ما که بچه بودیم از این کارا میکردیم، برای طرف شاخ و دم میکشیدیم. فکر کنم این کار هم نشان از درون و افکار بچگانه این جماعت داره! معمولا هم انسان از کار بچهها ناراحت نمیشه!
ببین نیما جان! اینا بنا را بر غر زدن و نارضایتی گذاشتند، همینها نبودند که میگفتند ما آزادی جنسی میخواهیم، [...] الان اومدند از عوارض بهداشتی (!) صیغه حرف میزنند! انگار کسی که قراره اینا رو صیغه کنه آلودهست و اونی که قراره پارتنرشون بشه، گله و از مواد بهداشتی و مرغوب(!) استفاده میکنه! یه چیز دیگه هم این آبجی خانوما باید بدونند اینه که این طرح اگر اجرا بشه بیشتر به نفع اوناست! چون آقایون که به طرحمرح نیاز ندارند، ماشالا خانومای این کاره ریخته تو خیابون! به قولی که همون غیررسمیاش بهتره!
نوشتهشده توسط: محمد در 6 تیر 1386 6:17 بֽظֽ
نمیدونم این نشریه زنستان هم جزء دار و دسته خانواده قرمز و بنفش و .... هست یا نه.
اگر باشه که خوب توقعی ازش نیست.
نوشتهشده توسط: آخرین پدرخوانده در 7 تیر 1386 5:51 بֽظֽ
سلام نیمای عزیز. چهل و پنج ثانیه وقتت را به من بده!
بعضی وقتها، آدم خیلی حرفها در دلش هست كه باید بگوید ولی آنقدر طولش میدهد، آنقدر این پا و آن پا میكند، آنقدر از طرف مقابل میترسد كه بعد دیگر خیلی دیر میشود یعنی واقعاً دیر میشود برای گفتنش. بعد از برنامهی كافه تیتر، احساس كردم هم تو دلت در مورد من صاف شده و هم من از تو دلگیری ندارم هرچند كه وقتی آن شب با تو تماس گرفتم، برخوردت را نپسندیدم... حالا هم نیامدم بگویم كه لینكم كن و یا حمایتم كن و... فقط آمدم خیلی مردانه و دوستانه بگویم بزن قدش. هستی؟ پست آخری هم كه نوشتم شاید بخشی از نظرات تو را دربر داشته باشد. اگر حسش بود، بنویس برایم... یا علی
نوشتهشده توسط: كوروش ضيابري در 7 تیر 1386 9:53 بֽظֽ
نیما جان عزیز دلم موضوعی به این کوچیکی رو این قدر بزرگ جلوه نده. تازه عکس زیاد هم توهینآمیز نیست که..... کاشکی خیلی از مردها حداقل چهارپا بودن حالا چهار پا یه خاصیتی داره.
نیما: موضوع کوچک نیست. قبلاً در مورد بزرگیش باهات صحبت کردم. اگر متوجه این موضوع نمیشی نمیتونم توضیح بیشتری بدم. فقط میتونم قول بدم که در موارد مشابه که توهین متوجه زنان باشه، کوچک بودن موضوع رو بهت یادآوری کنم.
نوشتهشده توسط: گندم در 8 تیر 1386 4:34 بֽظֽ
نام مطلب را عوض کردم
بیانصافی در حق زنستان
نوشتهشده توسط: علی عبدی در 8 تیر 1386 5:02 بֽظֽ
همه خانومهای فمینیست ضدمرد آدمهای [...] هستند که چون مردی به اونها محل نذاشته، شدن ضدمرد. من تا حالا هر چی زن اینجوری دیدم، واقعاً [...] و احتیاج به روانپزشک داشتند. با پوزش اگر کمی تندروی کردم چون خیلی خیلی از فمینیستهایی که ضدمرد هستند بدم میاد. باید همشونو ریخت تو یه جزیره که دیگه تمام عمرشون یک مرد هم نبینند تا در حسرت دیدنش ... بله با پوزش مجدد.
