!!!!!!!!)
ممنون
به امید دیداری مجدد

نوشته‌شده توسط: poriia در 11 مهر 1387 9:25 بֽظֽ

از این روزنوشت‌های اخیر لذت می‌بریم آقا! :دی
ایشالا به همین زودی‌ها قسمت شود دست استیو عزیز را در حالی که من نیز در کنارتان ایستاده‌ام و لبخند می‌زنم، به گرمی بفشارید! :دی

نوشته‌شده توسط: خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز در 13 مهر 1387 0:45 بֽظֽ

لازم به ذکر است که منظور از «استیو عزیز»، «استیو جابز» می‌باشد. ولاغیر!:)

نوشته‌شده توسط: خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز در 13 مهر 1387 0:49 بֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):