بالاترین لینکها را ببینید
هفتهنامه چلچراغ- در اینترنت، سایتهای زیادی تأسیس شدهاند که به شما لینک توصیه میکنند. جاهایی که وبگردها لینکهای جالب را مانند یک لینکدونی بزرگ کنار هم میچینند تا بازدیدکنندگانی که وقت وبگردی را ندارند در یک نگاه با سایتها و اخبار داغ مواجه شوند و روی هر کدام که دلشان میخواهد کلیک کنند. اولین و معروفترین این سایتها سایت صبحانه بود. مدل سنتی اداره سایتهایی مانند صبحانه این بود که اعضای محدود سایت لینکهایی را به صفحه اضافه میکردند. در چنین سایتهایی معمولاً هر فرد میتواند تنها یک لینک را در سایت معرفی کند و برای مثال لینک دادن به وبلاگها تنها در روز جمعه آزاد است. اما با ورود سایتهای مدیریت لینک خارجی و محبوبیت روز افزون آنها به خصوص سایت خوشمزه که توسط یاهو خریداری شد، چندی است که مشابه ایرانی جالبی با نام بالاترین نیز ایجاد شده است.
بالاترین با استفاده از بازخورد خوانندگان، لینکهای بهتر را به خوانندگان خود معرفی میکند. خوانندگان این سایت با دادن نمره مثبت و منفی به لینکها، بر اساس جالب بودنشان، به بقیه خوانندگان کمک میکنند که لینکهای بهتر را ببینند. وقتی کاربری لینک جالبی را به بالاترین اضافه میکند، آن لینک در صفحه لینکهای تازه نمایش داده میشود. پس از آن کاربران دیگر بر اساس جذاب بودنش به آن یک امتیاز مثبت یا منفی میدهند و هر گاه مجموع این امتیازها حداقل به 5 رسید آن لینک به صفحه لینکهای داغ منتقل میشود. برای امتیاز دادن نیاز به عضو شدن در سایت دارید. به هر لینک تنها یک امتیاز مثبت یا منفی میتوانید. در سیستم بالاترین هر کدام از اعضل اعتباری دارند که با کارکرد آنها میتواند افزایش و در بعضی موارد کاهش پیدا کند.هر لینک پست شده ۵ امتیاز، نظر پست شده ۳ امتیاز و هر رای داده ۱ امتیاز به اعتبار کاربر اضافه میکند. اگر لینک پست شده به صفحه اول برسد، ۵ امتیاز دیگر هم به کاربر اضافه میشود. برای لینکهایی که امتیاز زیر صفر کسب کنند ۵ امتیاز منفی پست کننده لینک دریافت میکند.
شاید بخواهید بدانید که کاربرد و امتیاز سایتهایی چون بالاترین در چیست؟ اخباری که توسط خبرگزاریها و رسانههای بزرگ دیگر تحت پوشش قرار داده میشوند هیچ گاه نمیتوانند حداکثر نیازهایی را که جامعه خواهان آن است برآورده سازند. چنین سایتهایی یک روند دموکراسی مجازی برای پخش اخبار به وجود میآورند. سایتهایی چون بالاترین در حقیقت اخباری را که از چشم رسانههای بزرگ دور ماندهاند یا به هر دلیلی تحت پوشش قرار نگرفتهاند را با نظر کاربرانش پررنگ میکند و به آنها وزنی معادل اخبار روزمره میبخشد. این سایتها به نوعی دماسنج افکار عمومی هستند. همواره با یک نگاه به صفحه لینکهای محبوب یا لینکهای داغ چنین سایتهایی میتوانیم متوجه شویم که وبگردها به چه چیزی فکر میکنند، چه بحثهایی داغ است، چه اخباری مورد توجه قرار گرفته و برآوردهایی از این قبیل.
رأی دادن شما به لینکهایی که در صفحه تازهها اضافه شدهاند کمک میکند لینکهای جالبتر و مهمتر به صفحه اول بیایند و لینکهای نامرغوب حذف شوند. هر لینکی که امتیازش به منفی چهار برسد از لیست لینکای تازه حذف میشود. رأی دادن به لینکای صفحه داغ هم مهم است چون باعث میشود بهترین لینکهای هفته یا ماه بهتر انتخاب شوند. اگر روزانه تنها یک بار به بالاترین میآیید بهتر است که صفحه بهترین لینکهای روز را ببینید.
پس در صورت استفاده از بالاترین توصیه میشود به لینکهایی که از محتوایشان خوشتان میآید رأی مثبت دهید. به لینکهای نامناسب و خلاف قوانین بالاترین رأی منفی دهید. به بقیه لینکها که مورد علاقه شما نیستند یا حتی مطلبی مخالف عقیده شما دارند هیچ رأیی ندهید در آینده بالاترین به سیستم پیشنهاد لینک هم مجهز خواهد شد. بر اساس علایق قبلی شما که بر اساس رأیهای شما در سیستم تعیین میشود، بالاترین به طور اتوماتیک به شما پیشنهاد لینک خواهد کرد.
برای بهتر شدن چنین سایتهایی و ایجاد یک تعادل مناسب در سیستم، تنها راه افزایش کاربران و فعالیت آنهاست. هر چه تعداد کاربران چنین سایتهایی بیشتر شود، آراء بیشتر و در نتیجه نتایج درستتر و لینکهای جذابتری خواهیم داشت. شما هم به بالاترین بپیوندید.
نينیوند جان
برو از اين جلال سعيدی در مورد شخص شخيص من سؤال كن!مطمئن باش دستش رو میذاره روی پيشونيش و افسوس میخوره به حالت كه چرا داری با من كل كل میكنی
:دی
میدونی مشكل سر اين نيست كه چرا يه دامپزشك يا مهندس كامپيوتر میره نويسنده میشه.
مشكل اينجاست كه چرا توی اين دنيا هيچ كس سر جای اصلی خودش نيست؟
تقريباً حدس میزدم تو همون نيمای چلچراغ باشی ولی بهتر ديدم از زبون خودت بشنوم.
من مجلهتون رو میخواندم. يه مدت طولانی ولی چهارشنبهسوری پارسال هيزم كم بود من هم كه از خواندن چلچراغ با اون سياست محافظهكارانه عجيبی كه در پيش گرفته بود، فارغ شده بودم و همه رو دادم دست آتيش!
حالش رو برديم با برو بچس!
ديگه هم نخريدم.
چون فكر كردم وقتم رو بذارم روی دو تا وبلاگ بهتره تا برم از جادو جنبل خانم نادری بخوانم يا از عقايد ماليخوليايی دوست عزيز جناب بزرگمهر.
فقط میموند يه ساندويچ كه اون رو هم میشد توی نت پيدا كرد.
الان هم كه مدتهاست چشمم به جمال ارزنده شما روشن شده اينجا و حداقل دو كلمه حرف حساب رو میشه توی سايت شما خواند.
نيما نينیوند جان
اين اعلام جنگ نيست.
لطفاً اين حرفها رو به دل نگير.
اينها چيزی بود كه دوست داشتم يه روز با جلال در موردش صحبت كنم ولی فرصتی پيش نيامد.
راستی سلام من رو و پريا رو بهش برسون! (پريا خواهرمه) همكلاسی ايشون!
تو هم غصه نخور.
در پيت من هستم با وبلاگهام و عكسهام
:دی
:x
نيما: سانديس جون. نابغه. اسم من که بالای این وبلاگ هست، تازه حدس زدی من کيم؟ ای خداااا! درباره چلچراغ هم من حرفی ندارم که بزنم. گفتنیها نگفتنيه!
اِ
راستی این فتوگالری من هست. برو ببين پائيز شيراز رو:
www.horm.org/sun
نيما: دیدم. گرچه خيلیهاش رو قبلاً توی وبلاگت ديده بودم. خوشم اومد.
سلام. به من سر بزنید
سلام
از این وبلاگ دیدن کنید در صورت تمايل میتونيد نظر هم بدید
Twitter Updates
» کمک برای خرید ماهواره برای ارائه اینترنت رایگان به دنیا
» دانلود مجلههای ایرانی
» مصاحبه صوتی وبلاگینا با من
» شبکه تلویزیونی عربی آیفیلم ایران
» پرژن لوگو، دریافت لوگوهای فارسی
» آشپزی گیلکی
» پخش زنده خرید کتاب روی نقشه زمین
» لایکخور، سایتی برای یافتن بهترینهای وب
» فارسیتل، سیستمعامل فارسی موبایل مبتنی بر اندروید
» راهاندازی سایت جدید آموزش روزنامهنگاری
» بررسی آیفون ۴، گوشی تازه شرکت اپل
» چند دقیقه از وقت آنلاینتان را هدیه بدهید
» دانلود برنامه بازیهای جام جهانی به فارسی
» سایت جدید مجلات همشهری

