Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
آپارتمان چهار میلیارد تومانی تهران
موضوع: روزنوشت

Tehran International Towerروبه‌روی خودم توی کافی‌شاپ نشسته‌ام. نمی‌دانی چطور؟ خب برایت تعریف می‌کنم. کاپشنم را که در می‌آورم، می‌گذارمش روی پشتی صندلی روبه‌رویی و کوله‌ام را هم می‌نشانمش روی صندلی. این طوری شدیم دو نفر. می‌دانی هیچ وقت، خوردنِ تنهایی به من نمی‌چسبد. شاید عوارض دوران نوجوانی باشد که تک‌خوری برای خودش فحش مهمی محسوب می‌شد. حالا روی میزم یک لیوان آب پرتقال هست و منتظرم تا چیپس و پنیرم را بیاورند:
- ببین به نظر تو آپارتمان‌های این برج بین المللی تهران که 54 طبقه داره، برای آدم چقدر تموم می‌شه؟
- کدوم برج رو می‌گی؟ همون که تقاطع اتوبان کردستان و حکیمه؟ پهلوی برج‌های سه قلوی آ.اس.پ؟
- آره. توی صفحه اول روزنامه ایران آگهی پیش‌فروشش رو زدن. ایناهاش.
- چه خوشگلم هست. ببین امکاناتش رو. اوووووف.
- اینجا رو ببین. تمام اون مساحت توی طبقه 50 تریپلکس هست و بین 11 تا واحد تقسیم شده.
- بذار ببینم این واحدش که از همه بزرگ‌تره چه طوری‌هاست. 581 متر مربع یعنی با حساب متری 6 میلیون و هشتصد هزار تومن، می‌شه چیزی حدود سه میلیارد و نهصد و پنجاه میلیون و هشتصد هزار تومن. حالا چون تویی هشتصد هزار تومن رو هم تخفیف می دم بهت. مردم این جوری پول خونه می‌دن. تا چشات در بیاد.
- می‌گم این چیزه. این چی می‌گن. آها. این مایع‌های شیشه‌پاک‌کن رو دیدی؟ یکی بخر دو تا ببر رو می‌گم.
- بی‌خیال. دیزی رو آوردن. بشین کوفت کنیم با هم.
- من که چیپس و پنیر سفارش داده بودم.
- بشین بابا جون. آپ پرتقالت رو هم پس بده بگو برات دوغ بیارن.

در همین زمینه:
- آپارتمان‌ سه و نیم میلیارد تومانی در تهران


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/1007
'
Ê
Â
š
)
  22 آذر 1385 ساعت 4:50
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






كاملاً اتفاقي متوجه شدم شما به وبلاگم (كه مدتهاست بسته‌ام) لينك داده‌ايد، و باز هم كاملاً اتفاقی متوجه شدم هر دو زاده‌ی يك شهريم ، و در وب تا حدودي هم كار،
از اين اتفاقات خوش‌آيند كه بگذريم، دو روز پيش من از همان جا گذشتم، اما متوجه آن برج كذايی نشدم!
شايد از خستگی و سنگينی كوله‌ام بود كه مجال بالا گرفتن سر نباشد...

نيما: شايد خيلی از ما اين روزها همين مشکل را داریم که سرمان را بالا نمی‌گيريم. نمی‌دانم روی زمين دنبال چه می‌گرديم. در ضمن من هم خوشحال شدم همشهری عزيز لاهيجانی.

نوشته‌شده توسط: شمالگان در 23 آذر 1385 3:54 قֽظֽ

آقای عصیان‌زده‌ی عزیز، متأسفانه آپارتمان چهار میلیارد تومنی همون چیزیه که برای حق آب‌پرتقال و چیپس‌وپنیر خوردن مجبوری نماش رو تحمل کنی. می‌دونی که.
اندر ولایت ما پدر و پسری که توی ویلای هزارمتری آن‌چنانی‌شون لمیدن (از اون‌ها که هر روز می‌شه یه نقطه‌ش بساط پیک‌نیک پهن کرد)، کرمشون (کَرَم!) هر چند وقت یه بار شامل حال دهات می‌شه و پاره استخوانی مرحمت می‌فرمایند. متاسفانه باید لیسید و دم تکون داد. (خدای نکرده منظور بدی ندارم، خودمون رو می‌گم.) والّا وقتی فریاد عدالت اجتماعی حضرات گوش فلک رو پر کنه، بساط اهدای کاپشن و انگشتر متبرک و این‌ها رو دیگه به این سادگی نمی‌شه جمع‌وجور کرد.

