Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
مرغ همسایه گاوه!
موضوع: هنری

Social Police Planاونهایی که توی ایران کمیک‌استریپ کار می‌کنند یا کارتونیست هستند هم با مشکلات زیادی درگیرند. علاوه بر این که سوژه مورد نظر نباید مورددار باشه و خط قرمزها باید رعایت بشن، نوع طراحی هم شامل قوانین عکس‌ها و تصاویر می‌شه و نباید مثلاً اروتیک باشه و مسائلی از قبیل حجاب و عرف باید توش لحاظ بشه. ما هم از بس که کمیک‌های داخلی دیدیم، نمی‌تونیم نوع دیگه‌ای رو تصور کنیم.
البته با خروج خیلی از کاریکاتوریست‌ها و کارتونیست‌های ایرانی از کشور و ادامه فعالیتشون خارج از ایران، کارهایی رو می‌بینیم که از این محدودیت‌ها جدا هستن و البته نمونه‌هایی هم می‌بینیم که کارتونیست‌های داخلی برای رسانه‌های خارجی می‌کشن و اونها هم کمتر محدودند. نمونه‌اش هم کارهای بزرگمهر حسین‌پور برای مجله کارگاهی زیگ‌زاگ هست (مثل این یکی).
اما این که کارهایی رو ببینی که در داخل تولید شدند و خطوط قرمز رو به راحتی رد کردند و کارفرمای پروژه هم نیروی انتظامی هست، در نگاه اول به تو یک شوک وارد می‌کنه مخصوصاً که اروتیسم رو به طور مشهود در تک‌تک کارها می‌بینی هر چند که موضوع کارتون انتقاد از اروتیسم باشه.
به هر حال معاونت اجتماعی نیروی انتظامی تحت عنوان طرح امنیت اخلاقی این کارتون‌ها رو در قطع پوستر منتشر کرده و برای نصب در مدارس ارسال کرده و البته تعدادی از اونها هم در جاهایی مثل مجتمع کامپیوتر پایتخت قابل مشاهده هستند. علی رادمند طراح این کارتون‌هاست. چند تا عکس از این پوسترها گرفتم که می‌تونید اینجا ببینید. برای درشت‌نمایی بیشتر روی عکس‌ها کلیک کنید.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1084
'
Ê
Â
š
)
  10 اردیبهشت 1386 ساعت 2:53
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






این پوستر عکسشو نشونم دادی؛ جالب بود.
مرسی از لینک...

نوشته‌شده توسط: دفتر نارنجي در 10 اردیبهشت 1386 4:13 بֽظֽ

لطف کردید... بی‌ریا ... باز هم تشریف بیاورید.

نوشته‌شده توسط: شمرشناسي در 10 اردیبهشت 1386 4:51 بֽظֽ

نیما جان
اول اینکه ممنون از این مطلب خوب‌ات و عکس‌هایی که گرفتی، خیلی جالب هستند.
دوم اینکه نقاشی‌های رادمند هم واقعاً عالی هستند و خوشحالم که به هر صورت فرصتی براش فراهم شده که تونسته نقاشی‌های معمولی‌اش رو بکشه.
سوم اینکه گفتی «اروتیسم رو به طور مشهود در تک‌تک کارها می‌بینی» که با این حرف‌ات مخالف‌ام. اروتیسم تعریف خاصی داره و صرف اینکه آدم یه دختر بی‌حجاب بکشه اروتیسم محسوب نمی‌شه و من هیچ کدوم از این نقاشی‌ها رو اروتیک تلقی نمی‌کنم. اتفاقاً فکر کنم با نسبت دادن چنین لقب‌هایی به این نقاشی‌های ساده هست که حساسیت‌ها بالا برده می‌شه و ظرفیت‌ها پایین میاد.

نیما: پندار عزیز من هم این نقاشی‌ها رو اروتیک نمی‌دونم اما این تعریف به نظر من نسبی هست و بسته به محیط داره. در شرایط فعلی ایران، نقاشی‌ای که نشون بده شیطان داره با دادن مشروب به دختری مانتوش رو در میاره (عکس اول) یا نقاشی دختران به نحوی که برجستگی‌ها نشون داده بشه، به نظر من و خیلی از کسانی که مطالب یا عکس‌هاشون سر یک تار مو به کل بیرون میاد از مجله و استفاده ابزاری شمرده می‌شه، هموم مفهوم اروتیسم محسوب می‌شه البته از نظر نهادهای بازدارنده نه من یا ما.

نوشته‌شده توسط: legofish در 10 اردیبهشت 1386 5:36 بֽظֽ

اینا چرا حجاب ندارند پس

نوشته‌شده توسط: زیر خط IT در 10 اردیبهشت 1386 9:09 بֽظֽ

نیما جان، اون چیزایی که راجع به مضررات الکل نوشته بود که همش حسنه.
به نیروی انتظامی پیشنهاد می‌دهم از روش‌های مشابه در سطح شهر برای مبارزه با بدحجابی استفاده کنه ؛)

نوشته‌شده توسط: علیرضا در 11 اردیبهشت 1386 5:02 قֽظֽ

جون تو کف کردم!
مطلب رو برای ملت میل کردم.
عزیزمی
چاکرت برم

نوشته‌شده توسط: Shervingz در 11 اردیبهشت 1386 6:29 بֽظֽ

نیما جا مثل همیشه عالی بود!
برای کلی از رفیقام فرستادم، اونا هم خیلی حال کردن! مهم اینه که وقتی خودشون بخوان کاری رو بکنن عیب نداره ولی وقتی بقیه بخوان....

نوشته‌شده توسط: محمد قبا در 11 اردیبهشت 1386 10:30 بֽظֽ

می خور كه شیخ و حافظ و مفتی و محتسب چون نیك بنگری همه تزویر می‌كنند

نوشته‌شده توسط: 1اشاره در 15 اردیبهشت 1386 0:30 قֽظֽ

آقای درخشان عزیز! خانم وزیر خارجه اسرائیل از بنیان‌گزاران حزب کادیما و از هم‌حزبی‌های آقای اولمرت است. او عضو حزب کارگر نیست. من نمی‌توانستم در پای آن مقاله نظر خود را بنویسم. موفق باشید.

نیما: آقای تهمورس عزیز! آقای درخشان از بنیان‌گزاران وبلاگ سردبیر: خودم است. او نویسنده این وبلاگ نیست. آقای درخشان احتمالاً کامنت این وبلاگ را نمی‌خوانند. موفق باشید.

نوشته‌شده توسط: تهمورس در 15 اردیبهشت 1386 0:34 قֽظֽ

چه با حال
خیلی خوبه از خط قرمز رد شویم. خط قرمزی که بی‌خودی این همه جلو است.

نوشته‌شده توسط: مجتبی در 16 اردیبهشت 1386 6:29 بֽظֽ

جالب بود!
تو وبلاگم بهش لینک دادم.
موفق باشید

نوشته‌شده توسط: رضا در 28 آذر 1386 2:29 بֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):