نوشتهی قبلی
21 آذر 1385 ساعت 4:12









فلسفه




سانديس خودتی اولاً!
نينیوند جان نيمازاده
تو چرا همش از چلچراغ در پيت مینويسی؟
آخه اين هم شد مجله؟
مجلهای که توش جلال سعيدی که همکلاسی خواهر من بوده کار کنه بايد درش رو تخته كرد
:دی!
آخه دامپزشک هم میشه نويسنده؟
نه خداوکيلی؟
نيما: نکنه تو فکر میکنی من مطالب چلچراغ رو اين جا کپی میکنم؟ سانديس جان من 3 ساله توی اين مجله درپيتی که گفتی دارم مینويسم و ناسلامتی جزو هيأت تحريريهش هستم. مطالبی رو که اون جا مینويسم، اين جا کپی میکنم. تازه جلال اگه دامپزشکه يعنی حق نداره نويسنده باشه؟ يا منی که کامپيوتر خوندم مگه بلد نيستم بنويسم؟ بعدش مگه نويسندههای دنيا همکلاسی نداشتن؟ يا مگه توی يه دانشگاه جدا درس میخونن؟ طبيعيه که هر کسی يه موقعی مدرسه میرفته و با برادر يا خواهر يا خود کسی همکلاسی بوده. کجاش عجيبه؟