اینارو ولش کن. زیر شلواری داییو داشته باش!
نوشتهشده توسط: Atheist در 27 اسفند 1386 2:37 قֽظֽ
آی که فردا چه عکسی بگذارم! :)) چاکریم.
نوشتهشده توسط: کمانگیر در 27 اسفند 1386 6:12 قֽظֽ
خیلی باحال بود... این علی داییم عجب قدی داشت. دم پایی و زیرشلواریشم باحال بود!!!!
نوشتهشده توسط: داود در 27 اسفند 1386 6:59 قֽظֽ
مگه شما زیر شلوارشم میبینید؟
نوشتهشده توسط: مجتبی در 27 اسفند 1386 7:07 قֽظֽ
من باورم نمیشه که اون جواده همون نیمای خودمونه. هاها قیافه رو.
نیما: نامرد روزگار عکس سیزده سال پیشت رو بذار ببینم. ببینم جرأتش رو داری یا میری آتیشش میزنی. بیار هر چه داری ز مردی و عکس!
نوشتهشده توسط: پژمان در 27 اسفند 1386 7:37 قֽظֽ
سلام
سبک جالبی در نوشتن متنت داری. عکس هم عکس جالبی بود. برات آرزوی موفقیت دارم. راستی یه پس پسین نوشتار هم برای شرح حوله داییمون مینوشتی بد نبود!!! :)
نوشتهشده توسط: امیر در 27 اسفند 1386 8:33 قֽظֽ
وایییی یک لحظه فکر کردم علی دایی با علی موسوی عکس انداخته!
عکسهای درپیتی قدیمی من زیاد دارم که جرأت گذاشتنش رو ندارم. امید به خدا بقیه استارت بزنن ما هم شاید گذاشتیم.
امسال خیلی پرکار بود عصیان جان. خسته نباشی و سال خوبی رو برات آرزو میکنم :)
نیما: مخلصیم داریوش جان. یه خورده جیگر داشته باش. عکسها رو بریز بیرون. منتظرم ببینم دختر جیگردار کیه که عکس 10-15 سال پیش رو بذاره.
نوشتهشده توسط: داریوش کبیر در 27 اسفند 1386 9:32 قֽظֽ
وای خدا دایی هیچی موهات منو کشته خداوکیلی ...
خیلی باحال بود دمت گرم!
نوشتهشده توسط: مه یا در 27 اسفند 1386 9:33 قֽظֽ
واقعاً جالب بود. حالا ببینیم این دوستان تو گودی که دعوت کردی چه کار میکنند.
نوشتهشده توسط: بابک حدادی مهربان در 27 اسفند 1386 9:34 قֽظֽ
بابا تو چقدر باحالی.... یادم باشه یه عکس باهات بگیرم بذارم تو آرشیوم خدا رو چه دیدی شاید 13 سال دیگه به درد بخوره..... درضمن 5 خط از آق دایی گفتی و 50 خط تیپ جفاتت رو توجیه کردی باشه میدونیم آخره تیپ و کلاسی ....
نوشتهشده توسط: دست و پا چلفتی در 27 اسفند 1386 10:29 قֽظֽ
من چه جوری می تونم ایمیل آقای دایی رو داشته باشم. در ضمن عیدتون مبارک. سال خوبی پیش رو داشته باشید.
نیما: ای شیطون ایمیل پسر مردم رو میخوای چی کار؟
نوشتهشده توسط: nasrin در 27 اسفند 1386 10:41 قֽظֽ
خداييش ناز نوشتی. ناز بشی الهی
بهت نمياد الان چنين خوشذوق باشی اما دست مريزداد کلی حال کردم.
نیما: خدا خیرت بده با این دعات
نوشتهشده توسط: سهيل در 27 اسفند 1386 10:58 قֽظֽ
good
نوشتهشده توسط: nima در 27 اسفند 1386 1:12 بֽظֽ
D:
خواستم بگم چقد جفات! که خودت گفتی!
اما راستش خودم جفاتتر بودم! D:
نوشتهشده توسط: صادق در 27 اسفند 1386 3:16 بֽظֽ
نیما جان جالب بود. به نظر من تیپات با توجه به اون زمان خیلی هم خوبه. سال خوبی داشته باشی
نوشتهشده توسط: پروانه در 27 اسفند 1386 5:21 بֽظֽ
امروز بار دومه دارم میام اینجا. قیافتو رو میبینم میزنم زیر خنده. پسر تو رو چطوری توی خانواده تحمل میکردن... جوادتو عشق است. تیپ آخر این گلفروشهای سر چهارراه. هاها.... من تازه برگشتم استکهلم بگذار یه عکس جواد از خودم پیدا کنم و میگذارم ولی عمراً به پای تو یکی برسم. عجب جوادی بودی نیما. اگه پشت مو هم داشتی دیگه پوز همه رو زده بودی.
نیما: خفه شی پژمان ایشالله. منتظرم بازی جفات رو توی گوگل راه بندازی ببینم این رئیسات جفاتتر بودن یا من.