نوشتهشده توسط: sam در 8 تیر 1386 5:06 بֽظֽ
ای آقایان به جای اینکه بگوئبد چرا یک همچین قوانینی در این مملکت وجود دارد که ما مردان را مانند حیوان میبیند (البته با یک تفاوت و آن پرداختن پول است). به جای اینکه صدایتان بر روی وزیر کشور بلند شود که این مرسومات قرون وسطایی را ملغی کنند و نه ترویج، به آنهایی که درایت آنرا داشتهاند که به شما تذکر دهند که ای مردان ببینید که قوانین شما را چگونه میبیند و چرا میگذارید بهتان بیحرمتی شود، بند کردهاید و خرده میگیرید؟؟؟
نیما: خانم موناهیتا. من جواب شما را در ایمیل دادهام. نمیدانم هدفتان از کپی کردن این کامنت در تمام وبلاگها چیست. لطفاً توجه کنید که من به عنوان یک مخالف ازدواج موقت به توهین به مردان معترضم. لطفاً قبل از نظر دادن مطلب را به دقت بخوانید. شما یا حرف من را نفهمیدهاید یا نمیدانید چه کسی این مطلب را نوشته است.
نوشتهشده توسط: موناهیتا در 8 تیر 1386 5:50 بֽظֽ
نظرهای آقایون رو که اینجا خوندم دیدم انگار اونا هم به خاطر اینکه دلشون خنک بشه هر چی تونستن دریغ نکردن. اگه کار اون نشریه غلطه اینکه بخواهیم خلافشو با کلمات رکیک ثابت کنیم چیزی رو حل نمیکنه. میشد طور دیگهای برخورد کرد.
نیما: من موافق گیس و گیسکشی نیستم. اما به نظرم چیزی که عوض داره گله نداره! تازه فکر میکنم عکسالعملهای رادیکالتری هم در راه باشه. چیزایی که صداش شاید ماههای بعد در بیاد. و همه اینها به خاطر ندانمکاری دوستان هست که حتی حاضر نیستند عذرخواهی کنند و اشتباهشون رو بپذیرند. مشکل دوستان فمینیست ما درونیه.
نوشتهشده توسط: ساغر در 8 تیر 1386 7:35 بֽظֽ
دوستان چیزی را که شما متوجه نشدهاید آن است که این بیحرمتی نسبت مردان نه از سوی زنستان بلکه از سوی دولتمردان و فرهنگ ترویج شده از سوی آنان است و آن عکس اشاره به این بیحرمتی دارد. به نظر میرسد شما سوراخ دعا را گم کردهاید. به جای بیخ خر علت را گرفتن دارید معلول را دارید خفه میکنید. راستش این جور موقعها میفهمم پدر 76 ساله من از شما جوانترها خیلی روشنفکرتر و امروزیتر و فمینیستتر است. او همیشه در مورد صیغه و پلیگامی میگفت و میگوید این مردهایی که دست به این کارها میزنند مثل ... ( تصویر) هستند.
نیما: خانم محترم. بنده هم عرض کردم که با ازدواج موقت موافق نیستم. این را به گمان چند بار توی ایمیل بهتان گفتهام. توی متن من همه به زبان شیرین و واضح نوشته شده است. شما چرا موضوع را ماستمالی میکنید؟ به نظر من قیاس شما هم درباره ۳۰۰ معالفارق است. و هم آن که در عکس هیچ تمایزی میان مردان معتقد و غیرمعتقد قائل نشدهاید. از طرفی شأن مردانی که موافق ازدواج موقت هم باشند به زعم من حیوانیت نیست. من کاری به پدربزرگ روشنفکر شما ندارم و دوست هم ندارم با ادبیات ایشان صحبت کنم و صدالبته معنای بیحرمتی و تفاوت عامل و علت و معلول را تشخیص میدهم. آن عکس اشاره به هر چه که دارد، مرد است. جزء و کلی در ان مشهود نیست. روشنفکر بودن و امروزی بودن بهانه خوبی نیست برای توهین کردن دوست من. بهتر است به اشتباه خود اعتراف کنید. در غیر این صورت تصویری را جایگزین کنید که یک مرد و زن در حال چریدن باشند که لااقل درصد زنان موافق با ازدواج موقت را هم پوشش داده باشید و برابری جنسیت در این جا هم رعایت شود. سوراخ دعا و ادعا را هم از هم تشخیص دهید دوست من که دست سفسطه بالای دست بسیار است.
