پس جناب مخملباف هم تروریست انتحاری، نه ببخشید، مبارز استشهادی بودند :))
نوشتهشده توسط: نامی در 10 مرداد 1386 7:07 بֽظֽ
میگم این خانوما که این قدر عاشق شادمهر بودن، حداقل دو خط مطلب رو میخوندن! قضیه دستگیرشون میشد. شاید هم به در گفتن که دیوار بشنوه!
نوشتهشده توسط: رها در 10 مرداد 1386 7:59 بֽظֽ
نیما جان اشتباهی نوشتی: اجارهنشینهای کیارستمی!
نیما: ممنون از تذکر. اصلاح شد. :)
نوشتهشده توسط: زامياد در 10 مرداد 1386 10:36 بֽظֽ
کامنتهای اون پست کولاک هستند :))
و اما... مخملبافها سالهای سال بود که دیگر ایرانی نبودند. چه خوب که حالا دیگر رسماً نیستند.
نوشتهشده توسط: نیکو در 11 مرداد 1386 2:08 قֽظֽ
مخملباف ادعای دردشناسی داشت و چه امیدهای واهی به این افراد نسل من و تو در روزگاری نه چندان دور بسته بود. گاهی خود افراد میگویند به ما امید نداشته باش نه ما اون فرد مورد نظر تو نیستیم و مخملباف حداقل با این کار یک امید که مدتی بود مرده بود را دیگر خاک کرد.
راستی نیما گفته بودی کامنت بزارم حتما سر میزنی. منتظرم.
نوشتهشده توسط: امین در 11 مرداد 1386 1:55 بֽظֽ
زندگی همین است مگه نه؟
نوشتهشده توسط: علی ابدالی در 12 مرداد 1386 3:37 بֽظֽ
با سلام
مطلبی با عنوان «چه امکاناتی از سرویسهای وبلاگنویسی فارسی انتظار داریم؟» در وبلاگم نوشتهام خوشحال میشوم که بخوانید و نظر بدهید:
http://80post.blogfa.com/post-25.aspx
نوشتهشده توسط: احسان در 14 مرداد 1386 6:55 قֽظֽ
در قسمت لینكگرد «سایت من» به این مطلب از وبلاگ شما لینك داده شد.
نوشتهشده توسط: سايت من در 14 مرداد 1386 9:23 قֽظֽ
ای شیطون. این همه اسم خواننده رو مخصوصا اینجا نوشتی که تو گوگل دنبالشون بگردن و به این وبلاگ برسن... به این میگن زرنگی!
نیما: من که تو مطلب هم نوشتم چون اینجا جستوجو خورش ملسه مینوِسیم اینا رو. به این میگن نبوغ!
نوشتهشده توسط: حسن در 14 مرداد 1386 7:38 بֽظֽ