نوشتهشده توسط: پژمان در 27 اسفند 1386 6:57 بֽظֽ
آقا ایول حال کردم خیلی باحال بود
نوشتهشده توسط: reza در 27 اسفند 1386 7:09 بֽظֽ
ای ول
نوشتهشده توسط: سجاد در 27 اسفند 1386 10:15 بֽظֽ
سلام نیما جان
آقا من اول این عکس رو توی 40چراغ دیدم. جالب بود. اما فکر نمیکردم نیما اکبرپور اینجوری هم مینویسه اون نیمای شسته رفته توی مجله کجا این کجا. البته قبلاً گفتم مطالبت حرف نداره. همیشه شیرین بوده بخصوص همون مطلب لندن و چند تا وبلاگ که توی 40 چ... مینویسی. راستی خیلی سعی کردی جواتیسم خودتو توجیه کنیها !!!!!!!!!!!!!!! نه انصافا تریپ خوبه واسه اون سالا. به قول بکسمون هرکی شلوار لی میپوشید رپ به حساب میاومد !!!!!!!!!!!!! تا بعد...
نوشتهشده توسط: محمدرضا در 28 اسفند 1386 4:08 قֽظֽ
احتمالاً اون خانم اتاق فرمان صحیح میفرمایند.
علی دایی اون موقعها یعنی 13 سال پیش، تیپ حدود 10 سال قبلتراش رو میزد که تایتانیکی در کار نبوده! اون مدل مویی هم که داشت، اسمش مدل «پانکی» بود! البته منظور این مدلی که تو تصویر میبینید نیست. اگه در تصویر دقت کنید یه حوله گردنشه و مشخصه از زیر دوش حموم بیرون اومده به همین دلیل موهاش کاملاً تخت شده و مشخصه هنوز خیسه!!
مدل پانکی که اون زمانها میذاشت اینجوری بود که جلوی موها رو به صورت سایهبون میداد بالا و با اون سیبیل خوشگلش خوشگلتر هم میشد......!!!
نوشتهشده توسط: نبی در 28 اسفند 1386 5:08 قֽظֽ
وااای خیلی ایدهی خفنیه!... این عکسه هم که دیگه حرف نداره. کلی خندیدیم!...
نوشتهشده توسط: خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز در 28 اسفند 1386 9:49 قֽظֽ
مطالبتون خیلی خوبه. خیلی عالیه. من که خندهم میگیره. راستی میتونم براتون مطلب بنویسم بذارین تو سایت؟ خیلی ممنون. خسته نباشین. بای.
نیما: مهدی جان حیف نیست مطالبت رو بذاری اینجا؟ خب یه وبلاگ بزن مطالبت رو منتظر کن خودت.
نوشتهشده توسط: mehdi fotowat در 28 اسفند 1386 9:56 قֽظֽ
بابا خوشتیپ... لئوناردو دی کاپریو... جانی دپ... آلبالو... پامادور... (امسال به من چقدر عیدی میدی؟)
نیما: دلتو صابون نزن بچه. امسال اگه منو ببینی خودش عیدیه با اون سفارش خریدت که روزگارم رو توی استانبول سیاه کرد.
نوشتهشده توسط: نعیم در 28 اسفند 1386 1:56 بֽظֽ
بابا شماها آخه چقدر جوات و خز و خیل هستید.
من برخلاف شما یک عکس از عکسهای مربوط به قبل از مسابقات پرورش اندام در سال 1993 رو تو وبلاگم گذاشتم.
وبلاگستان دچار خزیسم شده آخه بابا یکمی مراعات کنید. مردم چی میگن الان این صغری خانم راه میافته تو کوچه خیابونا آبروی ما وبلاگنویسا را میبره. چرا آب تو آسیاب دشمن میکوبید ها چرا؟
نیما: دیدم توی این هیر و ویر یه آبی به آسیاب دشمن بریزم بلکه مورچهها از لونهشون بیان بیرون که دانه بکشن.
نوشتهشده توسط: فرشاد در 28 اسفند 1386 2:53 بֽظֽ
باز اون دایی قابل تشخیصه، تو اصلاً شبیه خودت نیستی!!
ببین یه خط سیبیل چقد قیافهی آدم رو عوض میکنه!!
نیما: بهاره تو از اون دسته نیستی که اون موقع 4 سالت بود؟! هاها!
نوشتهشده توسط: بهاره در 28 اسفند 1386 2:57 بֽظֽ
این آرشیوی هم که کردی منو کشته!
هنری! عکاسی!! :))
نیما: عنده حنره که!
نوشتهشده توسط: بهاره در 28 اسفند 1386 2:59 بֽظֽ
وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن. D:
نوشتهشده توسط: رمضون در 28 اسفند 1386 4:35 بֽظֽ
سلام آقا خیلی کار جالبی کردهاید من هم فردا عکسم رو میارم
نوشتهشده توسط: پرویز ایمانی در 28 اسفند 1386 7:51 بֽظֽ
سلام عجب عکسی گرفتین آقا نیما؟ خیلی خندهدار....
دیگه واقعاً باید زیر اسمتون با خودكار قرمز خط كشید.