نوشته‌شده توسط: آ.ن در 23 آذر 1385 7:45 قֽظֽ

نیما گل کاشتی. با آن شروع اکسپرسیونیستی که در سرتاسر متن وجود دارد. حقیقت را فدای مصلحت و واقعیت نکردی. ای‌ول پسر.

نوشته‌شده توسط: حمیدرضا در 23 آذر 1385 1:55 بֽظֽ

با سلام
من از طریق چلچراغ با شما و وبلاگتون آشنا شدم و چون خودم هم دانشجوی کامپیوتر هستم مکررا به وبلاگتون سر می‌زنم. القصه!
هفته پیش از دوستم یه flash گرفتم در حالیکه anti-virus هم روی سیستمم نداشتم. ظاهراً سیستمم دچار بد مشکلی شده! به این فرم که اولاً توی هر folder ای که می‌رم سریع یه دونه new folder می‌سازه که نمیشه del کرد و ثانیاً نمی‌تونم anti virus نصب کنم... هر anti Virus ای که باز می‌کنم سریع بسته می‌شه.... تا جایی که سؤال کردم گفتن شاید لازم بشه پارتیشن بندیمو حتی عوض کنم و دیگه اینکه ظاهراً این ویروس، ویروس موبایل هست... واقعاً به راهنماییتون نیاز دارم... پیشاپیش سپاسگزارم.

نيما: نازی جان. از اون جايی که همه چيز را همگان دانند، من با چنين ويروسی برخورد نکردم. بايد جست‌وجو کنم و ببينم جريانش چيه. اگه چيز دندون‌گيری پيدا کردم، برات ايميل می‌زنم و بهت می‌گم.

نوشته‌شده توسط: nazi در 23 آذر 1385 8:31 بֽظֽ

زمانی بس دور، سال‌های چهل شمسی، از کناره‌ی نهر فیروز‌آباد می‌گذشتم. آب کثیف سیاهی از درون‌اش جاری بود. زنی دیگ گلی و گوشت‌کوب چوبی و دیگر ظروف غذای شب پیشین خانواده‌اش را در آن می‌شست.
انقلاب کردیم و ...

نوشته‌شده توسط: عمو اروند در 25 آذر 1385 10:42 بֽظֽ

اوه برج شرکت میتسوبیشی رو می‌گی؟
وای..
.
.
گرونه!

نوشته‌شده توسط: مبین زاده کوچک در 27 آذر 1385 9:40 قֽظֽ

چیپس و پنیر خیلی خوشمزه بود.
بعضی از نوشته‌هات بدجور دستم رو می‌بره طرف قلم و برگه مرخصی... خوب وقتی از پیتزای اون آقا سیبیلو مهربونه می‌نویسی و مزه‌اش رو به آدم می‌چسبونی مگه می‌شه اینجا موند و نرفت کافه و تو این بارون چیپس و پنیر با ژامبون نخورد؟
خیلی حرص‌آور شدم. نه؟ از همه نوشته‌ات فقط این بهم چسبیده و ول نمی‌کنه... مثل نوید حرص‌آور شدما!
ولی تو رو خدا یکی به من بگه اگر کسی پول داشته باشه انقدر، مگه دیوونه‌اس که تو ایران بمونه و همچین آپارتمانی بگیره؟ واسه چی؟ برای کی؟ که چی؟

نيما: مريم جان آدم‌های ديوونه اين مدلی زياد پيدا می‌شن. خودتم که می‌دونی.

نوشته‌شده توسط: خوشمزه.......... در 7 دی 1385 9:17 قֽظֽ

با سلام. من هم دقیقا به مشکل نازی بر خوردم. یعنی ویروسی که new folder می‌سازه!! و مشکل بدیه. از search هم به جایی نرسیدم. می‌شه راهنمایی کنید؟

نیما: راه حل:
http://www.symantec.com/security_response/writeup.jsp?docid=2006-071111-0646-99&tabid=1

نوشته‌شده توسط: فرشید در 15 بهمن 1385 2:15 بֽظֽ
 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):