جامعهشناسی وبلاگستان
2 مرداد 1382 ساعت 3:09قبل از هر چیز باید بگویم نوشتهای که در پی عنوان بالا میآید، به هیچ وجه یک قانون کلی نیست بلکه صرفاً نظریهایست که بر حسب تجربه شخصی تنظیم شده و ارائه میگردد.
بحث تفاوت جامعه مجازی و جامعه حقیقی، بحثی است که مدتهاست در محافل گوناگون دنبال میشود و بدیهی است که بررسی شباهتها و تفاوتهای آن در این مقوله نمیگنجد. به همین سبب بلافاصله به دنبال مبحث اصلی یعنی تجزیه و تحلیل جامعه وبلاگستان و بهطور دقیقتر دنیای وبلاگهای فارسیزبان میپردازیم.
از دید کلی تا کنون میتوانیم سه نسل از وبلاگنویسان فارسی را در نظر بگیریم و فعالیتهای هر دسته را بطور مجزا تحلیل و بررسی نماییم.
نسل اول، پیشتازان این پدیده و اولین نویسندگان اینترنتی در قالب وبلاگ بودند. این نسل بیشتر شامل افرادی میشدند که از دنیای گپ و گفتگوی آنلاین اینترنتی به سمت تالارهای بحث یا Forum روی آورده و نهایتاً جذب وبلاگها شدند. چرا که وبلاگ، پتانسیل بیشتری را برای ارتباط دوطرفه و همچنین نوشتههای هدفمند و در جهت خاص برایشان به ارمغان میآورد. این گروه با سعی و تلاش در معرفی این پدیده به سایر کاربران اینترنت نقش عمدهای را در توسعه و گسترش آن انجام دادند. به تدریج بخشی از این دسته که تخصص بیشتر و آشنایی زیادتری به علوم انفورماتیک و کامپیوتر داشتند، جدا شده و فعالیتهای خود را به طور متمرکزتری بر روی ساخت ابزار توسعه و اشاعه وبلاگها آغاز کردند. این عده به علت دانش فنی زیادتر عرصه را برای گسترش وسیعتر انگاشته و بالطبع نقش واسطه را میان وبلاگنویسان نسل خود و نسل بعدی بازی میکردند و همچنین با ارائه ابزارهای مفیدی که در این مقوله و با اتکا به تجربیات شخصی خود ساخته بودند، روند توسعه وبلاگها را شتاب بیشتری بخشیدند.
نسل دوم وبلاگنویسان افرادی بودند که کمی دیرتر از نسل قبل اما با بهرهمندی از تجربیات آن و البته آگاهانهتر پا با این وادی گذاردند. وبلاگهای تخصصصی و وبلاگنویسانی که علاقمند به ایجاد وبلاگهایی با مضامین و محتویات حرفهایتر بودند از این دسته هستند. حضور این دسته از وبلاگنویسان باعث گسترش واقعی و مطرح شدن نام وبلاگ در میان جامعه غیرمجازی و در نتیجه ورود عده ای دیگر شد که ورود به اینترنت را با ورود به وبلاگ همزمان آغاز کرده بودند.
نسل سوم وبلاگنویسان، به دو دسته کلی تقسیم شدهاند. گروه اول دستهای هستند که وجود وبلاگ را به عنوان یک مسأله پیش و پا افتاده اینترنتی پذیرفته و با آن همانند تفریحی مانند چترومها برخورد میکنند. گروه بعدی عدهای هستند که برخلاف گروه اول وبلاگ را به عنوان یک رسانه انگاشته و به علت علاقمندی به بُعد رسانهای آن به فکر تشکیل یک وبلاگ میافتند. روزنامهنگاران، نویسندگان، شعرا، هنرمندان و حتی سیاستمداران افرادی هستند که اکثر تعداد وبلاگنویسان این گروه از نسل سوم را تشکیل میدهند. این دسته از قدرت و پتانسیل قوی وبلاگ باخبر بوده و از آن به عنوان یک ابزار برای ارائه نظریات شخصی و ارتباط نزدیکتر با مخاطبین خود استفاده مینمایند.
نکته قابل توجه در جامعه وبلاگی، تداخل نسلها و گره خوردن آنها به یکدیگر است تا جایی که تشخیص مرزهای میان آنان را دشوار میسازد. بسیاری از وبلاگنویسان که قبل از نوشتن در وبلاگ، هیچ جایگاهی در عرصه رسانههای غیرمجازی نداشتند، پس از وبلاگنویسی، جذب جراید و رسانهها شدند و بالعکس بسیاری هم از دنیای واقعی به دنیای مجازی کوچ کرده و فعالیت جدیتری را در دنیای مجازی آغاز کردند. و این جادوی جامعهای است که تنها شرط تولد در آن نگارش و تنها شرط زندگی در آن ارتباط با دیگر اعضاست. چه کسی گمان میکرد که روزی مطالب آن نویسنده معروف را در کسری از ثانیه و بدون واسطه ناشر و ارگانهای ذیربط مطالعه نماید و یا آن نویسنده بتواند بلافاصله پس از نگارش از نظرات خوانندگانش آگاه شود؟ چه کسی گمان میکرد که این گونه و به همین سادگی زبان فارسی، چهارمین زبان وبلاگی مطرح در جهان باشد؟ چه کسی؟