نیما: خودکار بدم خدمتتون؟
نوشتهشده توسط: پری در 28 اسفند 1386 7:53 بֽظֽ
کاش عکس زمانی رو میذاشتی که تو اکباتان کافینت داشتی ;)
نیما: اون موقع که دایی مربی نشده بود. باید منتظر یه موقعیت مناسب میموندم.
نوشتهشده توسط: miladkdz در 28 اسفند 1386 10:43 بֽظֽ
آقا میشه با همون تیریپ 13 سال پیشت واستی با هم یه عکس بندازيم!! يکی عکس به خود علی دايی هم نشون بده!!!
نیما: ما تیریپ هر سالمون اویلبه شما تریریپت رو وردار بیار هر چی هست دورهمی حال میده. عکس رو تو مجله چاپ کردم. احتمالاً خودش هم میبینه.
نوشتهشده توسط: mohi در 29 اسفند 1386 1:39 قֽظֽ
علی دائی حداقل از مقدماتی جام جهانی 1994 که از سال 92 شروع شد عضو فیکس تیم ملی، به مربیگری علی پروین بود.
نیما: 13 سال پیش میشه کی؟ همون 94. اولین بار بود توی تیم ملی میدیدمش. حالا شما میگی 15 سال؟ اوکی.
نوشتهشده توسط: سید علی سنائی در 29 اسفند 1386 7:22 قֽظֽ
عکسو تو 40 چراغ دیدمو حالی به حولی. اگه امیر ژوله ببینه به یاد جلال سعیدی میزنه زیر آواز:
با تو ندارم مشکلی خداوکیلی خوشگلی
پ.ن
منظورش قطعاً علی دایی خواهد بود.
پس پ.ن:
این پ.ن آدمو بدجور یاد ش.ن میندازه.
پستر پ.ن:
بالاخره نگفتی اون قد بلنده تویی یا اون خوشتیپه؟ :-)
نوشتهشده توسط: آرزو در 2 فروردین 1387 4:29 قֽظֽ
آدمهای بزرگ در بچگی و میانسالی هم بزرگ هستند. همین علی دایی نمونه بسیار دراز و واضح اين مسئله و دیگر مسائل است.
از اردبیل به تهران
از تهران به بیله فیلد
از بیله فیلد به مونیخ
از مونیخ به برلین
از برلین به قطر
از قطر به تهران
از سایپا به تیم ملی به عنوان سرمربی
اردبیل زادگاه مربی بینالمللی تیم ملی ایران.
نوشتهشده توسط: شاه شمشاد قدان در 3 فروردین 1387 2:26 بֽظֽ
:))
لامصب من هنوز در آرزوی این عکس تکی با سلطانم
نوشتهشده توسط: وینگز در 3 فروردین 1387 3:07 بֽظֽ
چه جالب!
جناب دایی از کجا به کجا رسید ...
تلاش = علی دایی!
نوشتهشده توسط: محمدرضا در 4 فروردین 1387 2:33 قֽظֽ
سلام
جداً خود شما و دایی هستید؟ نمیدونم چرا نمیتونم باور کنم!
نیما: باور کن منو، تو باور کن!
نوشتهشده توسط: H03ein در 9 فروردین 1387 10:11 بֽظֽ
خیلی باحالی نیما :)))
نیما: به! آبجی زیتون. مخلصیم.
نوشتهشده توسط: زیزی در 10 فروردین 1387 2:04 قֽظֽ
زمان جوادیت یادمه. 15 سال قبل!!!
نیما: نه بابا!
نوشتهشده توسط: شلم شوربا در 11 فروردین 1387 9:28 قֽظֽ
یا ابوالفضل! :-))
نوشتهشده توسط: فرناز در 12 فروردین 1387 2:01 قֽظֽ
اولندش سال نو مبارک، ایشالا که امسال پرکارتر از پارسال باشی! (در ضمن خسته نباشی!) دویومندش که ایووووووول، عجب دل و جرأتی تو داری! خیلی باحال بود! حالا ما جیگرش رو داشتیم اما چون دعوت مخصوص نکردی ما هم عکس جفات نمیذاریم! قربانت.
نوشتهشده توسط: sarah در 12 فروردین 1387 1:45 بֽظֽ
خفن حال کردم هم با عکس هم با نوشتهات. خیلی دمت گرم!
نیما: شرمنده فرمودید.
نوشتهشده توسط: maryam در 14 فروردین 1387 0:23 قֽظֽ
آقا من از وبلاگ خورشید خانم به این پست شاهکار رسیدم. میخواستم چند جانبه ازتون تشکر کنم اول به خاطر این ایده بکر و عالی و بعد به خاطر خودزنی و رو کردن عکس قدیمی مخصوصا با جناب علی دایی
ر.ک جوک قدیمی مخصوصا علی دایی :)
ارادت
نوشتهشده توسط: بایرامعلی در 24 فروردین 1387 0:13 قֽظֽ
سايت جالبی داريد!
موفق باشيد.
نوشتهشده توسط: فارس تولز در 3 اردیبهشت 1387 3:55 قֽظֽ