اگه منظور از آلزایمر همون مکتشف تخم مرغه که منم نمیدونم روز جهانیش کیه.
ولی اگه منظورت اون یکی دیگست که سه تا داداش بودن. اونم نمیدونم.
نوشتهشده توسط: mat در 14 آبان 1386 3:23 قֽظֽ
سلام
اگه حاضر به تبادل لینک هستید آدرس ما رو با نام لینکستان اد کنید تا سریعاً ما هم شما رو اد کنیم.
مرسی
نوشتهشده توسط: نیما در 15 آبان 1386 2:55 قֽظֽ
1- آدم تو یه فیلمی که راجع به صیغه باشه اگه حتی یه غلطایی بکنه بالاخره تجربه گرانبهاییه، مخصوصا که این غلطها در شمال باشه و آب و هوا و این حرفا... (منظورمو که میفهمی یعنی با این شرایط آمریکا هم که هیچ غلطی نمیتونه بکنه به هوس غلط کردن میافته!)
2- من به آزاده اعلام خطر میکنم چون هر چقدر هم که بگیم این فیلمه و واقعی نیست و این وصلهها به هومن نمیچسبه باز نمیشه این رو از نظر دور داشت که فیلمی راجع به صیغه تبعات شیرین و تلخ خودشو میتونه داشته باشه!
3- تو خیلی میخوای به صنعت فیلمسازی کوتاه خدمت کنی بیا تو فیلمای ما یه کاری بکن چون هومن دیگه رفته جزو سوپراستارا و اگه راجع به صیغه که خوبه درباره ازدواج دائم هم فیلم بسازه همه جا "یارو" میشه، این ماییم که با هزار بدبختی باید طرحمون رو تصویب کنیم و فیلممون رو بسازیم، بعد هم تو جشنواره نپذیرنش!
4- خلاصه که غرض از این حرفا یه عرض رفاقتی بود و یه ادای حسادتی بابت اون غلط کردنها (!) و یادآوری اینکه روز جهانی آلزایمر هم روز تولد من انتخاب شده، یادت رفت؟ راستش خودم هم یادم نیست کی بود!
نیما: به مخلصیم آقا علاء محسنی. عرض ارادت. آقا منتظر مستند جدیدیمها. اتفاق جدیدی نیفتاد؟ ضمناً چند وقت پیش تو بلاد غربت ذکر خیرتون بود با رفقا.
نوشتهشده توسط: Ala در 15 آبان 1386 2:01 بֽظֽ
سلام
خوش به حالتون رفتین مسافرت!!
من خسته شدم از این شهر دودی!
نوشتهشده توسط: بهاره در 16 آبان 1386 9:40 قֽظֽ
نیما جان از مشکلات تایپ نگو که دل ماها هم خونه.
کلی تبریک بابت اینکه توی اون جایزهه شما هم نقشی به صورت رنگی (حالا پر رنگ یا کمرنگ) داشتی. به هر صورت حضور شما بیتأثیر که نبوده.
یه چیز دیگه هم اینکه دیر اومدم سر زدم، وگر نه با یه فرش زیر بغل، اونم از رنگ قرمزش خدمت میرسیدم D:
نوشتهشده توسط: محمد قبا در 18 آبان 1386 0:54 بֽظֽ