منم معتقدم مجرديش خوشمزهتره هر چند الان تو استراحتم!
سلام نيما. من وبلاگت رو دوست دارم.
نیما: مخلصیم
نوشتهشده توسط: احمد ابوالفتحي در 12 اسفند 1386 4:57 قֽظֽ
با حرفات خیلی حال کردم نیما خان من اینطوری زندگی کردن رو سالهاست دارم ولی نمیتونم! شاید میتونم ولی خیلیها حسودیشون میشه به من یا کسایی که اینطوری زندگی میکنند! برای همین میخوان این آزادی این محیط رو از من بگیرن یا بد جلوه بدن شاید توی وبلاگم در موردش بیشتر گفتم!
خیلی حال کردم! بذار اعتراف کنم من یه آدم عاطفی احساساتی هستم! این تنهایی باعث شده هر وقت دلم میخواد بخندم گریه کنم. اینه که زندگییه مجردی رو انتخاب کردم! بازم میگم خیلی با این پستت حال کردم!
نوشتهشده توسط: hamid در 12 اسفند 1386 5:40 قֽظֽ
استقلال زیباست خیلی زیباست. فکر کنم همه دوست داشته باشند یک بار آنرا امتحان کنند. ولی یه سؤال دارم. میشه بگید برای یه دانشجو که هنوز هیچ چیز بلد نیست چه کاری پیدا میشه؟ اصلاً خودتون اون دوران چه کاری انجام میدادین؟ مشتاق راهنمایی شمام.
نیما: من دوران دانشجویی تدریس میکردم اما درآمدم اونقدر نبود که بتونم مستقل زندگی کنم. علتش هم این بود که توی شهرستان بودم و کار کم بود. اما الان دوستان دانشجوی زیادی را میشناسم که کار میکنند و مستقل هم هستند.
نوشتهشده توسط: zahra در 12 اسفند 1386 1:48 بֽظֽ
...
حتی بدون زندگی مجردی هم در صورت داشتن استقلال... میشه یه سفر برای نیم ساعت بعد ترتیب داده شده رو انجام داد...
البته خب استقلال زیادی میخواد شاید...
نوشتهشده توسط: Silence در 12 اسفند 1386 4:45 بֽظֽ
به عنوان یه آدم متأهل شدیداً باهات موافقم
نوشتهشده توسط: رضا در 15 اسفند 1386 9:31 بֽظֽ