متن بسیار جالبی نوشتی....
نوشتهشده توسط: محمدرضا طاهری در 6 دی 1385 6:28 بֽظֽ
با همه تفاوتي كه بين اين دو نسل وجود دارد يك وجه اشتراك تلخ و جاودانی بين اين دو نسل و بين نسلهای گذشته و آينده وجود دارد و خواهد داشت.
هر دو نسل با چيزی بيگانهاند. تفكر يا به قول فلاسفه توليد فكر.
نوشتهشده توسط: عبدي در 6 دی 1385 6:55 بֽظֽ
خفاش هستم! خوشبختم! :دی
نيما: عليک خوشوقتم!
نوشتهشده توسط: Ho-Z در 6 دی 1385 7:34 بֽظֽ
مشکل اصلی اینجاست که این شبزندهداریها نهتنها اطلاعات تکنولوژیک این بچهها رو شدیداً بالا برده، بلکه فضای فکریشون رو هم در اکثر موارد بهکل تغییر داده. من هم معتقدم در تاریخ این مملکت چنین شکاف نسلی عمیقی بیسابقه بوده. طوریکه نسلی که تا همین سی-چهل سال پیش سنگ هنجارشکنیهای هیپیگرایانه و فلاسفهبافیهای ساختارشکن رو به سینه میزد، الان توی درک بچههای دستپروردهی خودش مونده.
نوشتهشده توسط: آ.ن در 7 دی 1385 9:03 قֽظֽ
میدونی نیما جان به نظر من روش زندگی هر نسلی متأثر از شرایط تکنولوژیکی و امکاناتی اون نسله. اون اوایل که تلویزیون اومده بود تو خونهها هم برای مردم عجیب بود که چرا یه جوون بجای اینکه سر شب بشینه پای صحبت بابابزرگش میره به اون جعبه جادوویی نگاه میکنه؟
4 سال گذشت و این مسأله عادی شده. و حالا هم اینترنت اومده. من حتی گاهی مورد بازخواست قرار گرفتم که: «پسر جان مگه اینترنت چی داره که اینقدر میری دنبالش!!!» با گذشت زمان و تغییرها نسل کنونی همه چیز عادی میشه.
راستی نیما جان یه سؤال داشتم شما نمیدونی چرا سایت سیتیزن دیوم باز نمیشه؟
ممنونم از توجهت.
موفق باشی.
نيما: آرمان جان با عادی شدن اين چيزها موافقم. درباره سايت هم برای من پيج نات فاوند میده. هنوز نمیدونم جريان چيه.
نوشتهشده توسط: آرمان در 7 دی 1385 2:30 بֽظֽ
من ترجیح میدم گربهسان شب به شکار رونده باشم تا جغد شببيدار، گربهها بهترن آخه! ؛)
نوشتهشده توسط: پریسا در 7 دی 1385 3:46 بֽظֽ
عصر جديد که مجزا از عصر قبلش نیست... نسل جدید هم یکی از اون تقسیمبندیهای که بیخودی داره میگه من با قبلم فرق دارم و مجزام... اگه دنیا این جوری بود که نسلها با هم جنگ میکردند... این که خانوادههای بعضیها از دنیای واقعی دورند یک چیزی...
نوشتهشده توسط: مانی در 9 دی 1385 0:33 قֽظֽ
ولی یک عادت، در هیچ نسلی از ایرانیها تغییر نکرده است و آن عادت سرودن است: به هم بافتن و در جذبه تشبیهات و استعارات مبهم و با شکوه، خودارضایی کردن.
نوشتهشده توسط: دانش آموز در 9 دی 1385 2:19 قֽظֽ
اين رو تو اون مجله درپيتتون خوندم
:d
بعدش هم اصلاً مهم نيست که شما آدرس من رو چاپ کردين يا نکردين. همین که رحمت کشیدين و بدترین خاطرهام رو چاپ کردين، جای بسی تشکر دارد نقطه!
نيما: قابلی ندارد! اين هم خودش هنر است.
نوشتهشده توسط: sun در 9 دی 1385 10:10 قֽظֽ
all are the same
the birds who fly and the tigers who run
there is no difference
and may be tigers are much happiest: they can look at the birds and c the sky but birds just c the earth
نوشتهشده توسط: parisa در 9 دی 1385 8:41 بֽظֽ