آن گاه... که دستی بر پوستش تو را به لمس سالهای دور میبرد و انگشتانی که لرزانترین خاطرات را در سینه دارند سالهاست دیگر نوید هماغوشی را برنمیتابند آن گاه... باید مرگ زیر لایههای ناخنی پنهان بوده باشد.