سلام نینی وند جان
ببخشید که مطلبت رو نخواندهام و میخوام اینجا توی کامنتدونیات یه کم حرف بزنم!
نیما چه بلایی سر چلچراغ آمده؟
واقعًا هیچ مطلب قابل خواندنی توش پیدا نمیکنم. از هر 4 تا مطلب یکی رو تو نوشتی. تو هر زمینهای همه مینویسن. چرا؟
من واقعا شوک شدم. هفته پیش بعد از مدتها چلچراغ خریدم دیدم که واقعاً هیچی نداره برای خواندن. متأسف شدم از این که این مجله یه زمانی مجله محبوب من بود. نویسندههاش رو دوست داشتم. ولی حالا از این رو به اون رو شده. بزرگمهر شرفالدین چرا دیگه نمینویسه؟
اصلاً میخوام بدونم چه بلایی سر اون مجله آمده؟؟؟؟؟
نیما: هیچ بای سر مجله نیومده. تو یک شماره از مجله رو بعد از مدتها خریدی و اون شماره مثلاً بزرگمهر توش کمتر نوشته و فرضاً من بیشتر نوشتم. از یک شماره به این همه نتیجه رسیدی؟ کیگفته از هر 4 تا مطلب یکیش مال منه؟ کدوم شماره. کدوم مطالب؟ بهتره تو سایت کلوب یک سری به کلوب چلچراغ بزنی و نظرات خوانندهها رو که به طور مرتب میخونن، ببینی و بعد قضاوت کنی ساندیس جون.
نوشتهشده توسط: سان در 30 مرداد 1386 11:39 قֽظֽ
آقا این شباهت جیمزباند به خاتمی واقعآ باورکردنی نبود چون اساساً شباهتی وجود نداشت.
نیما: منم که گفتم باور نمیکنی! لید مطلب رو بخون.
نوشتهشده توسط: احسان در 30 مرداد 1386 0:40 بֽظֽ
سلام آقای اکبرپور.
اگر ممكن است به نشریه الکترونیکی طنز ما سری بزنید.
میخواستم با شما مصاحبهای نیز داشته باشم...
چگونه میتوانم این کار را بکنم؟
از طریق میل، مسنجر، چی؟!!!
نیما: یه ایمیل بفرست برام بگو مصاحبه در چه موردیه. در خدمتم.
نوشتهشده توسط: فريد ذاكري در 30 مرداد 1386 6:00 بֽظֽ
چه آدم پرحرفی!! اگه من تو اون ماشین باشم دعوام میشه با راننده... :دی
نوشتهشده توسط: بهاره در 2 شهریور 1386 0:32 بֽظֽ