سلام نیما جان رسیدن به خیر همیشه به سفر
اااااااااااااااااااااااااااااااخ که حرف دل منو زدی چقدر اومدم اینجا مطالبی رو دیدم که قبلاً جاهای دیگهای خونده بودم به نظر من که بهتره از فرصت استفاده کنی و اینجا چیزایی رو بنویسی که جاهای دیگه مجالی برای گفتنشون نداری من که نوشتههای خودمونی و روزمره و تجربه و خاطره رو به هر چیز دیگهای ترجیح میدم الو الو نیما جان هستی؟؟؟
نوشتهشده توسط: الهام در 6 آبان 1386 6:36 بֽظֽ
سلام. والله چون قضیه ناموسی شد و گفتید که هر کی بخونه و نظر نده، عاقش می کنید ... نظر دادیم دیگه.
عرض شود که اختیار داری ، شما و چرت و پرت نویسی؟! مطالب شما خیلی هم ارزشمنده. هم اینجا هم توی چلچراغ. اصولاً ما از هر چرت و پرتی که شما بنویسی... نه ببخشید. اصولاً ما از هر مطلب ارزشمندی که شما بنویسی خوشمان میآید!
نوشتهشده توسط: ایلیا در 6 آبان 1386 6:40 بֽظֽ
من از عاق کردنت نترسیدم که دارم مینویسما ،چون اصلاً شیر خشک نخوردم. شعار شیر مادر سالمتره یادت رفته؟!
با نظر ایلیا موافقم. شما بنویسید هر چی که باشه ما میخونیم. ما مریدان 40چراغ و نویسندههاشیم. بله ! :))))))))
نوشتهشده توسط: رزا ف در 6 آبان 1386 7:31 بֽظֽ
با سلام. رسیدن بخیر. اصولاً وبلاگ نوشتن شما رو به هر صورتی که هست دوست دارم. اگه اینجوری نبود فکر میکنم با سفر بعدی هم متوجه بازگشت پیروزمندانه شما نمیشدیم! ...راستی من زیگزاگ نمیتونم بخونم. 40چراغ هم که ...خوندن نوشتههات انرژی میده...
نیما: شهره جان برای زیگزاگ که فیلتر شده از آدرس دات نت به جای دات کام استفاده کن.
نوشتهشده توسط: shohre در 6 آبان 1386 9:12 بֽظֽ
از حمیدرضا به نیما. حاجی صدات مییاد P: موافقم، عصیان یک جور شده بود شبیهه پورتال نوشتههای نیما عصیان در سایتهای دیگر. مطلب تولیدی و اوریجینال که ساخت عصیان دات نت باشد کم بود. لطفن نوشتههای ساخت نیما برای عصیان را بیشتر کنید.
نوشتهشده توسط: حمیدرضا در 7 آبان 1386 1:56 قֽظֽ
روزنوشت بنویس و حالش را ببر و ما هم حالش را میبریم!
نوشتهشده توسط: محمد در 7 آبان 1386 8:59 قֽظֽ
مهندس جان تو اگه فحشم بنویسی بازم میام بهت سر میزنم پس هر چه می خواهد دل تنگت بنویس ... مهم نثری که تو نوشتارت به کار میبری ... یه جورایی آدم دلش می خواد تا ته ته پستت رو بخونه حتی اگر با محتواش حال نکنه ... خب حداقل برای من که اینطوریه ... در ضمن بازگشت پیروزمندانتو از بلاد کفر تبریک میگم
نوشتهشده توسط: شیرین در 7 آبان 1386 10:41 قֽظֽ
سلام نیما جان
من همون لیلای اصفونی (!) هستم که گاهی با ایمیل ازت سؤال پرسیدم. همینطور خواننده 40چراغ و مخاطب وبلاگت. اول اینکه رسیدن به خیر. بعد از وبلاگ کیوان 35 درجه وبلاگ مفید تو از فیوریتهای منه. چه مطالب قلمبه سلنبه چه روزمره. شاد باشی.
نوشتهشده توسط: لیلا در 7 آبان 1386 3:39 بֽظֽ
نیما جون سلااااااااااااااام
خوش اومدی به میهن (اینو با ریتم بخون)
شما هر جور بنویسی ما که کلی لذت میبریم. ولی اینش خیلی خوبه که مخلوط باشه D: مثل پیتزا که....
چون بالاخره وقتی آدم روزنوشت مینویسه هم کلی حرفهای قشنگ میشه زد.
نوشتهشده توسط: محمد در 7 آبان 1386 7:57 بֽظֽ
خوب مینویسی
اگه هفتهای یه بارم بیام سراغ میلم بره خوندن نوشتههای توئه.
خدا کنه همین دو خط که نوشتم شیر خشکه رو حلال کنه
سالم و شاد باشی
نوشتهشده توسط: mat در 14 آبان 1386 2:59 قֽظֽ