لپتاپ به شرط چاقو
هفتهنامه چلچراغ- پر کردن شکاف دیجیتال تنها راه کم کردن فاصله کشورهای پیشرفته و جهان سوم است. این حقیقتی است که در سالهای اخیر پررنگتر میشود.
باید قبول کنیم که دور ماندن از دنیای فناوری در عصر جدید میتواند فاصله تمدنهای بشری را در مدت کوتاهی به طور تصاعدی افزایش دهد و این به معنای ایزوله شدن در جزیرهای دوردست است که راهی برای نجاتش نیست، مگر استفاده از فناوری. لوازم الکترونیک با سرعتی عجیب تغییر ماهیت میدهند. اگر سالی را جدا از مردم و دور از هر رسانهای زندگی کنید، پس از بازگشت از تغییرات پیرامون خود دچار شگفتی خواهید شد. شاید شما هم هر از چند گاهی اخباری را میشنوید درباره افرادی که پس از سالها از کما خارج میشوند. آنها به سختی با ابزار و ادواتی که در طول زندگی نباتیشان عمومی شدهاند کنار میآیند. تمام این دلایل باعث شده تا نهادهای بینالمللی و خیریه زیادی بخواهند به هر ترتیب از عمیقتر شدن شکاف دیجیتالی بین جهان سوم و کشورهای توسعهیافته جلوگیری کنند. یکی از این طرحها طرح عرضه لپتاپهای صد دلاری برای کودکان جهان سومی است.
پنج سال پس از ارائه طرح ابتکاری یک لپتاپ به ازای هر کودک، تولید انبوه این لپتاپها آغاز میشود. این ایده که نخستین بار در سال 2002 مطرح شد، مورد تمسخر و انتقاد فراوانی قرار گرفت. اما پس از آن که فراهمکنندگان سختافزاری این طرح، به تولید تمام مؤلفههای مورد نیاز برای ساخت میلیونها لپتاپ ارزان قیمت چراغ سبز نشان دادند، انجام آن شتاب بیشتری گرفت. اولین مشکل اجرایی شدن طرح این بود که تولید انبوه این لپتاپها نیازمند سفارش سه میلیون لپتاپ بود. یکی دیگر از چالشهای این طرح تولید نرمافزارهایی است که با این لپتاپها همخوانی داشته باشند.
با آن که این طرح در آغاز منتقدان زیادی داشت و برای مثال رئیس اینتل آن را اسباببازی 100 دلاری خوانده و بیل گیتس رئیس مایکروسافت به طراحی آن اشکالهای فنی گرفته بود، گروه توانست کار خود را آرام آرام پیش ببرد. با گذشت زمان منتقدان در عقیده خود تجدید نظر کردند. اینتل که سازنده Classmate، لپتاپ رقیب این پروژه بود، همین ماه به پروژه پیوست و عاقبت با طراحی مبتکرانه لپتاپهای XO تحسین جامعه فنی را برانگیخت.
علاوه بر برنامه مناسب سیستم عامل برای این لپتاپها، جذابیتهای جالبی در طراحی آن نهفته است. بدنه محکم و ضدآب، در کنار مصرف کم دستگاه، طراحی برای محیطهایی که فاقد کلاس درس هستند و صفحه نمایشی که در زیر نور خورشید هم قابل خواندن است، از ویژگیهای بارز و مفید آن است. این دستگاهها در کشورهای نیجریه و برزیل عرضه شدهاند و قیمت فعلی آن 176 دلار است، هر چند هدف نهایی فروش آن به قیمت100 دلار به دولتهاست. این لپتاپ به اندازه یک کتاب درسی است و دستهای دارد تا با شارژ دستی، در مناطق فاقد برق، انرژی مورد نیاز تأمین شود. رنگ این دستگاه سبز روشن و رنگ دسته آن زرد است تا برای کودکان جالب توجه باشد.
مطلب جالبی بود. باید این مسایل را با دید مثبت نگاه کرد. سایت OLPCNEWS.COM برای علاقمندان اخبار جالبی داره.
گاهی فکر میکنم اونها تو یه عصر دیگه زندگی میکنن و ما تو یه عصر دیگه.
سلام آقای اکبرپور مدتی است از وبلاگت استفاده میکنم. در صورت امکان منو لینک کنید. من شما رو لینکیدهام.
با سلام.
لطفاً در مورد حق ایران از دریای خزر که در سکوت کامل از بین میره به هموطنان اطلاعرسانی کنید. هنوز 100 سال بیشتر از زمانی که روسیه نصف خاک سرزمین م رو جدا کرد و لکه پاکنشدنی بر تاریخ ایران گذاشت، نگذشته و همین چند سا پیش بود که مالکیت ایران از دریای خزر به 20 درصد کاهش یافت و الان روسیه به 7 درصد حق ایران هم راضی نیست. عزیزان کشور ما دارد به جای یک نیروگاه که چند برابر بهای آن را پرداخت کردیم، فروخته میشود. لطفاً تا بیشتر از این در چشم مردم دنیا و تاریخ و آیندگان خوار و ذلیل نشدهایم، کاری کنیم. چرا که حق ماست که بعد از سالها ستمدیدگی به جایگاه اصلی خودمان برگردیم: ایرانی آزاد و قوی، این است حق ما.
مرسی.
Twitter Updates
» آشپزی گیلکی (51 کليک)
» پخش زنده خرید کتاب روی نقشه زمین (102 کليک)
» لایکخور، سایتی برای یافتن بهترینهای وب (196 کليک)
» فارسیتل، سیستمعامل فارسی موبایل مبتنی بر اندروید (136 کليک)
» راهاندازی سایت جدید آموزش روزنامهنگاری (133 کليک)
» بررسی آیفون ۴، گوشی تازه شرکت اپل (256 کليک)
» چند دقیقه از وقت آنلاینتان را هدیه بدهید (418 کليک)
» دانلود برنامه بازیهای جام جهانی به فارسی (341 کليک)
» سایت جدید مجلات همشهری (518 کليک)
» فونت فارسی «دستنویس» (916 کليک)
» کلیک؛ فناوری و پیشبینی حوادث غیرمترقبه (330 کليک)
» کلیک؛ فناوریهای ترجمه ماشینی (308 کليک)
» ویجت بیبیسی فارسی برای وبسایتها و وبلاگها (451 کليک)
» کلیک؛ کلاود کامپیوتینگ یا محاسبات ابری (293 کليک)

نوشتهی قبلی
3 شهریور 1386 ساعت 8:38








فلسفه




تصور کن مثلا هزارتا از اینها را به وزارت آموزش و پرورش تحویل بدهند و بگویند که بین دانشآموزان مدارس چپری تقسیم کنید، چه داستان مضحکی پیش میاد، از توهم تهاجم فرهنگی بگیر تا اینکه مثلا خود وزارتیا یواشکی برش دارند برای خودشون!
داستان شرکت شل یادت هست که بین بچههای جنوب لوازمالتحریر رایگان پخش میکرد و متهم به هزار چیز شد؟