ت مثل تظاهر

شعر4 مهر 1385 ساعت 0:25

تمام کن
تعلق را بُکُش
تبر باور تنها...
تنها یک تبر
که نخستِ درد باشد
و پایان تاریک و سردِ تن
تمشک طلایی برای یک ماه تلاش
به خاطر تکه کردن تنه تنومند غرور
و تمام آن چه که تافته‌ای در تفکر تناورت
تشکر و تبریک و تیشه‌ای
تقدیمی برای عرض ارادت
و یک بغل تنفر برای تنوع
و یک بار تشکر برای تنفر
همین و بس

به قول شاعر «جانا سخن از زبان ما می‌گویی».


از سطح درک من که خارجه :) ولی خوشگله :)


حالا نميشه به جای "تبر" که "نخستِ درد است" از يه وسيله کم دردتر استفاده کنيم!؟

نيما: شما از سوزن ته‌گرد استفاده کن صادق جان.



If you want to write English, press Ctrl+G.