شاید درست بگی ولی من هر چی فکر میکنم نمینونم خودمو پیدا کنم. یعنی جایگاه خودمو پیدا کنم. این آقا بالایی هم یه جورایی راست میگه. راستی کلی حال کردم که دیشب این زیتون اجنبی رو بردی خیلی.
چطور ميشه به تو ايميل داد؟
سلام...امیدوارم که پس از مطالعه این مطلب، به جای اینکه کاستیهای خود را با ملامت این و آن توجیه کنید، زندگی اردک وار خود را رها کرده، با پذیرفتن مسئولیتهای زندگی، تن به ماجرا بسپارید و با اتکا به ضمیر برتر خویش، چون عقابی اوج گرفته، به جایگاهی رفیع بر آیید...
البته بالطبع که مسئله به اين سادگي ها هم نيست، اما! اما اينکه اينترنت با تمام بي مرکزي اش و متکي نبودنش به اين و اون و اينکه مي تونه هر کس و هر سايت و وبلاگي محبوب و پرخواننده بشه و با تبليغ و اينها نمي شه به زور يک نفر رو بالا برد، ولي باز هم خيلي وقت ها خيلي گوشه هاش بدون دليل خاصي مهجور مي مونه و توش نمي شه گفت هر حقي به حق دار رسيده. يه مشکل کوچک هم اين که من امروز هر جا نظرخواهي باز کردم، اين آقاي يوسف توش همين نوشته رو کپي پيست کرده بود. هر چند که اصلا تحريک کننده نيست.
با سلام و خسته نباشيد من مي خوام وبلاگ هاي بسته ام را دات کام کنم يه جايي قيمت گرفتم که سالانه 13 دلار است به نظر شما خوبه ؟ در ضمن اگه ميشه منو راهنمايي کنيد که توي دات کام مي تونم فارسي بنويسم يا نه ... چون زبان فارسي در ليست زبانهاي ندارم براي همين مجبور بودم يا از بلاگ اسکاي استفاده کنم يا پرشين بلاگ . لطف مي کنيد اگه به ايميلم يه پيغام بديد و منو راهنمايي کنيد متشکر ميشم .
سلام
علاوه بر اين 2 گروه گروه سومي هم هستن! در نظر داشته باشين که وقتي اول و آخر ميگيم، حتما يه وسطي هم وجود داره!
آها راستي، لزوما نميشه گفت که گروه اول صرفا از چت و اينا خسته شده بودن و لزوما هم نميشه گفت که گروه دوم با تجربيات گروه اول وبلاگاي خوبي ساختن! شما اصلا حالت ميانه رو در نظر نگرفتين!:)
و چه کسي فکر ميکرد که نيما اين را نوشته باشد؟
سلام. می شه یه توضیح جمع و جور درباره blogrolling و طرز استفاده از اون و گذاشتن کدهاش تو وبلاگ بدید؟ من تا یه جاهایی می رم ولی قاطی می شه و کامل هم نیم دونم. ممنون.
سلام من قبل از اينکه اينجا رو بخونم يه چيزي تو اين مايه نوشته بودمولي انگار ديد شما کامل تره
Twitter Updates
» کمک برای خرید ماهواره برای ارائه اینترنت رایگان به دنیا
» دانلود مجلههای ایرانی
» مصاحبه صوتی وبلاگینا با من
» شبکه تلویزیونی عربی آیفیلم ایران
» پرژن لوگو، دریافت لوگوهای فارسی
» آشپزی گیلکی
» پخش زنده خرید کتاب روی نقشه زمین
» لایکخور، سایتی برای یافتن بهترینهای وب
» فارسیتل، سیستمعامل فارسی موبایل مبتنی بر اندروید
» راهاندازی سایت جدید آموزش روزنامهنگاری
» بررسی آیفون ۴، گوشی تازه شرکت اپل
» چند دقیقه از وقت آنلاینتان را هدیه بدهید
» دانلود برنامه بازیهای جام جهانی به فارسی
» سایت جدید مجلات همشهری

نوشتهی قبلی










فلسفه




يک دسته هم اونايي که از وبلاگ به عنوان چت استفاده ميکنن... کسايي که واقعا توو ارتباط معموولي با اطرافيانشون مشکل دارن! چه بهتر که محيط مجازي باشه و ارتباط هم به اين اسووني!
گولبولت