Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
باز هم از اون‌ور آب
موضوع: روزنوشت

Diana Memorialهوا هی بارونی می‌شه، هی آفتابی می‌شه. البته در کل هوا خوبه. یعنی آزارت نمی‌ده. اتاق هتلم خیلی کوچیکه. به زور شش متر می‌شه. به عبارتی وقتی توی تختم خوابم، انگار توی قبر دراز کشیدم. یه جورایی منتظرم نکیر و منکر بیان احوال‌پرسی. مسخره تر اینه که توی هیچ اتاقی یخچال نیست و من همچنان با توالت فرنگی مشکل دارم!
از همه اینها گذشته یه نکته جالب اینه که این‌جا یا ساختمون‌های قدیمی رو فقط در داخل مدرن می‌کنند و یا تیغه نما رو نگه می‌دارن و پشتش یه ساختمون می‌سازند. بعدش یه نکته جالب. از هر چیزی تاریخ می‌سازن. مثلاً فلان شخصیت مهم اومده در یک مسیری قدم زده، اون‌جا چهار تا پلاک فرو می‌کنن توی زمین. مثلاً «یادبود قدم زدن پرنسس دایانا». یه چیز جالب دیگه هم بگم و برم. این‌جا چفیه مد شده. چفیه فلسطینی. مثل شال می‌بندن دور گردنشون. شاید هم از قبل مد بوده و من نمی‌دونستم. اما خب برام جالب بود که دیدم یک عده ازش استفاده می‌کنن.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1185
'
Ê
Â
š
)
  25 مهر 1386 ساعت 1:44
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






خوش می‌گذره سرزمین مه و باران؟!
پس بالاخره موفق شدیم فرهنگ فلسطینی رو گسترش بدیم!!!

نوشته‌شده توسط: پنجـــره ای برای من در 25 مهر 1386 4:45 بֽظֽ

سلام نیما
اول: من اعتراف می‌کنم که به شخصه تا چهار سال با توالت فرنگی مشکل داشتم. یعنی به هیچ وجه راحت نبودم ولی بعدش خوب شد!
دوم: شما سوئد تشریف بیاری و تو موزه‌هاشون بری از یه چیزایی نگهداری می کنن که شاخ درمیاری. این فقط مای خاک بر سر هستیم که مملکتمون همه‌اش تاریخه و با دست خودمون همه چیز رو خراب می‌کنیم و قدر نمی‌دونیم.
سوم: اون چفیه که می‌گی مدت‌هاست که تو اروپا می‌پوشنش لااقل از دو سال و اندی که من اومدم اینجا. بعضی ملیت‌ها بیشتر استفاده می‌کنن مثل اسپانیایی‌ها. تازه مد نشده دوست من.

نیما: آموختیم! به جان بچه‌م. تازه دارِم می‌بینم دیگه. فکر می‌کنم تازه مده. جان بچه‌م. لول.

نوشته‌شده توسط: pejman در 25 مهر 1386 9:08 بֽظֽ

اینجا هنوز بارونی نیست. اما من منتظرم برف بیاد!

نوشته‌شده توسط: شهره در 26 مهر 1386 4:10 قֽظֽ

این پژمان چه احساس خارج بودنی بهش دست داده و مشاهدات دکتر ژیواگو رو بررسی کرده. خب نیما ماتریکس نمیای پاریس. یه زمانی فرانسه می‌خوندی! من حس می‌کنم با wc فرنگی مشکلی نداری با این که آب و هواش برات خشکه و عبور سیل گذرایی رو از جلو چشات می‌بینی، مشکل داری.
hahaha any way be hap hap

نیما: ما که مشکلی نداریم. خیلی هم خوشحالیم که یکی از دوستان قدیمی برامون به این بهانه کامنت می‌ذاره. راستی کُمِن تو تَپِل؟

نوشته‌شده توسط: sibe sabz در 26 مهر 1386 9:04 قֽظֽ

اینجا یه بارونی زده که نگو... اینجا یعنی بابل :)

نوشته‌شده توسط: HooMan در 26 مهر 1386 10:57 قֽظֽ

سلام نیما جان! چطوری؟ خوش می‌گذره لندن؟ من هم لندن هستم، ولی لندن در آنتاریوی کانادا!!! :دی. این شهر واقعاً مثل یه لندن کوچیک می‌مونه. راستی اینجا هم رسمه، هر جا می‌ری یه تخته سنگی چیزی هست که روش یه یادبودی چیزی زدن. برعکس ایران خودمون که می‌زنن مجسمه‌ها رو خراب می‌کنن می‌ذارن دم در سپور ببره. :(

نوشته‌شده توسط: نیما در 29 مهر 1386 4:40 بֽظֽ

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهد این ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی سلام یاهو از طریق کلید واژه‌ی Yahoo mail به بمب در حال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچک‌ترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم

نوشته‌شده توسط: یک رهگذر در 29 مهر 1386 9:42 بֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):