پست بامزهای بود! شما برای درک گرما تشریف میاومدین 60 کیلومتری مرز عربستان از مسیر کربلا ساعت 3 کارخانه سیمان و در مجاورت برادران وهابی حامل تبرج جنگی
نیما: خب شما فرار مغزها شدی به اونجا. من میترسم بیام پیشتون مغزم کلاً فرار کنه.
نوشتهشده توسط: داریوش کبیر در 21 تیر 1387 11:28 قֽظֽ
خسته نباشی :d
صد رحمت به گربههای خونهی خودمون. حداقل هفتاد تا جون دارن بوی گربه مرده نمیاد. وقتی تو کوچه راه میرم میبینم نسل سوم گربههای کوچه همهشون آشنان و تو خونهی ما به دنیا اومدن.ب ه دلیل همین الفت اونا از من نمیترسن اما من... تا قبل از آپارتمانسازیها تو کوچهمون آزادی عمل بیشتری برا انتخاب محل تولد و... داشتن اما الان جز حیاط خونه ما گزینه مناسبی پیدا نمیکنن. راستی چرا این محل انقد جونور داره؟!
نیما: باید بگیم یه تحقیق درست و حسابی بشه در این باره.
نوشتهشده توسط: سارا در 21 تیر 1387 1:16 بֽظֽ
خیلی جالب بود. من که خوندم و خندیدم
نوشتهشده توسط: maryam در 21 تیر 1387 4:58 بֽظֽ
که نباید عاشقانههای دو تا کفتر رو بهم زد به خاطر... چقدر خوشگل بود این جمله، درسته جدی نبود ولی... میگم همه ای کاش! مث تو بودن. امیدوارم صابخونهی بعدی کفترا مث تو باشه! ای فداکار! ای پطروس! ای ریزعلی! (= آخه میدونی که؛ اینام یه جورایی مث تو بودن! :دی دلمون واسه کفترا میتنگه!
نوشتهشده توسط: ناز-ل-ي در 22 تیر 1387 4:35 قֽظֽ
میدونستی که اگر به آتشنشانی زنگ میزدی این کار رو برات میکردن.
نیما: از کی تا حالا آتشنشانی کفتر مرده از کولر در میاره؟
نوشتهشده توسط: سينا در 22 تیر 1387 11:43 قֽظֽ
میگن جز وظایف آتشنشانیه اما وقتی یکی از گربههای مذکور توی زیرزمین ما قایم شده بود باهاشون تماس گرفتیم گفتن کار ما با حیوانات خیلی موذی و خطرناکه. نمیدونستن این گربههای ما هم موذیاند هم از کیان خونوادهشون با دندون تیز دفاع میکنن :d
نیما: به هر حال بعید میدونم کفتر مرده رو از توی کولر بیارن بیرون.
نوشتهشده توسط: سارا در 23 تیر 1387 0:03 بֽظֽ
قشنگ نوشتی ای ول
نوشتهشده توسط: hamed در 23 تیر 1387 2:16 بֽظֽ