نوشتهشده توسط: موناهیتا در 8 تیر 1386 11:37 بֽظֽ
آقا نیما، همهی حرفهایت درست؛ ولی این وسط چرا ارزش وبلاگهای طنز را پایین آوردهای؟ من بهعنوان نویسندهی یکی از وبلاگهای طنز، شدیداً به این نوشتارت اعتراض دارم.
نیما: مثال من وبلاگهای طنز جنجالی بود. به کلمه جنجالی دقت کن.
نوشتهشده توسط: رحمت ایزدی در 9 تیر 1386 2:34 بֽظֽ
کار بسیار زشت و کثیفی است که کردهاند اما دقیقاً در حد انتظار ما از فمنیستهای ایرانی: [...]، ناهنجار، گستاخ و بیانصاف.
نوشتهشده توسط: masood در 9 تیر 1386 6:17 بֽظֽ
«نیما: مثال من وبلاگهای طنز جنجالی بود. به کلمه جنجالی دقت کن.»
پس با این حساب، هر وبلاگی که جنجال به پا کند، وبلاگ بیارزشی است!
اصلاً «جنجالی» چه تعریفی دارد؟
به هر حال، آیا در این قسمت از نوشتهات کلمهی «جنجالی» میبینی؟:
«... و در غیر، چیزی جز پایین آوردن شأن نشریه در حد یک وبلاگ طنز نخواهد بود.»
نیما: این قسمت رو فکر کنم باید به دقت بخونی: «اعتبار زنستان برای من از یک نشریه عدالتطلب تا سطح یک وبلاگ طنز جنجالی پایین آمد مگر آن که در آینده خلافش را ثابت کنید». ضمن این که منظور من از جنجالی یعنی هیاهو برای هیچ. اگر نه با طنز نه تنها مشکلی ندارم بلکه در نوشتههای خودم هم طنز میبینی و اساساً در نشریهای مشغولم که پایهاش مبتنی بر طنز است.
نوشتهشده توسط: رحمت ایزدی در 12 تیر 1386 8:01 قֽظֽ
به نظر من هم این عکس جالب نبود. به خصوص برای روی جلد. و به خصوص اینکه برای طنز نبود.
نوشتهشده توسط: زیتون در 20 تیر 1386 4:48 قֽظֽ
سلام
من اصلاً متوجه نشدم. چرا این کار (ازدواج موقت) توهینی برای خانمها تلقی شد؟
مگر کسی مجبورشان کرده؟ یا به حقوقشان تجاوز شده؟ مختارند نخواستند ازدواج موقت نکنند.
برای ازدواج موقت یک مرد هست و یک زن. اگر بد است و توهین برای هر دوی آنهاست. اصلاً متوجه نمیشوم چرا بعضی مسائل واضح را منکر میشویم. مثلاً حتی در رسانهها برای زیر سؤال بردن این مسأله وقتی آن را به شوخی میگیرند، آن را امتیازی برای مردان تلقی میکنند و مثلاً به شوخی عنوان میکنند از ازدواج موقت لذت ببرید. ولی مگر چنین مسألهای بدون حضور یک زن امکان پذیر است؟ پس چرا باز هم این قضیه را یک طرفه و توهین به زنان میدانیم؟؟
این توهین زنستان هم از تفکر اشتباهشان ناشی میشود.
من خودم یک دخترم ولی اصلاً با این توهین موافق نیستم.
نوشتهشده توسط: بلاگر در 24 تیر 1386 9:13 بֽظֽ
این زنایی که شوهراشون میرن ازدواج موقت میکنن یه مشت احمق به تمام معنا هستن که وقتی که یکی میاد خواستگاریشون چشمای کورشون رو باز نمیکنن ببینن چه خبره. بعداً که مرد بد از کار در میاد میگن همه مردای این دنیا همینن. برین بدبختا گناه خودتون رو گردن این و اون نندازین. به جای این که تو خیابون و کوی و برزن دنبال شوهر بگردین و اولین مردی که اومد بله رو وقت چایی دادن بگین، چشماتون رو باز کنید. مطمئن باشین شماها هم تافته جدا بافته نیستین. اگه به اندازه مرد قدرت داشتین تو دنیا سنگ رو سنگ بند نمیشد.
نوشتهشده توسط: aaaah در 12 مرداد 1386 3:13 بֽظֽ
نظر منم تائید بقیه دوستانه
نوشتهشده توسط: رضا در 28 آذر 1386 4:15 بֽظֽ