سفرنامه استانبول ۳
27 فروردین 1385 ساعت 0:51
خب قسمت انتهایی این سریال سفر به استانبول رو مینویسم براتون. با توجه به استقبال زیاد از این سفرنامه، چند تا پیشنهاد ساخت سریال و فیلم داستانی از روی داستانش دارم که باید سر فرصت بهشون فکر کنم (دروغ ۱۶ آوریل که به قاعده دو هفته با اول آوریل متفاوته). خب. خوشمزگی بسه. بریم سر اصل ماجرا.
یکی از جاهایی که برای دیدنش رفتیم، یه کلیسایی بود توی خیابون استقلال و در منطقه بیگلو به نام کلیسای سنت آنتونی. خوشبختانه وقتی که رفتیم داخل کلیسا مراسم دعا برپا بود و من تونستم یه نیم ساعتی بشینم و گوش کنم.
اما خیابون استقلال یا Istiklal. یه خیابون معروفه توی استانبول که یک سرش به میدان معروفی میرسه به نام میدان تقسیم یا Taksim. خیابون استقلال همیشه شلوغه مخصوصاً آخر هفته. یه خیابون سنگفرشه خوشگله که یه تراموای قرمز قدیمی ازش بالا پایین میره و ده تا پانزده نفر مسافر رو جا به جا میکنه و هر بار که رد میشه یه صدای زنگ ازش در میاد تا ملت از سر راهش کنار برن. دو طرف این خیابون پر از بوتیک، کافه و غذاخوری هست و توی کوچه پسکوچههاش و طبقات فوقانی ساختمونهای اطرافش هم انواع و اقسام کافه و کافه تریا. کوچههای اطراف این خیابون هم تا چشم کار میکنه کافه و کافه و کافه. به هر حال خیابون خیلی جالبیه و اگه ساعت ۴ صبح هم هوس کنین برید یه جای شلوغ میتونین برین توی این خیابون چون همیشه توش پر از آدمه. میدون تقسیم هم از اون جاهایی هست که دور تا دورش هتل و مراکز تجاری دیگه هست و البته یه عالمه کفتر توش ولو هستن و البته گاه گداری چند تایی سگ ولگرد که کاری به کار کسی ندارن و برای خودشون بازی بازی میکنن و نهایتاً گوش همدیگر رو گاز میگیرن. به همون اندازه که ما توی ایران گربه میبینیم توی استانبول هم گربه میبینیم و البته به یه نسبت کمتر هم سگ ولگرد بیآزار. روی هم رفته حیواناتی که من توی استانبول دیدم بسیار محترم هستند و ملت رو تحویل نمیگیرن. به قول جلال سعیدی اصولاً نه به عنوان یک دامپزشک بلکه به عنوان یک انسان به من بر میخوره وقتی میبینم هیچ کدوم این گربهها ازم نمیترسن!
بگذریم. یکی دیگه از مراکز خرید بزرگ استانبول یه مال بزرگه به اسم جواهر یا به قول ترکها Cevahir (ترکها حرف C رو ج تلفظ میکنن). توی این مجموعه که کمتر از یک سال از افتتاحش میگذره، بزرگترین مارکهای تجاری پوشاک دنیا وجود دارن و طبقه فوقانی هم معروفترین غذاخوریها و فستفودها. شما میتونید اون جا این نمایندگیها رو ببینید:
شخصاً توصیه میکنم برای خوردن غذا از غذاهای ترکیه استفاده کنید با مذاق ما جوره و البته ارزونتر از بقیه هست (البته به نسبت اون جا نه ایران چون این جا غذا ارزونتره) و از میون غذاهای فستفودی معروف هم از KFC که غذاهای مرغی میده و خوشمزه هست و به هیچ وجه سراغ مک دونالد و پیتزاهات و برگر کینگ نرید که مزخرفه.
یه نکته دیگه این که استانبول رو که بگردین پره از آدمهای جور وا جور. شما در آن واحد میتونین یه خانوم محجبه رو ببینید که داره کنار یه خانم کاملاً بیحجاب قدم میزنه. در عین حال توی یه خیابون هم مسجد ببینین، هم کلیسا، هم دیسکو و هم کافهبار. یه نکته دیگه این که ظاهراً توی ترکیه نماز خوندن رو توی هر جایی غیر مسجد درست نمیدونن و اونهایی که میخوان نماز بخونن میرن توی یکی از مساجد متعددی که در استانبول دیده میشه و پنج دفعه مجزا هم میرن مسجد.
