Osyan Weblog, By Nima Akbarpour
جست‌وجو در عصیان  
خانه | بایگانی | تعرفه آگهی | XML

عصیان را از خبرمایه‌اش دنبال کن


.::راهنمای استفاده::.
« نوشته پیشین :: نوشته پسین »
ای مزدور، ای شپشو، ای...
موضوع: سياسی

1- کاری نداره که عزیز. خون خودت رو کثیف نکن. نشستن توی یک جای دور و امن و پا روی پا انداختن و با اسم مستعار تهمت زدن هیچ کاری نداره. حالا تو می‌تونی به من بگی حزب الله نوکیسه. خوشحالم که اینقدر عصبانی کردمت که مغرضانه می‌نویسی. می‌دونی چیه؟ برای من هم راحته که بگم نشستی توی اتاقت و با پول یه کشور دیگه سنگ ایران رو به سینه می‌زنی و به من فحش می‌دی. آره عزیز... هر آدمی یه قیمتی داره. حالا یکی می‌تونه خودش رو بفروشه به خارجی‌ها. یکی هم ممکنه خودش رو بفروشه به عقیده‌اش. من به تو نمی‌گم چرا انتخابات رو تحریم کردی یا نمی‌خوای رأی بدی. تو هم حق نداری به من هر نسبتی که خودت شایسته‌اش هستی بدی. چون نه من و امثال من رو می‌شناسی نه اونقدر برای من حق قائلی که اجازه بدی عقیده شخصی خودم رو داشته باشم و به همه اعلام کنم. به نظر تویی که اعتقاد داری هر کسی توی اداره دولتی کار کنه، مزدوره (هر چند که جزو همین دسته هم نیستم) مگر اینکه بریزه تو خیابون و اسه تویی که اونور راحت نشستی انقلاب کنه تا قدم رنجه کنی، همون بهتر که همون جا که هست، خوش باشه و همچنان شعار مرده باد و زنده باد بده و انتظار بکشه تا یه معجزه همه کارا رو ردیف کنه.
نمردیم و یه بابای وطن‌پرستی به ما گفت شپشو!
2- بازی هیجان‌انگیزی بود. دسته‌جمعی دیدنش به گیر کردن توی ترافیک می‌چسبید. با بچه‌های چلچراغ و کلی از خواننده‌هاش نشستیم و بازی رو روی پرده بزرگ دیدیم. با یه حال و هوایی که انگار توی استادیوم بودیم. داد زدیم و جیغ کشیدیم و فریاد زدیم تا صدامون گرفت. جاتون خالی.


دنبالک:
http://www.osyan.net/cgi-bin/mt/osyanmt-tb.cgi/77
'
Ê
Â
š
)
  19 خرداد 1384 ساعت 2:06
نظرها:
ارسال نظر
      
ثبت آدرس 






 
ارسال لینک این مطلب به دیگران
 ارسال لینک این مطلب به:   پست الکترونیکی شما: 

پیام (اختیاری):