به لطف آیدا عزتی لینک کسی که همیه توی ستون مورد علاقهم مینوشت رو یافتم! به نظر منم خیلی الکیه این تولد. اون بابا پرسیت خیلی مسخره هست.
نوشتهشده توسط: Pardis در 21 خرداد 1385 9:20 بֽظֽ
موافقم شدید. این بنده خدا رو بد جو گرفته ! من نمی دونم اینا تولیدی تایر هم بزنن می خوان حتما براش سالگر افتتاح چرخ بزنن !
نوشتهشده توسط: JraNil در 22 خرداد 1385 10:48 قֽظֽ
تا بسوزی! خيال کردی چه کارهای که در مورد هر چيزی اون دهن گشادت رو باز میکنی؟ دعوتت نکردن کونت سوخته؟
نيما: وای وای وای چه بازديدکننده بیادبی! وای وای!
نوشتهشده توسط: رضا در 22 خرداد 1385 7:35 بֽظֽ
عجيبه که ادمي به خودخواهي و پررويي شما اينقدر اعتماد به نفس داره.
وجود پرشين بلاگ بود که يک رنسانس در زمينه وبلاگ نويسي فارسي به وجود آورد وگرنه قبل از وجود بلاگر من در روزنامه صوراسرافيل مطلب مينوشتم!!!
اين رو بفهم!
آدم اينقدر حسود و خودبزرگ بين و مغرور نديدم.
نيما: دوست عزيز شما يا واقعاً يادداشت من رو نخوندی يا خودت رو زدی به اون راه. آخه جان من، عزيز دلم. من با پرشين بلاگ و رنسانس چی کار دارم؟ مؤسسين پرشينبلاگ از دوستان من هستند. من منکر تحول عظيمی که پرشينبلاگ در ايجاد محتوای پارسی در اينترنت به وجود آورد نيستم. روی سخن من با آقای بوترابيه که اتفاقاً قبلاً هم ملاقات حضوری توی پرشينبلاگ باهاش داشتم هم چند بار تلفنی باهاش صحبت کردم. من حق دارم نسبت به اين که ايشون تولد پرشينبلاگ رو تولد وبلاگ پارسی میدونه، اعتراض کنم. شما هم اگه اين رو به حساب خودبزرگبينی و غرور میذاری، از نظر من اشکالی نداره. اما بگو من به چی حسادت میکنم؟ به جشن؟ به پولی که نداشتم تا پرشين بلاگ رو بخرم؟ به اين که به نظرم عمو مووبلتايپ رو بيشتر از بابا پرشينبلاگ دوست دارم؟ يا به اين که صد تا وکيل مدافع ندارم؟
شما که همکار ما توی صور اسرافيل بودی چرا اين حرفا رو میزنی؟ يادته با ملکالشعرای بهار میرفتيم کوه خوش میگذشت بهمون؟ يادش بخير...
نوشتهشده توسط: نيما در 23 خرداد 1385 1:25 قֽظֽ
سلام
من از جمیع همه دوستان وبلاگی فقط با شما از نزدیک برخورد داشتهام یادت هست..؟؟؟ در هر صورت که به مذاق شما خوش بیاد هم بگویم که این جشن در اون هتل چهار ستاره هم که برگزار شده باشه و در بایکوت خبری برگزار شد. نیمچه گزارشی تهیه کردهایم. دوست داشتی یه نگاهی بیانداز. در ضمن به این نوشته شما هم لینک دادم.
نيما: معلومه که يادمه. جلوی پارک ملت ديدمتون. چند سال پيش بود. :)
نوشتهشده توسط: مامان و بابا و دخترشون در 27 خرداد 1385 11:48 قֽظֽ