Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
آن‌قدر گیج که...
موضوع: روزنوشت

این روزها یک جور گیجی مفرط همراهم هست که عجیب و غریب به نظر می‌رسد. می‌دانم که دارم از اتفاقاتی که به سرعت می‌افتند حسابی گیج می‌زنم اما یک چیز دیگر هم آن کنار و گوشه مغزم نشسته و هی نهیب می‌زند که یارو حواست باشد. گیجی آگاهانه مسخره‌ای شده برای خودش. می‌دانم دارد چه اتفاقی برایم می‌افتد اما دارم به خودم تلقین می‌کنم که این اتفاق دور است. آن‌قدر دور که انگار نه انگار تا چند ماه دیگر واقع می‌شود. حالا خودم را با کارهای رنگارنگ سرگرم می‌کنم. آن‌قدر شلوغ می‌کنم دور و برم را که وقت خواب فقط فرصت کنم سرم را بگذارم روی بالش و بعدش تا وقت بیداری چیزی نفهمم. امسال سال عجیبی هست برای من. ببینید کی گفتمش برای ثبت در تاریخ.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1338
'
Ê
Â
š
)
  17 اردیبهشت 1387 ساعت 11:01
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






سلام نیما جان از دعوتنامه ممنون بعد هم اتفاق بدی افتاده؟!! چرا اینقدر متلاطم؟

نیما: اتفاقی نیفتاده. هیچ اتفاقی هم بد نیست در کل.

نوشته‌شده توسط: پیمان در 17 اردیبهشت 1387 11:31 قֽظֽ

هِی....! نیما هم از دست برفت...

نوشته‌شده توسط: محسن در 18 اردیبهشت 1387 0:34 قֽظֽ

تورو خدا شما دیگه نرین... به خدا طاقتش رو نداریم ها

نوشته‌شده توسط: papary در 22 اردیبهشت 1387 2:41 قֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):