سلام نیما جان!
سفرا بیخطر و به قول معروف همیشه به گلگشت البته به شرطی که دفعه دیگه ما رو هم به خرج خودت ببری.
گفتم تا عاقم نکردی بیام یه کامنت بذارم. به علاوه من که در بچگی شیر زیادی نخوردم، البته الان هم نمیخورم، که اگه همون یه ذره رو هم بخوای حروم کنی همین جا از پوکی استخون پودر میشم.
در ضمن چقدر خوب شد که یه کم چرت و پرت نوشتی. مردیم از بس آومدیم وبلاگت و همش از این مقالات آی تی پای تی بود و وبلاگ رو نخونده بستیم و رفتیم.
اگه به روند جدیدت ادامه بدی هر روز میام بهت سر می زنم. قول میدم. باور کن. خیلی خوشحال میشی نه؟؟؟؟؟؟؟؟
نیما: خوحال که میشیم قطعاً. قدم رنچه فرمودید.
نوشتهشده توسط: لیدی ام در 10 آبان 1386 4:37 قֽظֽ
1- ما همیشه از حجم عظیم!! اطلاعات شما در مفوله نت لذت میبردهایم. اصولاً ما لذت میبریم از اجناس مذکری که مغز تکنولوژیکال!!! (این را از خودمان در آوردیم) و سازمانیافته دارند.
2- ترکیبت با باندراس بد نشده است؟ تجزیهاش کنیم و باندراس حذف شود، چیز درست درمانی باقی میماند؟ D:
و 3- از وبلاگ سروش روحبخش به این جا رسیدیم.
نیما:
1- لذتتان مستدام باد.
2- ترکیبم با باندراس شبیه پسرعمهمان شده است. قابلی ندارد. میبرین یا میخورین؟ البته طفلک مزدوج شده یادم نبود.
3- این سروش همیشه برای ما منشاء خیر و برکت بوده است. (از فرمایشان معظم له).
نوشتهشده توسط: سايه ميباشم! در 11 آبان 1386 3:46 بֽظֽ
بابا کوت نمکی تو. خیر ببینی نصفه شبی کلی مارو خندوندی. خیلی باحالی ((= "وات؟!؟!؟؟!"
نوشتهشده توسط: mat در 14 آبان 1386 3:16 قֽظֽ