مورد آخر هم این که موفق شدیم بریم کنسرت افشین، برادرش امیرعلی و پویا که البته همچین چنگی هم به دل نمیزد و اصولاً چون ما مجبوریم از این جور جاها هم بر طبق رسالت ژورنالیستی که بر عهده ماست بازدید کنیم و گزارش تهیه کنیم، یه سری هم اون جا زدیم و ۶۰ دلار بهشون کمک بکنیم که البته موفق به زیارت عتیقهجاتی مثل شهرام اصلانی و مریم دی جی هم شدیم که میگفت قصد بازگشت به ایران رو نداره و قراره آلبوم بعدی خودش رو توی سبک تکنو، ترانس و ترانس متال عرضه کنه (خدا به خیر بگذرونه).
سلام . سفر نامه خوبی بود امیدوارم همیشه به سفر های خوب بروید مثلا به آفریقا ..انگار دارم تبلیغ میکنم .راستی به وبلاگ منهم سری بزنید ...
دوست خوبم سلام. خوشی ؟ بابت معرفی وبلاگم در چلچراغ خیلی ممنونم . راستی می توانی بهم بگویی که برای تغییر فونت و قلم مطالب چه کار می توانم بکنم . یک تغییری دادم اما نمی دانم بهتر شده است یا نه. خوشحال می شوم که نظرت را بدهی . درباره سفر استانبول ، من سال گذشته آنجا بودم و کلی بهم خوش گذشت. خوش باشی دوست من .
پسراش چطور بودن؟قيافه ميافه داشتن؟
با تشکر از سفرنامهتون
راستش من چند سؤال در مورد استانبول داشتم اگه جواب بدين ممنون ميشم
من و شوهرم 2 سال پيش رفتيم استانبول خودمون با ماشين سمند خيلی خوب بود ولی در استانبول راهنمايی نداشتيم و اونجا شهر بزرگ و شلوغ بود و ما نتونستيم يک ديسکو خانوادگی و کاباره مناسب براي ايرانیها پيدا کنيم و همچنين غير خيابون استقلال و بازار جای ديگهای برای خريد پيدا نکرديم اگه جای ديگهای شما میشناسيد برای من بنويسيد دو مورد در سفرنامتون خوندم که آدرسهاشون رو میخوام
متشکر از لطفتون خدا نگهدار
نيما: دوست عزيز. خيلی از جاهايی رو که من توی سفرنامه نوشتم، به صورت لينک هستند. اگر روشون کليک کنيد، به سايت اونجاها يا صفحاتی که اطلاعاتی دقيقتر دارند، وارد میشيد. درباره ديسکو يا کاباره هم تا جايی که راهنمای تور ما میگفت، به صورت خانوادگی جاهای مناسبی در استانبول وجود نداره و اگر هم باشه معمولاً در هتلها هست و ساير جاها حتی خطرناکه برای افراد و به خصوص ايرانیها.
سفر نامه شما جالب بود شما نوشتهاید دیسکوهای آنجا خطرناک است اگر ممکن است روشنتر توضیح دهید از چه نظر خطرناک است؟
نيما: عباس جان. اطلاعات من درباره ديسکوهای استانبول محدود میشود به اطلاعاتی که از راهنمای تور يا ايرانيان ساکن آنجا گرفتم. چيزی که به من گفتند اين بود که ديسکوهای مناسب خانواده در استانبول کم هستند. اما در ترکيه و بالاخص جاهايی مانند ديسکو که ساعات فعاليتش بيشتر شبها هست، هميشه امکان زورگيری وجود دارد. يعنی ممکن است که پولها و مدارک هويتتان را به زور از شما بگيرند. البته گردش در استانبول هميشه اين خطر را دارد که مثلاً وسايلتان را بدزدند. موبايلتان را بدون آن که متوجه شويد از جيبتان در بياورند. بنابر اين بايد حواستان را خيلی جمع کنيد. اشياء قيمتی را از هتل خارج نکنيد. موبايلتان را در جيب کنار شلوارتان (اگر جين است) قرار دهيد. کوله پشتیتان را به قسمت جلوی بدنتان بياويزيد و مسائلی از اين قبيل.
با سلام مجدد
نیما جان اگر ممکن است در مورد قیمت غذاها و تنقلات و دیسکوها برایم بنویسید. با تشکر.
نيما: عباس جان در مورد قيمت ديسکوها چيزی نمیدونم. اما درباره غذاها. يک پرس غذا معمولاً از قيمتی معادل 5 YTL شروع میشه. يعنی 3500 تومان به بالا. اما اين قيمت يک غذای کمحجم و ساده هست. فست فودهای اونجا هم معمولاً بیمزه و گرون هستند. به جز KFC که غذاهای مرغی خوبی داشت.
