سال صفر

شعر24 تیر 1383 ساعت 10:19

آنگاه که چشمان سرخت تو را می‌نگرند
آنگاه که سکه‌ها‌ شیر و خط ندارند
آنگاه که حشرات می‌جوندت
آنگاه که زیر فشار نیکوتینی خونت له می‌شوی
خواهی مرد
برگرد به سال صفر
و از نو متولد شو
و باز بمیر
و باز برگرد

That's it sir
You're leaving
The crackle of pigskin
The dust and the screaming
The yuppies networking
The panic, the vomit
The panic, the vomit
God loves his children, God loves his children, yeah

از ترانه ی Paranoid Android از گروه Radiohead ٬ گروهی که همش فلسفه‌شون درد می کنه! ولی دوستشون دارم.

نيما: من عاشق اين گروه هستم. مخصوصاً کليپ‌های معرکه‌شون.


در مورد کلیپ‌ها باهات موافقم. سال دوم دانشگاه بودم که StreetSpirit رو به عنوان پیش فیلم توی تالار نمایش فیلم دانشکده‌مون پخش کردن و اون رقص دسته جمعی دخترهای سیاه پوش واقعا جادوم کرد. و اون لحظه‌ای که دست یورک به نشانه‌ی تسلیم از روی شونه‌اش می‌افته پایین.
در عرض یه هفته تونستم دو تا کلیپ دیگه هم ازشون پیدا کنم. از همین جا به همه‌ی دوستان خواننده شدیدا توصیه می کنم دنبال knives out باشن.
در مورد موسیقی‌شون هم خوب، فکر نمی‌کنم میشل گوندری حاضر بشه به این سادگی‌ها واسه هر کسی کلیپ‌سازی کنه.
معذرت می‌خوام که این همه حرف غیر "شعر"ی رو تو این صفحه آوردم. اما حالا که این همه حرف زدم بذار یه چیز دیگه هم بگم بعدش دیگه قول می‌دم حرف بی‌ربط نزنم: به گمونم لینک "هوش مصنوعی و روبوتیک" اشتباهی به "برنامه‌نویسی وب" لینک می‌ده. باز هم معذرت.

نيما: خوب اين لينک‌ها بايد اصلاح بشن. اما نکته اين‌جاست که هنوز وقت نشده همه مطالب گذشته‌م رو از وبلاگ قبلی اين‌جا منتشر کنم. منتشر که شد می‌رسم به اين خرده‌کاری‌ها.


افتضاح است. من یک مانیتور خریدم و 1ساعته خراب شد و دود زیادی بلند شد!

نيما: خب با کپسول خاموشش می‌کردی!



If you want to write English, press Ctrl+G.