حسود هرگز نیاسود!
نوشتهشده توسط: دفتر نارنجي در 16 اردیبهشت 1386 10:49 بֽظֽ
بسم الله
خیلی تیمیز بود! خندیدیم بسی! به این میگن جوک با ادبی! :دی!
نوشتهشده توسط: محمدمسیح در 17 اردیبهشت 1386 0:59 قֽظֽ
ساعت 2 نصفه شبه! ای چی بگم بهت نیما... از خندم خواهرم از خواب بلند شد. تازه وقتی خوندش من بیشتر خندم گرفت، چون ضایع شده بود.
خدا فردا سر صبحونه رو به خیر بگذرونه
نوشتهشده توسط: محمد قبا در 17 اردیبهشت 1386 2:06 قֽظֽ
این رو هم امتحان کن:
he decided vs. she decided
مسلمه که اگه نمیگفتم میترکیدم:))
اما گذشته از شوخی این مسایل واقعاً خیلی جای بحث دارن. مثلاً توی همین سنگاپور به عنوان کشوری که از نظر فرهنگی در حال گذر محسوب میشه٬ بودجهی زیادی روی پروژههای تحقیقاتی اینچنینی صرف میشه چون این متون بیشتر از اینکه نشوندهندهی جهتگیری خاصی در قبال جنسیت٬ نژاد یا طبقهی اجتماعی خاصی باشن٬ منعکس کنندهی حقایقی هستن که در متن جامعه در قبال این جور دستهها در جریانه. مثلاً یه نوع خیلی رایج تحقیق٬ آمار گرفتن از افعالیه که توی متون تولید شده در محیطهای مختلف (مثل دانشگاه یا همین اینترنت) ظاهر میشن. میشه این افعال رو از نظر نوع و فاعلی که براش به کار برده شدن دستهبندی کرد و تحلیلهای مختلفی روی نتایج انجام داد. به عنوان مثال طبق نظریاتی که توی Critical Discourse Analysis مطرح میشه٬ هر چقدر افعال ذهنی (مثل صورتهای مختلف فکر کردن٬ اندیشیدن٬ در نظر گرفتن و ...) و زبانی (مثل فرمهای مختلف گفتن٬ به زبان آوردن٬ اذعان کردن و ...) در مورد گروه خاصی از اعضای جامعه بیشتر به کار بره٬ احتمال اینکه این گروه خاص رهبری فکری مردم رو در دست داشته باشن و از مرجعیت کلام برخوردار باشن بیشتره. این مثال رو از این نظر آوردم که تو هم روی یه فعل خاص و گونهی جنسیتی خاصی از فاعلش مثال زده بودی و بله٬ میشه از تحقیقات اینچنینی نتایج خیلی جالبی گرفت که متأسفانه جای چنین حرکتهایی توی مملکت اسلامی طبق معمول خالیه.
نیما: جای خیلی از چیزها اینجا خالیه. از جمله همین پژوهشهایی که تو میگی.
نوشتهشده توسط: آ.ن در 17 اردیبهشت 1386 6:37 قֽظֽ
It is not a joke! It is just how the google algorithm works based on what people search more.
try for example other searches like "she discovered"
نوشتهشده توسط: Mehran در 17 اردیبهشت 1386 7:14 قֽظֽ
عجب !!! بابا شروع قصه زنان کاشف که به همین 100 -110 سال پیش و کشف رادیوم به وسیله سر کار خانم ماری کوری بر میگرده!!! من اگر جای اون خانم بودم حسابی از عهده اون آقا بر میآمدم!!! البته اشتباه نکن با کتک نه با حرف زدن !!! :-) البته ماری کوری بنده خدا هم با این همه پیشرفت علمی در فیزیک و شیمی تحت نام پیر کوری قرار داشت و آخر سر هر کاری هم میکرد به پیر نسبت میدادنش!!! جایزه نوبل هم میخواستن بهش بدن پیر رو فراموش نکردند!!! میدونی چیه از همون موقع تا همین حالا حتی اون عدم باور به زنان و بازتولید مدام گفتمان مردانه است که باعث باور نکردن زنان میشه!!! :-) راستی نظر آقای آ.ن هم جالب بود ...
نیما: خب البته مرکوری از نوع ماری به خاطر تربچههایی که خورد یه چیزی شد. در ضمن این آ.ن محض اطلاع خانومه نه آقا!
نوشتهشده توسط: نیلوفر در 17 اردیبهشت 1386 5:24 بֽظֽ
لوووووووووووووووووووووس
نوشتهشده توسط: مریم در 18 اردیبهشت 1386 2:13 قֽظֽ
خیلی توپ بود . راستی آقا نیما ما 3 ماهی میشه که به شما لینک دادیم برادر. شما هم مقابل به مثل کن دیگه
نوشتهشده توسط: پويا در 18 اردیبهشت 1386 10:06 قֽظֽ
نیما جان قدیما ترشی نمی خوردن یه چیزی می شدن. اخیراً به جاش باید تربچه خورد؟؟!! راستی شما احیاناً با ماری کوری نسبتی داشتی که از برنامه غذاییاش خبر داری دوست گله؟؟!! :-D
همین جا هم رسماً از خانم آ.ن معذرت میخوام بابت آقا خطاب کردنشون !! :-)
نیما: تو فیلمش که به سن شوما افاقه نمی کنه تربچه میخورد. من هم از آ.ن معذرت میخوام که مدت زیادی افتخار آقا بودن نصیبش نشد! لول
نوشتهشده توسط: نیلوفر در 18 اردیبهشت 1386 3:52 بֽظֽ
راستی همین جا باید یک خبری بهت بدم و بگم که مطلبت داره میان نسوان فمنیست ایمیل میشه! نه نه! اشتباه نکن دوستم نه از اون لحاظ از این بابت که به نکته جالب و ظریفی اشاره کردی! :-) یه تعارف دوستانه هم به عنوان حسن ختام : یدونهای نیما ! :دی
نیما: مخلصیم
نوشتهشده توسط: نیلوفر در 18 اردیبهشت 1386 4:06 بֽظֽ
این پست شما جواب به اینه؟ http://datumfreedom.blogspot.com/2007/05/blog-post_11.html
نیما: نه جانم. جواب به اینه:
http://www.tangna.ir/2007/05/130.php
نوشتهشده توسط: Ali در 21 اردیبهشت 1386 4:22 بֽظֽ
ببين اين دخترای حسودو ولشون کن و باهاشون دوست نشو. ای ول
نوشتهشده توسط: سمي در 10 اسفند 1386 11:02 بֽظֽ