سلام نیما جان! واقعاً قشنگ و روان مینویسی و...
راستش بعد از ماه رمضون با داداشم میخواهیم بریم استانبول! میخواستم ازت درباره قیمتها راهنمایی بگیرم... مثلاً قیمت انواع پوشاک، شلوار جین، پالتو مردونه و زنونه،mp3 player، تابلوها، کفش، لوازم آرایشی و... خیلی ازت ممنون میشم منو راهنمایی کنی. راستی بهترین جای خرید تو استانبول کجاست؟
مرسی نیما جون
نیما: حامد جان قیمت پوشاک و لوازم آرایشی مناسبه تقریباً اما لوازم صوتی و اینا نه. در ضمن درباره مراکز خرید توی متنم توضیح دادم و همه جا رو هم به سایتش لینک کردم.
با سلام من میخوام برم با خانمم استانبول و خانمم محجبه است و میخواستم بدونم برای ما مشکلی ایجاد نمیشه و دوم اینکه هتلهای 3 و 4 ستارهش چقدر با هم فرق میکنن.
نیما: دوست عزیز هیچ مشکلی برای خانومتون پیش نمیاد برای اینکه خیلی از مردم ترکیه حجاب سفت و سختتری نسبت به ایرونیها دارن. هتلها هم بر اساس امکاناتی که دارن ستاره میگیرن بنابراین هتل چهارستاره خیلی راحتتر و البته گرونتر از هتل سهستاره هست. اما اگر دنبال هتل سهستاره هستی، حتماً هتل سهستاره تاپ بگیر. قبلش هم برو و توی سایت هتل یه نگاهی به موقعیتش در شهر بنداز و امکاناتش رو ببین.
سلام من آدرس جایی رو میخواستم در استانبول که بشه ازش لوازم آرایشگاهی خرید.
لطفاً دربارهی قیمت غذاهای استانبول در هتل و در شهر راهنمایی کنید و اینکه آنها با حجاب مشکلی ندارن؟ ما در آنجا به مشکل برنمیخوریم؟ با تشکر.
نیما: دوست عزیز من اونجا زندگی نمیکنم که بخوام درباره قیمت غذاها بگم. اما تقریباً یه کم بیشتر از پولی هست که توی ایران خرج میکنین. درباره حجاب هم به مشکل برنمیخورید. این مطلب چند سال پیش نوشته شده.
سلام
لوازم تحریر آلمانی مثل فابر کستل و لیرا و استدلر و... تو استانبول نسبت به ایران ارزونتره؟ اگه هس محل فروششون کجای استانبوله؟
Twitter Updates
» آشپزی گیلکی (76 کليک)
» پخش زنده خرید کتاب روی نقشه زمین (123 کليک)
» لایکخور، سایتی برای یافتن بهترینهای وب (229 کليک)
» فارسیتل، سیستمعامل فارسی موبایل مبتنی بر اندروید (158 کليک)
» راهاندازی سایت جدید آموزش روزنامهنگاری (154 کليک)
» بررسی آیفون ۴، گوشی تازه شرکت اپل (278 کليک)
» چند دقیقه از وقت آنلاینتان را هدیه بدهید (442 کليک)
» دانلود برنامه بازیهای جام جهانی به فارسی (358 کليک)
» سایت جدید مجلات همشهری (543 کليک)
» فونت فارسی «دستنویس» (940 کليک)
» کلیک؛ فناوری و پیشبینی حوادث غیرمترقبه (344 کليک)
» کلیک؛ فناوریهای ترجمه ماشینی (324 کليک)
» ویجت بیبیسی فارسی برای وبسایتها و وبلاگها (470 کليک)
» کلیک؛ کلاود کامپیوتینگ یا محاسبات ابری (314 کليک)

نوشتهی قبلی









فلسفه




من تابستون 81 استانبول بودم. شهر خيلي زنده ايه. البته مدل سفر من با مال تو فرق داشت (تو و جلال با هم بودين؟ اونم تو مجله راجع بهش نوشته بود که حوصله نکردم و نخوندم!) من تا دو و سه عصر خواب بودم بعد تکسيم تا شب و بعد کافه هاي شبانه و بارها و... با دوستام. يه اکيپ ايروني و ايتاليايي و شنا و استخر و... عالي بود. هيچ سفري برام به اون حد خوش نگذشت. شهر خيلي خوشگلي هم هست. اما تهرون تهرون که مي گن يه چيز ديگه است!!!