مینی مالی خولی

ادب و هنر > ادبی > مينی‌مال8 تیر 1383 ساعت 8:37

کمی بالاتر یک ردیف جوجه اردک می‌خواستند از عرض خیابان رد شوند... کند و باحوصله... اتوموبیلی افسارگسیخته از روی ردیفشان رد شد و خط ممتدشان را نقطه‌چین کرد... جوجه‌ها با روده‌های برادر یا شاید هم خواهر لهیده‌شان سرگرم بودند. طفلی کنار خیابان گریه می‌کرد. مادرش آشفته دستانش را کشید و برد!

اول که نگاه کردم فکر کردم نوشته "کودک". جلو که رفتم دیدم نوشته KODAK.



If you want to write English, press Ctrl+G.